راهکار سوسیالیستی ایجاد و گسترش سازمان های توده ای (بخش دوم)

راهکار سوسیالیستی در باره‌ی سازمان‌های توده‌ای بر اصل خدشه‌ناپذیر خود مدیریتی توده‌ها در آن سازمان‌ها متکی خواهد بود که جز از راه نظارت و کنترل دموکراتیک تامین نخواهد شد.

 

——————————————————————

 

راهکار سوسیالیستی ایجاد و گسترش سازمان های توده ای
(بخش دوم)

نوع دیگر سازمان های توده ای عبارتند از سازمان‌هایی که گروه‌های مختلف زحمتکشان را دربرمی‌گیرند. این سازمان‌ها گرچه غیرکارگری هستند بنا به موضوعیت خود ترکیبی از توده‌های مردم زحمتکش که الزاما وابستگی طبقاتی ندارند، شکل می‌گیرند و درعین حال دربرگیرنده کارگران نیز میتوانند باشند.
تشکیل‌دهندگان آنها به دلیل نیازهای مشترک، ضرورتاً در کنار یکدیگر در یک سازمان دموکراتیک سامان می یابند. این سازمان‌ها بنا به خصلت خود ساختاری کاملادموکراتیک و محتوای کاملا اجتماعی دارند. در نتیجه بسته به موضوعات حتی چنانچه بخشی از عملکرد آن‌ها اقتصادی هم باشد اما از آنجا که پاسخ به نیازهای اجتماعی را پی می‎گیرند مضمون وساختاری اجتماعی خواهند‌داشت. درادامه این‌بحث می‌کوشیم نمونه هایی سازمان های توده‌ای از این دست را مورد بررسی قرار دهیم .
سازمان‌های توده‌ای چنانکه اشاره شد مجموعه‌ای از همه افراد و زحمتکشان جامعه را در بر می‌گیرند. برخی از این سازمان‌ها ممکن‌ است برحسب اهمیت و جایگاه اجتماعی در سطوحی از توجه عموم قرار گرفته‌باشند که دولت‌ها در عالیترین سطح نظام بخشیدن به ایجاد و فعالیت آنها در قانونگزاری جایگاه ویژه‌ای برای این دسته از سازمان‌های توده‌ای قایل شوند، مانند شوراهای شهر و روستا. در نتیجه درفرایند شکل‌گیری و ایجاد این نوع سازمان‌های توده‌ای بسته به میزان دخالت‌گری‌ دولت‌ها، این احتمال به درجه بالایی وجود دارد که آنها به زائده‌های دولتی تبدیل شوند و استقلال و تاثیرات ناشی از مستقل بودن را از دست بدهند و از نظر مردم ارگانی دولتی یا وابسته به دولت به حساب آیند. سطح وابستگی و استقلال این سازمان‌ها بسته به‌میزان دموکراتیزاسیون و امکان تحقق مشارکت‌های اجتماعی آگاهانه و مستقلانه‌ی مردم در برگزینی و ادامه فعالیت های آن‌ها است.
سازمان های توده ای ممکن است یک یا چند منظوره باشند. به این معنا که فعالیت آنها در راستای تحقق هدفی واحد باشد و یا هدف‌های متفاوتی را دنبال کنند. نمونه تک منظوره آن سازمان هایی با هدف‌های زیست محیطی و یا سازمان های حمایتی از بیماران خاص است و نمونه چند منظوره‌ی آن چون سرای محله‌هایی که در مناطق شهری و روستایی به منظور توجه به نیازمندی‌های فرهنگی، تفریحی ، ورزشی، بهداشتی و زیستی محله ایجاد می‌شوند. این نوع سازمان‌های مردم نهاد هم، چون شوراهای شهر و روستا در موقعیت دوگانه و بیشتر وابسته به دولت قرار دارند. اما می توانند مستقل از دولت‌ها و آزادانه شکل گرفته و فعالیت کنند.
سازمان های توده ایی نیز وجود دارند که به رغم آنکه در ارتباط کار و تولید قرار ندارند اما به دلیل آنکه کلیه اعضای آنها براساس پیشینه کارگری و مزد و حقوق‌بگیری در وضعیت بازنشستگی و از کارافتادگی قرار دارند از سازمان های توده ایی محسوب میشوند (مانند کانون هاو اتحادیه های کارگران بازنشسته و کانون های بازنشستگان ادارات دولتی ) که ویژگی طبقاتی آنها بر خصوصیت های اجتماعی شان همیشه سایه می اندازد و از همتایان شاغل خود جدایی ناپذیرند اما بی‌شک در فرایند مبارزات در راه کسب مطالبات خود در چهارچوب سازمان های توده ای قرار می‌گیرند و ویژگی طبقاتی آنها حمایت های بالقوه وبالفعل متقابلی است که به دلیل شناخت و تجارب و یگانگی موقعیت گذشته آنان با کارگران مولد و آینه پردازی آینده نیروهای مولد با بازنشستگان و از کار افتادگان بروز می کند. جنبه های مشترک چون حضور آنها در سازمان های بیمه‌ای (سازمان تامین اجتماعی و سایر سازمان‌هاو صندوق های بازنشستگی )چسب پیوند طبقاتی این دسته از سازمان های توده ای با سازمان های کارگری را ایجاد می‌کند.
سازمان های توده‌ای نوع دیگری که این ویژگی دوگانه طبقاتیِ بالقوه و توده ای را همراه دارند. این سازمان ها می‌تواند شامل جمعیت هایی باشدکه به عنوان نیروی کار ذخیره و یا بیکار و آماده کار درجامعه حضور دارند. برخی از این جمعیت صرفا بیکار و برخی نیروهایی هستند که در حال آمادگی برای حضور در بنگاه‌های اقتصادی در شرایط تحصیل سواد و فن و مهارت قرار دارند(مانند دانشجویان) و هرچه به دوران گذار از فن‌آوری و دانش پژوهی به اشتغال مولد و کارآمد نزدیکتر می‌شوند مسوولیت اجتماعی بیشتری احساس می‌کنند و در نتیجه سازمان‌پذیر و متشکل خواهند‌شد. از آنجاکه این نیروها در آینه آینده‌نگری خود بیشترین نزدیکی را با نیروهای مولد و شاغل احساس می کنند ضمن مبارزه برای کسب مطالباتِ آنی نیم‌نگاهی هم به آنچه در انتظار آنهاست، آنان را به صف مبارزه مشترک با کارگران قرار می‌دهد . نمونه مشخص آن در سال های اخیر مبارزات دانشجویی در کنار کارگران علیه کارورزی (به تعبیردانشجویان علیه بیگارورزی) بوده است. این سازمان‌ها می توانند با هدایت نیروهای آگاه و دموکرات دانشجویی و بیکار هریک به صورت مستقل تشکیل شوند. سازمان‌های توده‌ای دانشجویی موجود که پیشینه‌‌ی تاریخی معتبر مبارزات را در دوره های مختلف دارند و اکنون هم در بیشتر مراکز عالی آموزشی (دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها) وجود دارند یکی از آموزشگاه‌های سیال در زمان‌های مختلف برای سازمانیابی دانشجویان هستند . سازمان هایی که بیکاران را متشکل می کنند متاسفانه جزدر سال های اولیه پس از انقلاب ایران هیچ گاه شکل نگرفتند.

