جنگ جاری نیز به منظور به زانو در آوردن رژیم ایران و تسلیم آن به معنای اخص کلمه در مقابل آمریکا-اسرائیل صورت گرفته است. اشکال عملی تسلیم: ۱) تغییر شکل رژیم بر حسب خواست آمریکا/اسرائیل و به قدرت رساندن یکی از میان بازماندگان و یا ۲) ادامهی جنگ تا سرنگونی کامل آن و جایگزینی آن با یکی از کاندیدهای آمریکا. فقط در این حالات میتوان از شکست ایران به معنای دقیق کلمه حرف زد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
امروز هزاران هزار زندانی سیاسی زن و مرد، جوان و سالخورده در زندان های سراسر ایران هستند که جانشان در خطر است. خانوادهها ی زندانیان سیاسی و عقیدتی خاصه در مناطق جنگی، نگران عزیزان خود هستند. خواست آزادی بی قیدوشرط زندانیان سیاسی، خواست اصلی و همگانی جامعه است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این تحقیق الجزیره پرسشهایی را درباره مرگبارترین حمله منفرد در جنگ علیه ایران مطرح میکند؛ حملهای که به کشته شدن ۱۶۵ دانشآموز دختر و کارکنان مدرسه انجامید.

ادامه مطلب را بخوانيد »
همزمان با اوجگیری حملات نظامی در ایران، جامعه حقوقی بینالمللی میگوید محرومسازی بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل مستقل و بازداشت خود وکلا، عدالت را به «ابزار سرکوب» بدل کرده است

ادامه مطلب را بخوانيد »
به نوشته سومار النهر، آمریکا جنگهای خود را به عنوان راهی برای رسیدن به دموکراسی معرفی میکند. اما حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نتیجه واقعی را نشان داد: هرجومرج، خشونتهای فرقهای و کشوری که هنوز هم تحت نفوذ شدید آمریکا قرار دارد. اکنون نوبت ایران است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
به گفته چند منبع به شبکه سی ان ان، سازمان سیا به طور فعال در حال تلاش برای مسلح کردن نیروهای کرد در ایران است. هدف، ایجاد نیرویی در غرب ایران است که بتواند در عملیاتهای زمینی شرکت کند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
جنگ، ورود به دالانی خونین و تاریک است. خون میپاشد و دروغ. هم جسم فلج میشود، هم ذهن. دور از جنگ هم که باشی، ذهنت را خبرها بمباران میکنند، خبرهای راست و ناراست.

ادامه مطلب را بخوانيد »
ایران شکست خورد چون مردمش، خود نتوانستند با وجود همهی فداکاریها، متحدانه مستبد را پایین بکشند و محاکمه کنند. در جنگ، یک کشور شکست میخورد، نه صرفاً یک رژیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
تجربۀ طرح هدفمندی یارانهها از سال ۱۳۸۹ موجب شده که ارزیابی از طرح حذف ارز ترجیحی منفی باشد. حتی آنهایی که ارزیابی مثبتی دارند، اغلب تأکید میکنند که براساس تجربۀ طرحهای پیشین، اثرات مثبت طرح پایدار نخواهد بود و بهسرعت خنثی یا منفی میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
ناامیدی خلاق را شاید باید از کسی مثل گرامشی آموخت. کسی که 10 سالِ پایانیِ زندگیِ خود را در زندان گذراند و نوشتههای زنداناش تنها راه خلاصیِ او از انزوا، پوسیدگی و شاید حتی مرگ بود. گرامشی با گوشهچشمی به گزارهی «بدبینی عقل، خوشبینی اراده» (از رومن رولان)، خوشبینی (بخوانید امید) را «در اغلب اوقات»، چیزی بیشتر از «کاهلی، بیمسئولیتی، عدم اراده سرنوشتباوری و مکانیکیانگاری» نمیداند. میگوید «بر عواملی بیرون از اراده و فعالیت فرد تکیه میکنیم، آنها را به عرش اعلا میرسانیم و به نظر میرسد که با شور و شوقی مقدس ملتهب میشویم. و شور و شوق چیزی بیش از ستایش بتوارهها نیست. یگانه شور و شوقِ موجّه، شور و شوقی است که ملازم ارادهی هوشمندانه، فعالیت هوشمندانه و به نحو بدیعی سرشار از ابتکارهای مشخصی باشد که واقعیت موجود را تغییر بدهد.» میتوان گفت همینها از جمله ویژگیهای ناامیدی خلاق است: شور و شوق، اراده، فعالیت و ابتکارهای اثرگذار.

