مقاله برگزیده: در همبستگی با دانشجویان و شعارهایشان! – ف. تابان

دانشجویان به درستی با مبارزات مردم دیگر کشورها ابراز همبستگی کرده و با بازگشت به سنت نیکوی همبستگی بین المللی چپ، خود را در کنار مردم عراق، لبنان، شیلی و فرانسه در مبارزاتشان برای آزادی و عدالت دانسته اند. و محکم تر باد این همبستگی بین المللی مردمان جهان در راه آزادی و عدالت اجتماعی!

 


 

 

 

در همبستگی با دانشجویان و شعارهایشان! 

ف. تابان

اعتراضات دانشجویی شانزده آذر ۹۸ از یک ویژگی مهم برخوردار بود. دانشجویان بعد از سرکوب قیام خونین آبان ماه پرچم اعتراض را در دانشگاه ها به اهتزاز در آوردند و شعارهای این قیام خونین و سرکوب شده را تکرار کردند. مهم ترین پیام شانزده آذر ۹۸ این بود که قیام مردم ایران برای آزادی و عدالت ادامه دارد و جنایات حکومت در کشتار، سرکوب و از نفس انداختن آن نتوانسته است، آرامش گورستانی را – که معمولا بعد از سرکوب هر اعتراضی به وجود می آید، بر کشور حاکم کند. برپا نگاه داشتن پرچم این قیام در شرایط سنگین و رعب آور سرکوب و کشتار، موج بازداشت ها و تهدیدها، احترام برانگیز است. باید در برابر شجاعت دانشجویان کشورمان تمام قد به پا بایستیم و عمیق ترین احترام ها و درودها را نثار آنان کنیم!

اما تنها چند ساعت بعد از این شانزده آذر به یادماندنی و دوست داشتنی، با موجی از انتقاد علیه دانشجویان مواجه شده ایم. انتقادی که به طور عمده از جناح های راست سیاسی و طبقاتی منشاء می گیرد و در خارج از کشور بیشتر به گوش می رسد. برخی از این منتقدین حتی تا آن جا پیش رفته اند که تظاهرات دانشجویان را «مشکوک» و «بودار» خوانده اند و مستقیم و غیرمستقیم مدعی شده اند که «دست» جمهوری اسلامی در برپایی آن و شعارهایش «در کار» بوده است. «دلیل» آن ها چند شعاری است که دانشجویان در محکومیت سرمایه داری جهانی و نئولیبرالیسم داده اند.

این انتقادها در برخی موارد شاید از سر دلسوزی باشد که نشانه ی آن است این منتقدین دلسوز معنای این شعارها را به درستی متوجه نشده اند. در بیشتر موارد اما متکی بر غرض ورزی عوامفریبانی است که از قدرت گیری اندیشه و نیروی چپ در جنبش اعتراضی ایران ناراضی و نگران هستند. عمده ی شعارهایی که دانشجویان در زیر تیغ سرکوب و سرنیزه هایی که به سمت آن ها اشاره رفته بود، در فضای دانشگاه ها طنین انداز کردند، درخواست آزادی دانشجویان و زندانیان سیاسی و محکومیت سرکوب و استبداد و اختناق و کشتار و اعتراض به فقر و گرسنگی و بی عدالتی بوده است. این شعارها را که دیروز در دانشگاه طنین اندازه شد، تا امروز همه ی ایران شنیده است و در اینجا تاکید مجددی بر آن ها لازم نیست. اما پرسیدنی است آن ها که این همه را نادیده می گیرند و دانشجویان را محکوم می کنند که «مبارزه» علیه استبداد حاکم را «منحرف» کرده اند، به راستی چه نیتی در پس گفته های خود دارند؟

به عنوان نمونه به این کلیپ نگاه کنید:

 

نئولیبرالیسم!
آیا نئولیبرالیسم ربطی به کشور ما ندارد و اعتراض به نئولیبرالیسم به معنای منحرف کردن مبارزه علیه استبداد حاکم در ایران است؟

من در حد این یادداشت کوتاه، چند نکته به نظرم مرکزی را در این باره یادآوری می کنم.