وظایف سازمان‌های توده‌ای:
اساسی ترین وظایف سازمان های توده ای کوشش برای نیل به هدف‌هایی است که اعضای تشکیل دهنده آن سازمان در دستور کار قرار داده اند . این هدف‌ها هرچه باشند، موجب می شوند تا آن سازمان در موضع مطالبه گر جدی و گذشت ناپذیر در مقابل دولت‌ها قرار گیرند. با چنین رویکردی اعضای آن سازمان می آموزند که برای حل مشکلات اجتماعی و برداشتن موانع موجود جانشین دولت ها نگردند و همواره از دولت ها بخواهند که وظایف خود را به‌انجام رسانند. بعنوان مثال سازمان های مردمی محیط زیستی هستند که دولت ها را وامیدارند تا در پاک بودن محیط زیست وظایف خود را انجام دهد. این دولتها هستند که می بایست برنامه ریزی های جدی را برای پالایش آب و هوا، پاکیزگی مراتع و جنگل‌ها، رودها و دریاچه‌ها را بطور سیستماتیک اجرا کند، شهرها را به بهترین شکل ممکن برای زیست سالم شهروندان ساماندهی کنند .
با این توضیح روشن است که سازمان‌های توده‌ای علاوه برپیگیری خواست اعضای خود، نهادی برای نظارت و کنترل مجموعه دولت مستقر هستند وچنانچه بتوانند بنیه و شیوه های دموکراتیک رندگی اجتماعی را ارتقابخشند قادر خواهند شد دولت هارا در برابر مردم به پاسخگویی وادارند.
سازمان‌های توده‌ای وظیفه دارند مستقل از دولت ها کنش درخور اجتماعی را داشته باشند. در صورتی که این سازمان ها برحسب اهمیت و جایگاه اجتماعی در سطوحی از توجه عموم قرار گرفته‌باشند ( مانند شوراهای شهر و روستا و یا کانون های بازنشستگی ) با دخالت‌گری‌ دولت‌ها، این احتمال به درجه بالایی وجود دارد که آنها به زائده‌های دولتی تبدیل شوند کما اینکه در حال حاضر بیشترین سازمان هایی از این دست متاسفانه فاقد استقلال هستند . راهکار سوسیالیستی در باره این سازمان‌ها، رهاسازی آن‌ها از چنبره قدرت دولتی است .
بسیاری ازکانون های بازنشستگی سال‌هاست که به‌دلیل وجود گرایشات رفرمیستی تابعی از سیاست‌های دولت هستند. کانون‌های استانی و کانون عالی بازنشستگان طی دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در زنجیره‌ی فساد و رانت خواری قرارگرفتند. هنوز هم بسیاری از پرونده‌های مسوولیت کانون بازنشستگی همچنان مفتوح است. بدلیل نقش کانون‌ها در برابر سازمان های بیمه‌ای، و اینکه این سازمان ها با سرمایه‌های بین النسلی بازنشستگان و شاغلان تشکیل شده اند. سازمان های توده‌ای معتبر ترین و موجه‌ترین نهادهایی هستند که باید نظارت و کنترل بر سازمان های بیمه‌گر را بعهده گیرند. راهکار به دست گیری اهرم‌های نظارتی و کنترلی جز با طرد رفرمیسم از طریق ایجاد بدیل آن ممکن نیست. شیوه ایجاد سازمان های موازی و بی توجهی به امکانات بازنشستگان که در اختیار کانون‌ها قرار دارد، گرایشی انحرافی و تنها گذاشتن کارگران بازنشسته و مستمری بگیران در برابر گرایش رفرمیستی تابع قدرت است. فعالانی که به جای صف مستقل در پی سازمان مستقل از کانون های موجود فاصله گرفته‌اند و همه‌ی منابع بازنشستگان را به کانون ها وامی نهند در واقع همه امکانات موجود را به رفرمیسم موجود واگذار می کنند و بدیهی ترین نتیجه این رفتار، ایجاد فاصله آنها با سایر بازنشستگان خواهد بود.
به همین ترتیب هر سازمان توده‌ای با هر موضوع و هدف های روشنی که بر مبنای آن ایجاد شده است باید رابطه بی واسطه ای با اعضا و ذینفع ها ی مرتبط با اهداف سازمانی ایجاد کند.

