این اولین عبور او از مرز ایران بود. او با گوش دادن به صحبتهای پیرمردهای روستایش در مورد بافندهگی بزرگ شده بود – روسریهای گلی دوخته شده در جاغوری، سوخت دیزلی که از تانکرها کشیده میشد، حتی سیگارهایی با برچسبهای خارجی. اما حالا، بازی تغییر کرده بود. قاچاق دیگر برای تجملات نبود؛ برای بقا بود. بیکاریها تشدید شده بود و چیزی که زمانی یک قمار سودآور بود، به یک ضرورت مبرم تبدیل شده بود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
اولین خاطره آمینه، دویدن در خیابانهای کوچههای باریک لیاری بود، در حالی که کیف مدرسهاش را حمل میکرد، در حالی که بچههای دیگر فریاد میزدند: «بامیانی، بامیانی!» او در آن سن، رنجش این کلمه را نمیشناخت، اما مادرش او را محکم در آغوش گرفته بود و با زمزمه میگفت: «آنها قصد آسیب رساندن ندارند. فقط به یاد داشته باشید، ما اینجا مهمان هستیم.»

ادامه مطلب را بخوانيد »
جامعهشناسی و فلسفهی اخراج مهاجران افغانستان از ایران و پاکستان، این عمل را چیزی فراتر از یک عمل سیاسی یا حقوقی آشکار میکند: این یک فرآیند عمیق اجتماعی و اخلاقی است. از نظر جامعهشناسی، این امر برجسته میکند که چگونه دولتها مرزها را میسازند، بیعدالتی را بازتولید میکنند و از گروههای آسیبپذیر استفادهی ابزاری میکنند. از نظر فلسفی، این امر آسیبپذیری تعلق، اخلاق مهماننوازی و تقلیل غیرانسانی انسانها به موجودات یکبار مصرف را به ما نشان میدهد. اخراج مهاجران یادآوری میکند که تبعید و طرد، دغدغههای فرعی نیستند، بلکه در قلب چگونگی درک جامعهی مدرن از اجتماع و حاکمیت قرار دارند. اینکه آیا میتوانیم به سمت اشکال فراگیرتر و انسانیتر تعلق حرکت کنیم یا خیر، همچنان یکی از چالشهای تعیینکنندهی دوران ماست.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این اپیدمی نه تنها بر نوع نگاه ما به جهان و جامعه، بلکه بر طرز تفکر و رفتار ما تأثیر گذاشته است. هر کس که اکنون میتواند از راه دور کار کند، این کار را از ایمنی و ایزوله در خانه خود انجام میدهد و نقش رسانههای اجتماعی (فیس بوک، توییتر، اینستاگرام و غیره) در بسیج اقدامات آنلاین و اعتراضات خیابانی تشدید شده است. با این حال، فاصله گذاری اجتماعی و مقررات مربوط به آن میتواند منجر به طرد افراد از جامعه شود و اجرای ایمن این گونه قوانین نیز به سازگاری افراد بستگی دارد تا انحراف اجتماعی.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این داستان کوتاه به وضعیت و زندگی زنان افغانستان میماند. زنان افغانستان هم به مثابهی کبوتران در قفس هستند که توسط ویروسی به نام بنیادگرایی و فرهنگی در طول تاریخ زندانی شده و در قفس افتادهاند. تا اندیشه و تفکر مضر مردان شکارچی تغییر نکند وضعیت هم تغییر نمیکند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
با قدمهای آهسته و شمرده زینههای کافه را میپیمود. سیگار در دستش بود، میکشید و دودش را به هوا پوف میکرد؛ انگار با دود به هوا به میرود. درِ کافه را با انگشت شصت خود باز کرد، سلام عسکری میداد، چای سیاه تلخ سفارش میداد تا نشئهاش با چای سبز خراب نشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
نیما که از جواب رد گُل جان منقلب شده بود. با خود میگفت: چرا ما بدون فکر کردن جواب میدهیم؟ چرا پیش ازینکه بشنویم، قضاوت میکنیم؟ چرا از عشق ارزشزدایی شده است؟ آیا واقعاً عشق من مجازی است؟ چرا زندگی ما با عشقهای مجازی به سر میرسد….

ادامه مطلب را بخوانيد »
از طالبان متنفرم
آنها به جنگ «بلی» میگویند و مخالف هرگونه صلح در افغانستان است؛ گروهی که منافعاش در جنگ باشد، هرگز بخاطر صلح کاری نمیکند. آنها نوکر سرسخت «امپریالیزم» هستند. آنها میگویند جنگ را بخاطر «خدا، دین، پیامبر و شریعت اسلامی» به راه انداختند، ولی در جنگ دینی طالبان، مردم فقیر و زحمتکش باید جانشان را از دست بدهند. آنها به جنگ «بلی» میگویند چون در جنگ دینی آنها زنان، کودکان و اقلیتهای مذهبی و قومی را قتل عام میکنند. آنها خواهان «امارت اسلامی» هستند؛ کُشتار در قالب ساختار.

ادامه مطلب را بخوانيد »
«بدون کشاورز، بدون غذا»، «هند کشاورزان خود را میکشد»، «قاتل دموکراسی در هند»، «صورت حسابهای مزرعه را به خاطر بیاورید»، «سلام مادر زمین»، «دشمن کشاورز نارندرا مودی»، «زنده باد انقلاب»،«مهم نیست که شما چه کاری انجام دهید، ما به جلو حرکت خواهیم کرد» و….

ادامه مطلب را بخوانيد »