پرسش اساسی این است که: چرا قطع قرارداد از ۲ آذر ۱۴۰۴، بازنشستگان را زمینگیر کرده است؟ پاسخ روشن است؛ آنگاه که بازنشستگان هیچ نقشی در قراردادها ندارند، نه در انتخاب پیمانکار، نه در نظارت، نه در قیمتگذاری، نه در تعیین سطح خدمات. آنگاه که سازمان تأمین اجتماعی نیز بیمه تکمیلی ارائه نمیدهد و فقط بیمه پایه دارد؛ بنابراین وقتی پیمانکار تکمیلی میرود، میلیونها بازنشسته بلاتکلیف میمانند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در ایران امروز، فقر دیگر یک واژه نیست؛ یک واقعیت روزمره است. مثل هوای مسموم، همهجا حضور دارد و نفسها را میگیرد. نشانههای فقر در سراسر جامعه ایران آنحد فاجعهبار است که تکرار آن نامکرر است، بلکه بسان زخم کهنهای است که هر روز عمیقتر میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
نباید تردید داشت که دموکراسی موهبتی الهی نیست که طی یک روز آفتابی آن را بر سینی بگذارند و بر ما هدیه کنند؛ بلکه امری زمینی و دستیافتنی است و برای وصول و تحقق آن باید با دشمنان آزادی و دموکراسی جنگید و به این جنگ باور داشت!

ادامه مطلب را بخوانيد »
دستگیری موج وسیع مترجمین، نویسندگان، ناشرین- اقتصاد دانان و نیروهای چپ عدالتخواه و تحول طلب، خاموش کردن چندین باره صدای چپ و وجدان بیدار عدالت خواهی، نشانه وحشت نظام از گسترش صدای اعتراض جنبش تحول طلب در کف جامعه است . دزدیدن چپ و به زندان کشاندنن یکایک آنان محکوم است!

ادامه مطلب را بخوانيد »
امروز فقر در ایران، نه از کمبود منابع، بلکه از “غارت سازمانیافته” برمیخیزد. هر مدیر فاسد و هر آقازادهی تازهبهدوران رسیده با زندگی اشرافی خود، سهمی از نان مردم را ربوده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
باید گفت: در قزلحصار، طی یک سال گذشته، ۱۸۳ حکم اعدام به دستور قصابان دستگاه قضایی نظام به مرگ اجرا شده است. این زندان نه محل بازپروری و حبس و زندگی، بلکه به نوعی «کارگاه مرگ» است. اعتصاب غذای گسترده در زندان قزلحصار پژواک حق زندگی و حیات در برابر رعب، فشار، زندان، شکنجه، حکم اعدام و سرانجام مرگ است!

ادامه مطلب را بخوانيد »
علیرغم رشد اعتراضات جنبش دادخواهی و کمپینها و کارزارهای لغو اعدام در داخل و خارج از کشور، اعدام کردن در کشور ایران از سالهای دور امری بدیهی بوده و این حکم در دورههای مختلف و بر اساس نوع حکومت و قوانین آن در جامعه، به شکلهای مختلف اجرا میشده است. اما در طول حکومت جمهوری اسلامی، صدور و اجرای این حکم ضد انسانی رشدی بیسابقه داشته و ایران را از این حیث به ردهی دوم جهانی کشانده است و بعد از کشور چین، به تناسب جمعیتش، رتبهی دوم را در جهان داراست.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بار دیگر یاد آور می گردیم: قطعیت اعمال مکانیسم ماشه و شرایط جنگی موجود در فضای اروپا و خاورمیانه، با مصوبه شدن تحریم گسترده درشورای امنیت سازمان ملل متحد برای ایران، خطر فلاکت و ورشکستگی همه جانبه کل جامعه ما، منهای صف «کاسبان تحریم» و جانبدران حمله نظامی به ایران را با خطر روبرو می سازد. باید با صراحت اعلان داشت: با بکارگیری مکانیسم ماشه توسط کل اروپا به همراه سیاست های تحمیلی تحریم های امپریالیسم آمریکا وخطر درهم شکستن آتش بس شکننده پیشین، زمینه تهاجم دیگرباره اسرائیل به ایران با فروریزی همه جانبه زیرساخت های جامعه ، چیزی به نام جغرافیای ایران باقی نخواهد ماند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
باید با صدای بلند فریاد زد؛ این جنبش عظیم نشان داد که به قیم نیازی ندارد؛ بلکه روی پای خود است و بهدور از فرمان شاه و شیخ و دخالتگری بیگانه، تنها متکی به سازمانیابی خویش است تا استوارانه کمر راست کند و خود را در مبارزهی نابرابر با تمامی دشمنان مردم در تمامیت جغرافیای ایران، راهبری نماید!