هم دیروز و هم به ویژه امروز که جهان ما از هر زمان دیگر همبسته تر و جهانی تر شده است، بسیاری از مفاهیم، هم جهانی شده اند و کاربرد این مفاهیم از سوی نیروهای چپ به خاطر همین مفهوم و عملکرد جهانی آن هاست.

نئولیبرالیسم هر چند از کشورهای سرمایه داری غرب سر برآورده، اما امروز خصوصیت اصلی سرمایه داری به شدت جهانی شده است. سرمایه داری ی که نمی توان بین شرق و غرب و خاورمیانه و جهان سوم آن دیوار کشید. موج های نئولیبرالیسم جهان را درنوردیده است و بحران هایش و شیوه ی حکومت کردنش و مصیبت هایش مدام و مدام به تمام جهان سرریز می کند و ملت ها را در سراسر جهان به اعتراض علیه آن می کشاند. کشور ما حتی اگر دهکده ی عقب مانده ای هم می بود، از تبعات این نئولیبرالیسم جهانی در امان نمی ماند و بنابر این نمی تواند خود را از این پیکار جهانی کنار بکشد. این ناشی از یک روحیه ی ناسیونالیستی محافظه کارانه – که من در پائین به آن اشاره خواهم کرد – است که بگوید: ما را به این مبارزه ی جهانی کاری نیست، ما را معاف کنید، ما گرفتاری های خودمان را داریم!

نئولیبرالیسم در ایران
شاخص ترین نهاهای اقتصادی نئولیبرالیسم بانک جهانی و صندوق بین المللی پول هستند. حضور این نهادها در ایران «خیال» نیست. صف اقتصاددانان و نشریات و رسانه ها و نهادها و مقام های دولتی و حکومتی که برای انطباق جز به جز اقتصاد ایران با دستورهای این نهادهای بین المللی شب و روز می کوشند «خیال» نیست، به شهادت اقتصاددانان متعهد و چپ ایران، روند تغییرات ساختاری اقتصادی ایران در دو – سه دهه ی اخیر با فراز و نشیب و به طور مداوم در حال انطباق با همین دستورات و فرامین ستادهای فرماندهی نئولیبرالیسم جهانی بوده است.

نئولیبرالیسم در فشرده ترین تعریف خود عبارت است حاکمیت مطلق بازار و خصوصی سازی و پولی کردن و کالاسازی همه ی جنبه های زندگی از تولید و آموزش و بهداشت گرفته تا آب و هوا و خاک. آیا ما در ایران شاهد همه ی این ها نیستیم؟ چه فرقی می کند خصوصی سازی گسترده، کاهش نقش دولت، پائین آوردن هزینه های رفاهی و اجتماعی، بیکارسازی های گسترده کارگران، تبدیل کردن آن ها به برده ی شرکت های پیمانکاری، به دست گروهی از بانکداران کراواتی صورت بگیرد یا پاسداران صورت نتراشیده؟ روشن است که نئولیبرالیسم وقتی به ایران اسلامی می رسد و با دیکتاتوری مذهبی می آمیزد، چهره ی «اسلامی» به خود می گیرد، خشن تر و وحشی تر می شود، اما آن چه اقتصاد ایران را در چنبره ی خود گرفته است، «اقتصاد مقاومتی» نیست، آن فقط حرف و شعار است. همین نئولیبرالیسم است که بر روی آن حجاب اسلامی کشیده اند و با دیکتاتوری مذهبی عریان از آن پاسداری می کنند.

از نگاه منتقدین شعارهای دانشجویان؛ در ایران اساسا مناسبات سرمایه داری، نئولیبرالیسم، کارفرما و کارگر وجود ندارد چون سرمایه داران پرورش یافته در جمهوری اسلامی مثل همتایان غربی خود رفتار نمی کنند.