گوزن زخمی، اثر فریدا کالوا، ۱۹۴۶ ادامه مطلب را بخوانيد »
بعد از دست آوردهای نظری نبوغ آمیز آلبرت اینشتین، مکاتب فلسفی رئالیسم و پوزیویتیسم و ماتریالیسم دیالکتیکی، نیز وارد جهان علم و فلسفه فیزیک شدند. او جنگ را بعنوان راه حل سیاسی محکوم نمود، و مخالف اندیشه های راسیستی، کلنیالیستی، میلیتاریستی، کاپیتالیستی، و امپریالیستی، بود، و به دفاع از اصول عدالت اجتماعی، انسانیت، و حقوق بشر پرداخت، و افشاگر استثمار و سلطه بر انسان و مخالف هر دو جنگ جهانی در قرن 20 بود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مارکو روبیو وزیر امور خارجهٔ آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: برای پنج قرن پیش از پایان جنگ جهانی دوم، غرب در حال گسترش بود. مبلغان مذهبیاش، زائرانش، سربازانش و کاشفانش از سواحل خود روانه میشدند، از اقیانوسها عبور میکردند، قارههای جدید را مسکون میساختند و امپراتوریهای عظیمی بنا میکردند که سراسر جهان را دربر میگرفت. اما در سال ۱۹۴۵، برای نخستین بار از زمان عصر کلمبوس، این روند معکوس شد؛ غرب رو به عقبنشینی گذاشت. امپراتوریهای بزرگ غربی وارد مرحلهٔ افول نهایی شدند

ادامه مطلب را بخوانيد »
این نوشته را برای شما، تمامی دختران و زنان جوانی که امروز با صدای بلند برای دستیابی حق، آزادی و برابری را فریاد میزنید مینویسم؛ برای نسلی که میخواهد گذشتهٔ کشورش را نه از پشت پردهٔ تبلیغات سیاسی، بلکه از دل حقیقت و از میان واقعیت های تاریخی بشناسد. در سالهای اخیر، تصویرهایی زیبا و رویایی از دوران سلطنت پهلوی در شبکههای اجتماعی پخش میشود؛ تصویرهایی که انگار از یک دنیای بینقص حرف میزنند اما پشت این تصویرهای زیبا، واقعیتهایی وجود دارد که یا گفته نمیشود، یا پنهان میشود، یا آن قدر وارونه روایت میشوند که نسل امروز هرگز فرصت شناختن حقیقت را پیدا نمیکند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن پاسداشت یاد جانباختگان اعتراضات دیماه، ازجمله صدها دانشآموز و معلمی که خونشان مظلومانه بر زمین ریخت، اعلام میدارد:
۱. از تمامی همکاران فرهنگی دعوت میشود روز چهارشنبه ۲۹ بهمنماه، به نشانه سوگ و اعتراض، با اعتصاب، از حضور در کلاسهای درس (مدرسه و اداره) خودداری کنند.
۲. از والدین محترم و آگاه دانشآموزان درخواست داریم تا برای حفظ امنیت فرزندانشان و به نشانه همبستگی با خانوادههای داغدار، در این روز از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری نمایند.
۳. همچنین از عموم فرهنگیان و مردم شریف دعوت میشود تا در صورت امکان، در مراسم چهلم این عزیزان و کودکان جانباخته شرکت کرده و مرهمی بر داغ خانوادهها باشند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
ما، جمعی از انجمنها و نهادهای مدنی فعال در حوزه کودکان و نوجوانان، با نگرانی عمیق، خشونت اعمالشده علیه کودکان در اعتراضات سراسری روزهای اخیر را محکوم میکنیم؛ خشونتی که به کشته و زخمی شدن تعدادی از کودکان و نوجوانان انجامیده و آثار جبرانناپذیری بر جان، روان و آینده آنان بر جای گذاشته است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
سند «مرحلهی اضطراری» که بهعنوان نقشهراهی برای دوران گذار تدوین شده است، فراتر از یک برنامهی اجرایی، دریچهای برای درک رویکرد تدوینکنندگان آن نسبت به مفاهیم قدرت و مشروعیت فراهم میکند. اگرچه طراحی مسیر برای گذار از استبداد امری حیاتی است، اما واکاوی این سند از منظر هنجارهای دموکراتیک، نشاندهندهی یک تضاد ساختاری عمیق است: تلاش برای رسیدن به ثبات از طریق تمرکزگرایی مفرط. این نوشتار با نگاهی انتقادی، کاستیهای بنیادین این دفترچه را در زمینهی توزیع قدرت، حقوق شهروندی و بازنمایی کثرت جامعه ایران بررسی کرده و در مقابل هر بنبست ساختاری، جایگزینی دموکراتیک برای تضمین یک گذار شمولگرا ارائه میدهد.