ادامه مطلب را بخوانيد »
در روزهای اخیر، قوه قضائیه با انتشار چند ثانیه تصویر گزینشی از ابتدای حرکت و لحظه رسیدن به زندان اوین، مدعی شده که انتقال زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ بدون کوچکترین درگیری، ضربوشتم یا هتک حرمت انجام شده است. این در حالی است که صدها زندانی سیاسی و عادی، و نیز بیش از هزار نیروی امنیتی و انتظامی از سپاه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و یگانهای ویژه، شاهد مستقیم صحنههایی از خشونت، ضرب و جرح و بیحرمتی آشکار بودهاند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در بخش دوم این یادداشت با همین عنوان آوردهام: «باید برابر چنین فضای ناهنجاری، سکوت را شکست و زندان را بر سر زندانبانهایش فرو ریخت. فضای خون آلوده زندانها در شرایط جنگی حکم میکند که دستگاه قضایی و کل حاکمیت اسلامی به اندازهی طالبان شهامت داشته باشند که در شرایط پایان نیافته وضعیت جنگی، همهی زندانیان سیاسی و عقیدتی، اعم از زنان و مردان را از زندانهای سراسر افغانستان با عفو عمومی، بی قید و شرط آزاد کرد و بر مردم ماست که در تجمیع وسیع در کنار خانوادهها و فرزندان زندانیشان و در کنار جنبش عظیم و میلیونی دادخواهی، جای گیریم و فریاد: «زندانی سیاسی و عقیدتی، بی قید و شرط آزاد باید گردد» سر دهیم و هم شعار اثباتی “زندان، شکنجه، اعدام / ملغی باید گردد” را فریاد زنیم… انجام این کار به حضور یکایک مردم جامعه در داخل و خارج از کشور بر میگردد تا در سایه روشن شرایط امروز ایران و جهان، این فریاد را همگانی و بدل به کمپینی سراسری و میدانی نمایند!» در ادامه و بخش سوم باید افزود: زندانیان سیاسی در رهگذر این مبارزهی آزادیخواهانه در داخل و خارج از کشور تنها نیستند.
در این بخش الزام به پرداختن بلاتکلیفی بازداشت شدگان و وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی مد نظرم است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
هم اکنون که کشور ما ایران در یکی از دهشتناکترین، فلاکتبارترین، بحرانیترین و سرنوشت سازترین دوران تاریخی خود قرار گرفته، کارنامهی سیاه این نظام که خود اعلام کرده بیش از ۷۰۰ “جاسوس” دستگیر کردهاند، از آغاز و در تمامی دورههای جنبشهای خودانگیختهی اجتماعی خرداد ۸۸، دی ماه ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش عظیم “زن، زندگی، آزادی” در شهریور ۱۴۰۱ و پس از آن رفتاری غیر قانونی وغیر انسانی با بازداشت شدگان داشته است. امروز نیز چنین سرنوشت شومی متوجه ی زندانیان سیاسی و بازداشتیها پس از جنگ دوازده روزه در جریان است. همهی دوران سیاه حاکمیت اسلامی نشان داد که موجودیت این نظام با بازداشت، زندان، شکنجه و احکام اعدام گره خورده. جامعه را امنیتی کردند و طرح هر نوع مطالبه و اعتراضی را “تشویش اذهان عمومی” قلمداد و تحمیل فضای دشوار دستگیریها و احکام سنگین سرکوب را بر جامعه، تمامی نمایش ۴۶ سال حاکمیت سیاه اسلامی ضد انقلابی بر کالبد جامعه ایران است…

