مصاحبهی خانم فرناز قاضیزاده با لیلا حسینزاده، «دخترک ستم دیده از زندانِ حکومت زشتکردار ج. ا» در تلوزیون بیبیسی به تاریخ دهم ژانویه – بیست و شش، نظرم را جلب کرد. در حقیقت، جدلی بود میان دو دیدگاه متفاوت! اینک چند نکتهی اضافه در جواب سوالات!

ادامه مطلب را بخوانيد »
کیوان مهتدی قطع ارتباط را نه یک اختلال فنی، بلکه شکلی از «شکنجه سفید» توصیف میکند؛ ابزاری برای فرسودن روان، حذف اجتماعی و تبدیل حق زندگی به امتیازی قابلقطع. این متن، روایت زیستن در تاریکیِ بیخبری است؛ جایی که نوشتن، آخرین تلاش برای فراموشنشدن است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
وطنم در گردابِ خون میتپد؛
خاک، سینهچاک و مجروح،
سرخفام و پیوسته جاری.

ادامه مطلب را بخوانيد »
کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۲۷ دیماه ۱۴۰۴ – همزمان با ادامه سرکوب سازمانیافته معترضان در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، فهرست اسامی ۲۵ تن از جانباختگان منتشر شده است. منابع حقوق بشری اعلام کردهاند این اسامی تنها بخش اندکی از قربانیان واقعی است و آمار جانباختگان به هزاران نفر میرسد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در سرکوب اعتراضات ۱۴۰۴، نشانههای یک الگوی «گسترده و نظاممند» دیده میشود؛ از بهکارگیری سلاح جنگی علیه مردم در محلههای مسکونی تا جابهجایی و انباشت جنازهها و ارسال پیامکهای تهدید عمومی. رامتین شهرزاد در این مقاله توضیح میدهد «جنایت علیه بشریت» در حقوق بینالملل دقیقاً چه معنایی دارد، چه مسیرهایی برای پیگیری قضایی وجود دارد، و شهروندان چگونه میتوانند بدون بهخطر انداختن خود و دیگران، شهادتها و مدارکی قابل اتکا ـ از یادداشت و صدا و تصویر تا پیامکها و اسناد ـ را ثبت و نگهداری کنند؛ با هشداری جدی درباره جعل و دستکاری محتوا با هوش مصنوعی.

ادامه مطلب را بخوانيد »
فراخواندن نیروهای منتقدِ درون ساختار قدرت برای کمک به حفظ نظام. این بار، هدف بسیج «خواص» برای ایستادن در برابر اعتراضات مردمی عنوان شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
گزارش فیلتربان از ورود جمهوری اسلامی به مرحله انسداد فراگیر اینترنت حکایت دارد؛ مرحلهای که در آن اتصال به اینترنت بینالمللی نه یک حق عمومی، بلکه امتیازی محدود و امنیتی تلقی میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
یوسف انصاری، نویسنده و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، و مصطفی خسروی بابادی بازداشت شدند

ادامه مطلب را بخوانيد »
چهارشنبه ١٧ دیماه، وریشه مردای زندانی سیاسی کرد محبوس در زندان اوین، در پیامی از بند زنان زندان اوین، ضمن ابراز همبستگی با معترضان، نوشت: «این مسیر، امتداد گسست تاریخی «زن، زندگی، آزادی» است.»

ادامه مطلب را بخوانيد »
اعتراضات معیشتی ـ سیاسی جاری از 7 دی 1404 با افزایش قیمت ارز و کاهش شدید قدرت خرید از بخش بازار آغاز شد و در ادامه به شورشهای خیابانی پیوسته، بهویژه در بخش غربی و جنوب غربی کشور، دامن زد. در این نوشته، قصد دارم مروری کوتاه بر وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی استان چهارمحال و بختیاری در سالهای اخیر داشته باشم، چرا که به واسطهی تجربهی زیستهْ شناخت نزدیکی از این استان دارم که گمان میکنم بتواند تا حدی کم و کیف اعتراضات را در این منطقه روشن کند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
۵۷ را تکرار نکنیم. «دفترچهی اضطراری» را بخوانیم. خیانتهای آن در ۱۶ بند قابل شرح است. ابتدا آنها را فهرست میکنیم و سپس به بررسی هرکدام میپردازیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
آنچه متنِ «حرفزدن از آزادی (و به زبان آزادی)» نوشتهی حسام سلامت انجام میدهد، نه صرفاً پیشنهاد یک ترجمهی زبانی، بلکه تحمیل یک دستگاه خوانش است؛ دستگاهی که از پیش تصمیم گرفته هر خواست اجتماعی، هر اعتراض معیشتی و هر کنش طبقاتی را ــ اگر قرار است مشروع، شریف و «غیرارتجاعی» بماند ــ باید نهایتاً در دالِ «آزادی» حلوفصل کند. به این معنا، متن نه شاهد یک خیزش، بلکه قیمِ معنای آن است: خیزش میآید، فریاد میزند، عمل میکند؛ اما این متن است که بعداً به ما میگوید «آنها در واقع چه میخواستند».