ادامه مطلب را بخوانيد »

نظام سیاسی حاکم بر ایران با چنین شیوه استبدادی تاریخمند غیرقابل دوام است و ناگزیر از فروپاشی. حال این اتفاق یا از طریق انقلاب اجتماعی خواهد افتاد و یا از طریق مداخله خارجی به سود ارتجاع مغلوب در قالب پادشاه خواهی و یا با تغییر رژیم از درون متکی بر استعداد سیاسی _ نظامی الیگارشهای موجود در آن با امکانات موجود، برای سازش با امپریالیسم امریکا و دولت اسرائیل و به احتمال زیاد دولتهای مرتجع منطقه.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این مطلب را در بحبوحه روزهای منتهی به هفته دوم اعتراضات آماده کرده و در یک قدمی انتشار بودیم؛ اما با «۱۸ دی» هم اینترنت قطع شد و هم تحولات رنگ و بویی اساساً متفاوت گرفت که بازنگری جدی در برخی بخشها را میطلبید. قطع چند هفتهای راههای ارتباطی در ترکیب با سانسور و پوشش جهتدار شبکههای ماهوارهای محدودیتهایی را در مقابل فهم ما از تصویر کلی و به ویژه فضای جنگی قرار داده بود. از طرفی ابعاد کشتار همه را شوکه و به لحاظ روانی فلج کرده، ولی مجبوریم بنا به وظیفه با بهاصطلاح عقل سرد و انتقادی این رویدادها را بنگریم. پس اکنون که اینترنت قطرهچکانی باز شده، قصد داریم بر مبنای مشاهدات و مداخلاتمان، دی ماه ۱۴۰۴ را از نو مرور کنیم: چه رخ داد؟ چطور از «زن زندگی آزادی» به «پهلوی برمیگرده» رسیدیم؟ سر و کله «رضا پهلوی» از کجا و چطور پیدا شد؟ آیا خطر جنگ جدی است؟ به کدام سو میرویم؟ و نهایتاً چپ انقلابی چه مداخلاتی میتوانست و میتواند داشته باشد؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
سازماندهیِ و ایجادِ هستهِ اولیه بلوک ترقیخواه و تدوینِ دیدگاههای این بلوک و طرح برنامه برای گذار از رژیم موجود و استقراِر نظام جدید، مهمترین گام در روند اعلام موجودیت و شروع فعالیت است. این کار را جریان سلطنتطلب انجام داده و مواضع مجاهدین خلق نیز روشن است. در نوشته حاضر، با عطف به پارهای از نوشتههای پیشین خود، ضمن نقد سازماندهی و برنامهی منتشر شده سلطنتطلبان، سازماندهی و برنامه گذارِ مطلوب برای بلوک چپ پیشنهاد میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
دموکراسی حقیقی یک فرآیند طولانیِ تغییر افق امکان است. فرآیندی که مستلزم بازتوزیع مادی قدرت، شکستن هژمونی ایدئولوژیک و ایجاد امکان واقعی برای شنیدهشدن صداهای سرکوبشده است؛ و نه صرفاً برگزاری یک رأیگیری «آزاد».