ادامه مطلب را بخوانيد »
در این اپیزود، بار دیگر در باره:
• آزادی زندانیان سیاسی
• اولین تصویر و پیام کوتاه سپیده قلیان بعد از آزادی از زندان، موج اخراج مهاجران افغانستانی و همصدایی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی از زندان های ایران در داخل و خارج از کشور
• یادداشت سیاسی هفته با عنوان: «وضعیت تعلیق و مقابله با خطر از هم پاشیدگی جامعه مدنی !» با هم مرور نماییم

ادامه مطلب را بخوانيد »
پادکست اپیزود ۴۲: روز جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴ برابر ۴ جولای ۲۰۲۵، پیرامون اخراج های بیرویه افغانستانی ها از ایران. وضعیت نامطلوب زندانیان سیاسی و یادداشت هفته با عنوان: «آتش بس ناپایدار؛ شکاف پایدار میان چپ و راست اپوزیسیون بر سر تغییر حاکمیت و وظیفه نیروهای چپ» آمده است: جامعه ای که از خود بیخود شده و تنها خشم تولید می کند نه فهم و انسانیت ……

ادامه مطلب را بخوانيد »
جنگ دوازده (۱۲) روزه به نشانهی تخریب همهی زیر ساختهای بنانهاده شدهی مردم که طی سالها تلاش و زحمت، فداکاری و تأمین هزینه و داراییهای زندگیشان و با مالیات آنان فراهم آمده، فرو ریخت و به ویرانهای بدل ساخت و از میان برد تا به آتش بسی بسیار شکننده فرو کاست! در چنین شرایطی شرم و ننگ بر آن روشنفکران مدعی ایران دوستی و چه چهها… که نتانیاهوی کودک کُش منجی آنان باشد.

تابلوی نقاشی خلاقانه پیکاسو از ویرانی جنگ شهر کوچک گرنیکای باسک (اسپانیا)
ادامه مطلب را بخوانيد »
در اپیزود شماره ٤٠ پادکست این هفته آمده است: سرانجام تلاش پیگیرانه تیم تهیه پادکست رخدادهای ایران در هفته ای که گذشت، آن را به شماره چهل رساند: در این شرایط جنگی و مصوبه فوق ارتجاعی امروز مجلس اسلامی که بحث تمامی دستگیر شده کان مقطع جنگ باید اعدام شوند را شروع کرده و جا بجایی زندانیان سیاسی در زندان اوین و زندان های کردستان … باید: بی وقفه صدای زندانیان ئسیاسی ایران باشیم. جان زندانیان سیاسی و عقیدتی در خطر است و ما باید فریاد (آزادی همه زتدانیان سیاسی و عقیدتی ایران) را به شعارعمومی بدل سازیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
پادکست ٣٩ همزمان با شرایط جنگی بر آسمان ایران و ایجاد وحشت و هراس که دو نظام فاشیستی ( اسرائیل صهیونیست و جمهموری اسلامی ) و جنگ طلب برای مردم ما و مردمان اسرائیل آفریدند ، فراهم آمده و وضعیت جنگ و اینکه این جنگ ، جنگ مردم ما نیست …. از ابراز نگرانی اش در رابطه با زندانیان سیاسی در سراسر ایران و اعلام وضعیت ویژه فوق امنیتی در زندان اوین

ادامه مطلب را بخوانيد »
در سطح شبکه های اجتماعی کانال «اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان سراسر ایران» در ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ اعلام اعتصابی یکهفتهای از اول خرداد کرد. اما این اعتصاب نه تنها آغاز شد، بلکه در دوازدهمین روز خود به ۳۱ استان و ۱۵۵ شهر گسترش یافت؛ نمود روشنی از خشم انباشتهشدهی طبقهی کارگر.