ادامه مطلب را بخوانيد »
دو دقیقه از تماشای ویدئو گذشته بود که فهمیدم خودم نیستم. دو دقیقه، وقتی کسی دارد چیزهایی میگوید که هرگز نگفتهاید، اما میتوانستید گفته باشید، یک ابدیت است. یک کانال را پایین آوردند و سپس ظرف چند ثانیه همان محتوا با همان ویدئوها، اما با نامی دیگر، در کانالی متفاوت دوباره ظاهر شد. فهمیدم که ما- «رعیتهای ابری»- حتی بر هویت دیداریـشنیداری خودمان هم نه کنترل داریم، نه مالکیت، و نه حقوق مالکانه. این همان تکنوفئودالیسم است که از کنترل خارج شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چندی از اظهارنظرهای فاشیستی محمود سریعالقلم -عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بهشتی- میگذرد و این گفتهها در این مدت از نظرگاههای مختلف مورد نقد قرار گرفته است. اما آن چیزی که ما را به ضرورت انتشار متن حاضر رساند، نه صرف گفتههای او که بر اساس نظرات پیشینش بههیچوجه مایهی تعجب نبود، بلکه بیانیهی حمایتی جمعی از انجمنهای علمی علوم سیاسی بود که زنگ خطری دوباره را به صدا درآورده است. زنگ خطر اشغال دانشگاه توسط دشمنانمان؛ نه در مقام مامور و مسئول، بلکه به عنوان همکلاسی و همدانشگاهی.

ادامه مطلب را بخوانيد »
فقدان «نقشه راه توسعه صنعتی» در ایران نه به «فرهنگ ایرانی» یا «ضعف نهادی»، بلکه به صورتبندی خاص «منطق انباشت سرمایه» کشور ایران، متناسب با جایگاه پیرامونی آن در گردش سرمایه جهانی، مرتبط است. ناکامی در شکلگیری تولید صنعتی مستقل بیش از آنکه به کمبود سرمایه مربوط باشد، ناشی از سلطه اشکالی از سرمایه است که انباشت را بدون گسترش تولید صنعتی ممکن میسازند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مردمِ ونزوئلا
از غرق شدن در دریای نفت
نجات یافتند…

ادامه مطلب را بخوانيد »
دونالد ترامپ پس از حمله به ونزوئلا کاری انجام داد که رهبران دولتهای غربی معمولاً از آن پرهیز میکنند. او از بهکارگیری لفاظی «حقوق بشر»، «دموکراسی» یا «مسئولیت انسانی» که غالباً برای بزککردن مداخلاتِ ناقضِ حقوق بینالملل به کار میرود صرفنظر کرد. در عوض، آشکارا گفت موضوع بر سر چیست: دسترسی به بزرگترین ذخایر شناختهشدهٔ نفت خام جهان، کنترل ژئوپلیتیک و پیشبرد منافع ایالات متحده در منطقهای که واشنگتن آن را هرچه بیشتر بهعنوان حوزهٔ نفوذ چین و روسیه میبیند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
اتحاد سراسری کارگران و بازنشستگان ایران ضمن حمایت بیدریغ از اعتراضات به حق، برابری طلبانه و آزادیخواهانه برای آیندهای به دور ازهرگونه استبداد و دیکتاتوری؛ اعتقاد دارد هر گونه تجاوز بیگانگان را به میهن به هر بهانهای را با مبارزهای همبسته و متحد باید نقش بر آب و خنثی کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چند روزی است که آتش اعتراضات مردمی در ایران دوباره گُر گرفته و در بسیاری از شهرهای کشور شاهد تجمع اقشار مختلف مردم هستیم. جرقه آتش اخیر، اعتراض بازاریان تهران و برخی شهرهای دیگر به بهانه افزایش قیمت دلار بود. اعتراض بازاریان به گرانی دلار مسبوق به سابقه است و امر جدیدی نیست؛ اما آنچه کیفیت اعتراضات اخیر را از دورههای پیشین متفاوت میکند گسترش سریع آن به دیگر شهرهای کوچک و اقشار و طبقاتی به جز بازاریان جامعه است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
هر بار که خیابانهای ایران صحنهی اعتراض میشوند یک پرسش تکرار میشود: «چرا طبقهی کارگر حضور ندارد؟» این پرسش در ظاهر ساده اغلب حامل یک اتهام پنهان است. اتهام بیتفاوتی، محافظهکاری یا فقدان آگاهی سیاسی. مسئله اما نه غیبت طبقهی کارگر بلکه شکست سیاست و بهطور مشخص، شکست اپوزیسیون چپ در تبدیل اعتراض به مبارزهی طبقاتی است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
تجمعات دیماه از اولین ساعات خود، همچون جرقهای بر بوتهی تلنبارشده نارضایتیهای فشرده مردم جامعه ما عمل کرد. اعتراضات خیابانی، دیواره سکوت جنبش زیر خاکستر «زن، زندگی، آزادی» را شکافت و از نقطهای به نقطه دیگر دامن گسترد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این یادداشت می خواهد یادآور شود که نیروی خواهان آزادی و عدالت در جهان امروز و وضعیت کنونی ایران در برابر چه مشکل هایی قرار گرفته است. بهتر است بر روی پاسخ خود به این مشکل ها متمرکز شویم و گمان میریم که این یا آن گروه در “اپوزیسیون” مانع پیشرفت کارهاست