راهکار سوسیالیستی در باره‌ی سازمان‌های توده‌ای بر اصل خدشه‌ناپذیر خود مدیریتی توده‌ها در آن سازمان‌ها متکی خواهد بود که جز از راه نظارت و کنترل دموکراتیک تامین نخواهد شد. هدف گذاری ها برای رسیدن به چنین سازمان هایی عبارتند از: پروسه شناخت امکانات موجود _ درک میزان و حدود زمینه‌های سازمانیابی مستقل _ درک نیازمندیهای آنی در حوزه مشخص آن سازمان توده ای همراه با نگاه استراتژیک به موضوع_ برنامه ریزی برای ارتقاء سازمانی تشکل‌های توده‌ای موجود براساس روابط و مضامین دموکراتیک _ چگونگی برنامه ریزی برای توانمند سازی اعضای سازمان توده‌ای_ برقراری آکسیون هایی با موضوعات و مطالبات مشخص برای همه اعضای سازمان_ مبارزه با گرایشات انحرافی و آسیب های ناشی از آن انحرافات از راه ایجاد ساز و کار های گفتگوهای درون سازمانی در مجامع عمومی و شناساندن ریشه های آسیب.

راهکار سوسیالیستی خواهد کوشید تا در این زمینه هم بطور کلی و هم به طور مشخص به سازمان های توده ای موجود بپردازد و ضرورت ایجاد سازمان هایی در عرصه های گوناگون را مورد توجه قرار دهد.

——————————————————————

 

دسته : راهکار اجتماعی

برچسب :

جوابي بدهيد