در باره ی مناسبات سرمایه داری و نئولیبرالیسم در ایران در همین سایت اخبارروز ده ها مقاله به قلم محققان و اقتصاددانان چپ منتشر شده است و در آینده نیز منتشر خواهد شد. این واقعیت را کسی نمی تواند کتمان کند که بیش از ۹۵ درصد کارگران ایران قرارداد دائم ندارند. قرداد موقت و قرارداد سفید امری رایج در بازار کار است، رسما واحدهای تولیدی زیر ده نفر از شمول قانون کار خارج هستند، کارگران حق سازمانیابی و انعقاد قرارداد دسته جمعی و یا حق اعتصاب برای پیگیری دستمزد معوقه خود را ندارند. به هنگام اختلاف بین کارفر و کارگر دولت عملا جانب سرمایه دار ایستاده است، حال صاحب سرمایه نهادهای دولتی باشد و یا افراد خصوصی. همه ی اینها از نگاه معترضان به تظاهرات دانشجویان، ذهنی و ساخته و پرداخته ی چپ های مخالف نظام مقدس “بازار بنیاد” است.

همبستگی بین المللی
در پارچه نوشته ها و پلاکاردهای دانشجویان، شعارهایی در محکومیت سرمایه داری و نئولیبرالیسم به چشم می خورد که همین واقعیات را در نظر دارد. این شعارها از جمله دلایل برافروختگی عده ای شده است که «وحدت مبارزه علیه جمهوری اسلامی» را در خطر دیده و چپ ها را به بی توجهی به دیگر اقشار شرکت کننده در جنبش ضداستبدادی در ایران متهم می کنند. می گویند: «لیبرال دموکراسی» فرانسه که با «جمهوری اسلامی» یکی نیست، پس چرا دانشجویان آن ها را در کنار هم آورده اند و جمهوری اسلامی را از «زیر ضرب» خارج کرده اند!؟ هر کسی می داند که آن «لیبرال دموکراسی» با این حکومت خون و جنایت یکی نیست، اما کسانی که به هر دلیل این شعارها را نقد می کنند، یا از مفهوم حقیقی چنین شعارهایی بی خبر هستند و یا آگاهانه آن را کتمان می کنند. این شعارها بر یک واقعیت تاکید می کند: همبستگی بین المللی زحمتکشان جهان!

جامعه ی ما دارد «دوران اصلاحات» را پشت سر می گذارد. پشت سر گذاشتن این دوران، در عین حال پشت سر گذاشتن فرهنگ سیاسی و روحیاتی هم هست که آن جنبش با خود پدید آورده بود و بسیاری به دلایل مختلف در آن شریک شده بودند و تا همین حالا هم از آن دفاع می کنند.

«ناسیونالیسم ایرانی»، یکی از جنبه های این فرهنگ سیاسی بود که غالبا در محافظه کارانه ترین شکل خود بروز می کرد. شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» مظهری از این ناسیونالیسم محافظه کارانه بود. هر چند برخی ها کوشیدند که چنین شعارهایی را با دخالت های جمهوری اسلامی در لبنان و فلسطین توجیه کنند، اما روح حرکات های اصلاحی در ایران – دست کم تا پیش از دی ماه ۹۶ – بی اعتنایی به مبارزات و مشکلات مردم دیگر کشورها بود. ساده ترین بیان آن این بود که می گفت: «گورپدر» دیگران، فقط ایران! و از ایران نیز غالبا «خاک» را مدنظر داشت. کسانی و جریاناتی از این فکر دفاع می کردند که در عین حال طلبکار این بودند که چرا همه ی جهان به پشتیبانی از «ایران» برنمی خیزد و کشورها و دولت های دیگر خط مشی های سیاسی خود را مطابق میل آن ها بر اساس دشمنی با جمهوری اسلامی تنظیم نمی کنند!