ادامه مطلب را بخوانيد »
سیاستگذاران اجتماعی چنانچه مزد را نه فقط به معنای قیمت نیروی کاری که در بازار به فروش میرسد و نه فقط به معنای یکی از «عوامل تولید» بلکه به شکل یک متغیر عمیقاً اجتماعی مرتبط به زندگی تمام آحاد مردم یک سرزمین در نظر بگیرند فصل مشترکی میان طرفین متخاصم مذاکرات مزدی ایجاد میشود که توسعه، رفاه و پایداری اجتماعی را در پی دارد؛ امری که بهسختی میتوان نشانههایی از آن را مشاهده کرد و همه چیز حاکی از این است که قرار است در بر همان پاشنه بچرخد!

ادامه مطلب را بخوانيد »
در سالهای اخیر، شاهد روند نگرانکننده و سیستماتیک «پروندهسازی» و برخوردهای امنیتی-قضایی با معلمانی هستیم که برای احقاق حقوق صنفی و بهبود شرایط آموزشی فعالیت مسالمتآمیز میکنند. این فشارها، که نمونههای آن در استانهای مختلفی از جمله کردستان، کرمان، خوزستان، تهران، البرز و … ثبت شده، شامل احضارهای مکرر، صدور احکام سنگین زندان، اخراج، بازنشستگی اجباری، تبعید اداری و تفتیش خانههاست، بهشکلی مشابه در مورد فعالان صنفی معلمان، کارگران و… اعمال میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
میگویند «دموکراسی با صدای بلند سخن گفته است و این بار خوزه آنتونیو کاستِ مدافع ژنرال پینوشه را برگزیده است». اما این جمله فقط زمانی معنا دارد که دموکراسی را به یک رویه صوری و حداقلی تقلیل دهیم…

ادامه مطلب را بخوانيد »
باید صریح گفت که اگر قرار است چرخه مرگآفرین و فرساینده در نظام سلامت ایران متوقف شود، دیگر زمان وعدههای تکراری و اصلاحات سطحی و توخالی از بالا گذشته است. بحران خودکشی پرستاران و رزیدنتها، از میلاد مروتی و شیدا ارزانی در کرمانشاه گرفته تا آمار سه تا پنج برابری خودکشی در کشور و فرسودگی بیش از ۹۰ درصد رزیدنتهای تهران، نشان میدهد که هیچ مدیریتی تاکنون توان مقابله با فشارهای کاری، حقوق پایین، شیفتهای طاقتفرسا و تحقیر ساختاری را نداشته است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
همهی دستگاههای دولتی و حکومتی و تمام سازوکارهای قانونگذاری و جهتگیریهای سیاسی و اقتصادیای که تنظیمکنندهی اصلیترین سازههای زندگی و معاش کارگران است؛ مانند دستمزدها، حقوق بازنشستگی، قوانین مربوط به کار و روابط کارگر و کارفرما، همگی نشان از جهتگیری طبقاتی حاکمیت به سود اقلیتی صاحب سرمایه و به زیان اکثریت جامعه یعنی کارگران و زحمتکشان دارد. از این منظر، تفاوت معناداری بین جمهوری اسلامی، اپوزیسیون اصلاحطلب درون نظام و اپوزیسیون راست برانداز جمهوریخواه و سلطنتطلب وجود ندارد. زمانی که بحث بر سر منافع سرمایه است، همهی آنها در نهایت حرف واحدی را میزنند: بحران صندوقها تنها به دلیل سوءمدیریت است و از طریق خصوصیسازی حل میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
کنشگری محیط زیستی در ایران، هرچه بیشتر به زبان اخلاقیِ بیخطر و کمپینهای کماثر فروکاسته میشود؛ جایی که نقد ساختارهای قدرت، جای خود را به توصیه، سکوت و «بیانیههای بیمخاطب» میدهد. این نوشته تلاشی است برای نشاندادن اینکه چگونه سبزشویی، محیط زیست را از سیاست تهی میکند و کنشگری را به ابزار مهار بدل میسازد.

ادامه مطلب را بخوانيد »