ادامه مطلب را بخوانيد »
دی ماه ۱۴۰۴ امسال آوار عظیمی از کشتار و نفرت به جا مانده از جنایت آفریده شده حاکمیت اسلامی در دل اعتراضات و تجمعات خیابانی در جای جای کشور نشانی از خود به جای گذاشت که در حیات تمامیت نظام در برابر چشمان مردم، ولع سبعیت با وجود قطع اینترنت و شبکههای ارتباط در درون کشور با خارج و بالعکس تا اینجای کار که ثبت شده، نشان از نمایش سرزمین سوختهایست که داغ آن به درون بیشمار خانهها راه یافته است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
از ضعف نهادهای مزدی و اقتصاد رانتی تا تحریم و فقدان قدرت چانهزنی؛ کالبدشکافی یک دور باطل تاریخی در تعیین مزد

ادامه مطلب را بخوانيد »
اصرار بر «همه با هم» در لحظهای که تضادها عریان شدهاند، اتفاقاً رادیکال نیست؛ محافظهکارانه است. این صورتبندی، تضاد را بیخطر میکند. آن را از سطح ساختار به سطح اخلاق میکشاند. بهجای اینکه بپرسد چه کسی چه چیزی را از دست میدهد، میپرسد چرا اینقدر خشمگین هستید. بهجای اینکه به قدرت حمله کند، از زبان خواهش استفاده میکند.
در عمل، «همه با هم» یعنی: سرمایهدار، استثمارگر، شکنجهگر، قربانی، کارگر، بیکار، مهاجر، و فاشیست، همه بنشینیم دور یک میز و تفاوتهایمان را به رسمیت بشناسیم. فقط یک چیز را به رسمیت نشناسیم: اینکه منافعمان با هم در جنگاند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بیا تا دیوارها را فرو ریزیم
تنها سلاح ما
خستهگانِ اردوی کار
حضور دستادست است
تا گاه خاموشیِ صداهای سود مَست!

ادامه مطلب را بخوانيد »
جمهوری اسلامی ایران با تبدیل سرکوب اعتراضات سراسری دیماه خونین به یک سیاست حکمرانی فعال مبتنی بر «مهندسی رعب»، از کشتار خیابانی به سمت اعدامهای قضایی شتابزده، شکنجه سیستماتیک و بازداشتهای گسترده حرکت کرده. این روند با بیش از ۱۹۰ تا ۲۵۰ اعدام تاییدشده از ۱۸ دی تا نیمه بهمن همراه بوده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
همزمان با تداوم سرکوب در شهرهای ایران، تازهترین دادههای هرانا از افزایش شمار جانباختگان، بازداشتها و اعترافات اجباری حکایت دارد. واکنشها و موضعگیریهای مذهبی، حقوقی، صنفی و فرهنگی در داخل کشور نیز پررنگتر شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در نتیجه ی کشتار معترضان و مردم بی دفاع در دی ماه ۱۴۰۴ آوار عظیمی به وسعت جغرافیای کشورمان بر جامعه فروریخته اند، برابر این ترومای جمعی، ما از پانیافتادگان امروز، به جای داد و فریاد و شعارهای سیاسی بی حاصل و اغلب کم بها، باید بتوانیم در خانهها را به صدا درآورده و به جای حرافی و ادعای میدانداری، با تمام توان و به هر شیوه و شکلی که میتوانیم، این لحظههای اضطراب و شُوک کشندهی حادث شده بر هممیهنانمان را در حد توانمان التیام بخشیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
نقطهی عزیمتِ واکاوی و ارزیابی خیزش دیماه 1404 باید شیوهی هستی اجتماعی خودِ این جنبش باشد، همانا شرایط عینی و ذهنیاش، پویایی یا دینامیسم درونیاش و تاریخ و تاریخیتش، تنیده در شرایط اجتماعی و تاریخیِ داخلی و بینالمللی.

ادامه مطلب را بخوانيد »