یکی از نشانه های قدرت گرفتن چپ در جنبش های اجتماعی ایران، کنار گذاشتن این فکر ناسیونالیستی و بازگشت به اندیشه ی همبستگی مردم جهان است. دانشجویان در شعارهای خود این همبستگی را بازتاب داده اند. تظاهرات شانزده آذر در شرایطی برگزار شد که در عراق، شیلی و لبنان مردم به خیابان ها آمده اند و در فرانسه بزرگترین «اعتصاب صنفی» تاریخ در جریان است. بسیاری از خواسته های مردمان این کشورها با بسیاری از خواسته های مردم ایران متفاوت نیست. دانشجویان به درستی با این مبارزات ابراز همبستگی کرده اند و با بازگشت به سنت نیکوی همبستگی بین المللی چپ، خود را در کنار مردم عراق، لبنان، شیلی و فرانسه در مبارزاتشان برای آزادی و عدالت دانسته اند. و این همبستگی پاسخی است به همبستگی که مردم در شیلی و عراق و لبنان و فرانسه، با مبارزات مردم ایران ابراز کرده اند.

و محکم تر باد این همبستگی بین المللی مردمان جهان در راه آزادی و عدالت اجتماعی!

آزادی و عدالت
«شعار علیه نئولیبرالیسم» کار «مشتی جوان احساساتی و خام» نیست. ماه ها و سال هاست که «نه به خصوصی سازی» یکی از اصلی ترین شعارهای جنبش کارگری در ایران است. «نه به خصوصی سازی» یعنی نه به نئولیبرالیسم. تجربه ای که کارگران با پوست و خون خود آن را زیسته اند و به آن رسیده اند. مطالبات بازنشستگان، معلمان و فرهنگیان، زنان و اقلیت های قومی – ملی تحت ستم نیز در بسیاری موارد در همین چارچوب می گنجد.

ما در دو ساله ی اخیر شاهد گسترش مبارزات کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، کارمندان پائین و حتی کشاورزان بوده ایم. دقت در شعارهای این گروه های اجتماعی نشان می دهد که آن ها علاوه بر خواست های مستقیم سیاسی و مطالبات دموکراتیک – تا جایی که امکان پذیر باشد – یک رشته خواست های عمومی و مشابهی را مطرح کرده اند، که متوجه ی ساختار اقتصادی و مطالبات ضدسرمایه داری نئولیبرالی است. شاه بیت این خواست ها مخالفت با خصوصی سازی و بازگرداندن صنایع و کارخانه های ویران به دولت – که در اعتراض کارگران هفت تپه با یک شعار تکمیلی نظارت و یا کنترل کارگری همراه شد و می تواند شعار دولتی کردن را یک گام به سوی اجتماعی کردن جلوتر ببرد – بوده است. کارگران هفت تپه و فولاد و هپکو و آذرآب و بسیاری شرکت ها و کارخانه های دیگر که این مطالبه را مطرح می کنند، آن را از جایی تقلید نکرده اند، آن ها این را به تجربه ی زندگی خود دریافته اند و دیده اند هر جا شرکت ها و کارخانجاتشان به دست بخش خصوصی سپرده شده، ویرانی و فلاکت به همراه آورده است، زمین ها و ابزار کارخانه ها را چوب حراج زده و فروخته اند و حقوق های آن ها را چند ماه به چند ماه پرداخت نکرده و دسته دسته اخراجشان کرده اند. آیا باید با «کوچک کردن دولت» این ویرانی و فلاکت را بزرگ تر کرد؟