ادامه مطلب را بخوانيد »
اگرچه حاکمیت با درک سریع ابعاد اعتصاب کامیون داران و تاثیرات آن به سرعت دست به عقب نشینی زد و عقب نشینی موضعی و جزئی را ماهرانه با اعتصاب شکنی، تفرقه اندازی بین اعتصابیون، و تهدید و برخوردهای امنیتی و حتی کشاندن رانندگان قراردادی سپاه و کامیونهای آنان در بین اعصابیون و درآمیختن با آنها را هم انجام داد، اما اعتصاب کامیون داران تا همین جا به مردم عاصی نشان داده که حاکمیت اگر تجربه و قساوت الزام و کافی برای سرکوب وحشیانه و بیرحمانه شورشهای شهری را دارد، در عوض برابر اعتصابات بزرگ و سراسری امکان دست زدن به کشتار وسیع و بازداشتهای دیوانه وار«بازدارنده» را ندارند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
پادکست اپیزود شماره ٣٢ نظام اسلامی روز یازدهم اردیبهشت برای اول مه روز همبستگی بین المللی کارگران را رسما تعطیلی اعلان نمی دارد که چرخه مبارک سرمایه اسلامی یک روز تعطیل نگردد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
متاسفانه امسال و صرفاً به دلایل شرایط سخت و با نوعی محافظه کاری شدید و با اعمال فشار و تهاجم نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به فعالین شناخته شده و در زندان نگهداشتن آنان و یا آزادی با وثیقههای کلان و در کنترل نگهداشتن فعالان شناخته شدهی عرصه کارگری و فرهنگی و زنان، به هیچ انگاشتن تشکلهای مستقل کارگری و به این بهانه که “جامعه منتظر نتایج اجلاسهای پیدا و پنهان و مذاکرات ایران و ایالات متحده آمریکاست، همان بهتر که جنبشهای مطالباتی آرام باشند تا این نتایج به بار نشیند”… گرامیداشت روز بینالمللی کارگران و تجمع برای این روزو بخشا روز معلم ، به سیاق فراموشی رود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
اول ماه مه، فریاد انسان بود از حنجرهی طبقهای محروم در درجامعهای تجزیه شده، آنجا که پول بلامنازع فرمان میراند و انسان نقش حقیری را ایفا میکند. گرچه تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی، انگیزهای قوی بود، اما آدمی در این طغیان مجدد به فراتر از این میاندیشید، یعنی اعاده ارزشهای والای زندگی در برابر حقارت شکمهای بر آمده از نظام سرمایهدارهای آدمیخوار.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در پادکست ٣٠ تاثر عمیق مان را بعنوان فعال عرصه کارگری از نکبت تلخ خصوصی سازی معادن کشور و مرگ کارگران معدن یاد کنم. این هفته با حادثه جنایت بار، جاندادن ۷ معدنچی در معدن زغال سنگ مهماندویه دامغان
ادامه مطلب را بخوانيد »
نکته قابل تعمق اینستکه: خامنهای درمقطع اعلام نام گذاری امسال، به شکست سیاستهای اقتصادی خود به نوعی اعتراف کرده، اما “حوادث سال قبل را با وجود تلاشهای دولت، مردم و بخش خصوصی مانع از تحقق کامل این شعار «جهش تولید با مشارکت مردم» نامید و بی آنکه از این “حوادث” مشخصاً نام ببرد، مدعیشده «بنابراین امسال شعار و مسئله اصلی همچنان اقتصادی و ناظر به مسئله سرمایهگذاری است چرا که جهش تولید و برطرف کردن مشکلات معیشتی در گرو تحقق سرمایهگذاری در تولید است.»

