مقاله برگزیده: «در کدام گذرگاه قرار داریم»، نوشته دکتر فریبرز رییس دانا

بیائید خود را لحظه ای در جایگاه یک شهروند عادی، یعنی میلیونها نفر و اکثریت قاطع مردم ایران، قرار دهیم. آنها در این هنگامه چه می بینند: هرچه در برابر شداید و محرومیت ها و در برابر تجاوز آمریکا مقاومت می کنیم و صبوری به خرج می دهیم در دل سنگ دستگاه قدرت ذره ای اثر ندارد. ….

 

 

———————————————

در کدام گذرگاه قرار داریم

دکتر فریبرز رییس دانا

 

ما مخالفان سر سخت مداخله و تحریک و تحریم های آزارنده و ضد مردم ایران از سوی آمریکا و متحدان اصلی او در کشور خود هستیم. ما چنین می اندیشیم و در این راستا عمل می کنیم ضمن آن که لحظه ای از وظایف آزادی خواهی و عدالت جوئی خود، با همه ی مخاطرات و هزینه هایش در این میهن، دست نکشیده ایم.

اما بیائید خود را لحظه ای در جایگاه یک شهروند عادی، یعنی میلیونها نفر و اکثریت قاطع مردم ایران، قرار دهیم. آنها در این هنگامه چه می بینند: هرچه در برابر شداید و محرومیت ها و در برابر تجاوز آمریکا مقاومت می کنیم و صبوری به خرج می دهیم در دل سنگ دستگاه قدرت ذره ای اثر ندارد. آنها فرزندان ما، کارگران و بیکاران و محرومان، مال باختگان و استثمار شدگان، به ذلت نشستگان در برابر قارونهای افسانه ای و غارتگران مال و فرصت مردم، تحقیر شدگان، آزادی خواهان، معترضان به فشارهای فردی و اجتماعی و مدافعان حقوق هم میهنان و جز آن را با تهدید و تعقیب و اشد مجازات رو به رو میسازند و به زندانهای سخت و طولانی می افکنند و وثیقه هائی بیش از حد سنگین و حیرت آور و بی هیچ تناسب با واقعیت زندگی و توان متهمان شرافتمند یا قرار باز داشت طولانی مدت برای آنها، که هر یک عهده دار معیشت خانواده یا بیمار یا در حال تحصیل یا نیازمندند، صادر می کنند.

در مقابل، اما، سران قدرت همیشه هم خواهان سر به زیری، سکوت، مدارا، تحمل و دنیای بی آینده ی این مردم و به ویژه نابرخورداران و جوانان هستند. تهدید به اتهام همکاری با امپریالیستها و مداخله گرانی که این مردم هزینه ی واقعی فشار و آزار آنان را می پردازند بر بالای سر هر معترضی است. آنان به اخلال و آشوب متهم میشوند حال آن که آنها تمام توان و سرمایه ی صلح و آرامش اجتماعیند. اما دخل ولایت بران و بیدادگران در ویلاهائی که ۲ تا ۴ هزار برابر کومه های تهیدستان می ارزد- و معلوم هست و نیست که از کجا آورده اندش – زندگی می کنند و در منتهای ایمنی به ویلاهاشان در تفریح گاههای جهان غرب و مناطق خوش آب و هوای داخل می روند و می آیند و مدام ثروت می اندوزند و شبکه ی اقتصاد را در ید بی کفایت خود دارند.

شما که به جای این مردم نشسته اید انصاف بدهید نباید انتظار داشت که آرام آرام و سپس دسته دسته و بعد فوج فوج آدمها به این وادی بیایند که بگذار هر چه می خواهد بشود و ما دستکم فرصتی بیابیم و نفسی بکشیم؟ درک والای انسانی و متعهدانه لازم بود تا بداند که این کارگران، رزمندگان چپ، آزادی خواهان عدالت جو و این نگین های درخشان مقاومت برای آزادی و عدالت و استقلال که این چنین در معرض خشم و انتقام قرار گرفته اند هیچ جرمی مرتکب نشده اند جز در خواست حقوق انسانی و آزادی اندیشه و بیان و جامعه ای رها از سلطه ی امپریالیسم و خودکامگان اقتصادی و سیاسی بومی. بدین سان در راه به روزی مردم اینا باید آزاد و باشند و سربلند.

من گمان می کنم اگر این درک وجود ندارد اما این هوشیاری در کار است که آزادی خواهان و استقلال طلبان عدالت جو را اصلی ترین دشمن تشخیص دهد. آنها راز فقر را کشف کرده و به محرومان یاد می دهند. نمایندگان قدرت از همین خشمگینند.

———————————————

دسته : مقالات برگزيده

برچسب :

جوابي بدهيد