از دیگر شعارهای این دوره از مبارزات کارگران و دانشجویان و معلمان و… آموزش رایگان، بهداشت رایگان، درمان رایگان و مناسب، و جلوگیری از روند روز افزون کالایی شدن همه ی جنبه های زندگی در ایران و جلوگیری از تاراج آب و خاک کشور است که به طور مداوم در کاهش بودجه ی رفاهی و عمومی خود را نشان می دهد. آن چه که در بیانیه ها، شعارها و اجتماعات اعتراضی دیده می شود این است که فعالین مطرح کننده ی این خواسته ها آن ها را به عنوان مظاهر سرمایه داری و نئولیبرالیسم در ایران مورد انتقاد قرار می دهند، برای کارگران و زحمتکشان ایرانی که این شعارها را می دهند «نئولیبرالیسم»، پدیده ای خارجی نیست، واقعیتی است که زندگی شان را به فلاکت کشیده است و دانشجویان که خود را فرزندان کارگران می دانند، پرچم مخالفت با این وضعیت را برافراشته کرده اند.

موضوع اصلی و تعیین کننده ی جنبش هایی که از دی ماه ۹۶ آغاز شده است، فقط این نیست که می گوید «اصول گرا، اصلاح طلب؛ دیگه تمومه ماجرا». این یک پیشرفت بسیار بزرگ در مبارزات مردم ایران در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی است. پیشرفت بزرگتر در آن جاست که از دی ماه ۹۶ دو مطالبه ی اصلی اکثریت مردم ایران یعنی آزادی های سیاسی و دموکراسی از یک طرف و عدالت اجتماعی از طرف دیگر به هم نزدیک شده و پیوند خورده است. این پیوند در آبان ماه ۹۸ بیشتر به چشم خورد و در شعارهای شانزده آذر تکرار شد. با پیوند این دو مطالبه ی اصلی است که می توان وسیع ترین اقشار مردم را به مبارزه جلب و موفقیت این مبارزه را تضمین کرد و در عین حال چشم بسته و کور به طرف فردای بعد از جمهوری اسلامی نرفت.

بسیاری از آن هایی که امروز زیر پرچم های «دموکراسی» و «حقوق بشر» پنهان شده و خود را حامی «مردم» می دانند، وقتی پای مطالبات اقتصادی و خواست های معطوف به عدالت اجتماعی به میان می آید، نیات واقعی و دشمنی خود با حقوق کارگران و زحمتکشان را آشکار می کنند. صف آرایی جناح های راست جامعه علیه شعارهای دانشجویان از این حقیقت سرچشمه می گیرد، اما آن ها باید بدانند که اگر قرار است «انحراف»ی در مبارزه علیه جمهوری اسلامی صورت نگیرد، این کارگران و زحمتکشان نیستند که باید از مبارزه برای رفع فقر و تنگدستی و یک زندگی بهتر دست بردارند.

 

منبع: اخبار روز


 

دسته : مقالات برگزيده

برچسب :

جوابي بدهيد

نوشته‌های تازه

مبارک باد! (برای کارگران). موسیقی و اجرا: کیمیا قربانی

نامه بک جانباخته به یار در بندش

بی‌خوابی؛ شعری از محمد مختاری. به ياد یاشار دارالشفا و دیگر دانشجویان زندانی

“بذرهای ماندگار” شعر و صدا: رفیق جانباخته سعید سلطانپور. موسیقی: اندرو لوید وبر

وطن پرنده پر در خون

زندانیان سیاسی را آزاد کنید!

زنان ایران در خط مقدم اعتراضات

از مبارزات مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دمکراسی پشتیبانی کنید

پشتیبانی از مردم ایران

زنده باد صلح، عشق و آزادی

هی دیکتاتور! دیگه به آخر خط رسیدی

ترانه نان، کار، آزادی

«غوغا» کاری از استاد همایون خرم

قدردانی از دکتر فریبرز رئیس دانا برای مبارزه و تلاش او برای عدالت و آزادی

کلیپ: ادای احترام به ویکتور خارا در تظاهرات مردم شیلی

کلیپ: خلق متحد هرگز شکست نمی خورد – اجرای ویکتور خارا در تظاهرات مردمی 1973