ادامه مطلب را بخوانيد »
بحث تعیین حداقل دستمزد همچون سالهای گذشته در ماه اسفند به اوج خود میرسد. به روال هر ساله چاره اندیشی برای تعیین نرخ دستمزد برابر سبد معیشت زندگی و تورم فراتر از نقطه به نقطه تا مرز بینهایت به حدی رسیده که دلار را تا مرز۱۰۰هزارتومان رسانده است. حوزه چانه زنی در بین نمایندگان دولت، بخش خصوصی و نمایندگان خود برگزیده کارگری در شورایعالی کار، در لحظات پایان سال، سر و ته را بهم میآورند و رقمی را در دعوای درون کریدورها بدون در نظر گرفتن همایشهای گسترده کارگران و بازنشستگان، یعنی نیرویی عظیمی که هیچ نمایده انتخابی در این قیل و قال خودشانی ندارند، معدل میگیرند و فریاد برمیدارند که نمایندگان دولت، بخش خصوصی و نمایندگان کارگران توافق شد و دیگر تمام شد و تو گویی دنیا به کام شد!

ادامه مطلب را بخوانيد »
این حرفها را با هم مرور کنیم: «خطر تداوم وضع موجود انفجار جامعه است. جامعه مدتهاست تابآوری خود را از دست داده است، همین امروز هم مساله مردم ایران بقاست. اگر دستمزدها در ۱۴ سال پیش را ۱۰۰ بگیریم با دستمزدهای امروز قدرت خرید مردم به زیر ۲۵ درصد رسیده است» یا در قبال پاسخ به این پرسش: از نظر شما شرایط مردم و کشور امروز چگونه است؟
پاسخ: «در این شرایط مردم ایران گرفتار فقر، نابرابریها، مفاسد اقتصادی، تبعیض، نابرابری فرصتها، ناترازی انرژی، ناترازی محیط زیست، سوءاستفاده برخی افراد و جریانات خاص از ثروتهای عمومی، کاسبان تحریمها و… هستند. بخش عمده مردم ایران، یعنی بیش از ۷۰ درصد ایرانیان زیر خط فقر هستند. اینها آمارهایی است که وزارت کار که یک نهاد حاکمیتی است ارائه کرده است»

ادامه مطلب را بخوانيد »
از منظر امروز به آن گذشته بیش از چهار دههی پیش نگریستن، باید سطحی از واقع نگری اجتماعی را برای جامعه ما معنا دهد. اینکه میگویند: «نمیدانستیم در همان زمان مشغول خوردن آنچه دیگران بالا آوردهاند، هستیم.» یا «شاید هم کار درستی نکردیم» یا به قولی «سه، سه بار، نه بار، غلط کردیم که انقلاب کردیم»، این نقد گذشته نیست. چرا که در اساس انقلاب نمیکنند. انقلاب میشود و به واقع شدنی است. اصولا انقلاب خود به موقعیت و شرایط خاصی نیاز دارد تا به جریان افتد. به این بیان انقلاب پدیده تاریخی ی است و تحت شرایط معینی از تاریخ به وجود می آید و رشد می کند و به حاکمیت می رسد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
خبر این مرگ یا قتل یا جنایت برای من و هر انسان شرافتمندی شوک آور بود. نگاه به تصویر جنازه در اساس برای هر انسان ماۀ اندیشی دردناک بود. جامعه آزادیخواهی لنگرود خواهان این بوده واست بساط این رفتارهای غیرانسانی و ددمنشانه، در بازداشتگاهها جمع شود و مسببین اینگونه اعمال ضد انسانی، خود مجازات گردند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مطالبات و خواستهها و شعارهای پرستاران:
خوانندهی بخش دوم مقالهام شاید این پرسش را در برابرم نهد، چرا از مطالبات و خواستهها و شعارهای پرستاران آغاز سخن گشودم؟ راستش انتخاب این تیتر از دل شعارهای خیابانی پرستاران مرا مجاب نمود که از اینجا آغاز کنم. به باور من در هر جامعهای، سردادن شعارها، نشان واگویای خواستهای بی پاسخ ماندهی کل جامعه است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
علیرغم دوران طولانی مبارزات پرستاران و کادر درمانی، آنچه به بی سرانجامی موقعیت این بخش جنبش کارگری می انجامد، نداشتن تشکلی مستقل است تا بتواند وجوه مطالباتی و خواسته های پرستاران و کادر درمانی را پیگیری نماید.

ادامه مطلب را بخوانيد »