آسیب بهجامانده از جنگ برای کارگرانی که با انواع قراردادهای کاری، پیمانی، شرکتی، سفیدامضاء، بیثباتکاران یا کارگران بیثبات، و کارگران پارهوقت، خوداشتغال و آزادکار، چه واقعی و چه ساختگی، بدون قرارداد رسمی و اغلب حتی بدون بیمه و حمایت قانونی مشغول به کارند، معنایی جز تشدید ناامنی و بیپناهی ندارد؛ کارگرانی که گاه فاصلهی چندانی با مرگ ندارند. اساساً هیچگونه قرارداد قانونی و مطمئنی برای اشتغال وجود ندارد. اکثریت مردم از بیمهی بهداشتی و اجتماعی محروماند و کارگران و مزد بگیران در عمل از بسیاری از حقوقی که حتی در همین قانون کار کذایی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده، برخوردار نیستند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
محمد دارکش، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی در گفتوگو با «قلمرو رفاه»: پولی برای آموزش نمیماند. وی با نقد نظام آموزشی سرمایهداری تاکید میکند که آموزش، بهجای جشن همبستگی، به ابزاری برای بازتولید نابرابری و تعمیق شکاف طبقاتی تبدیل شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
لایههای تاریخنویسانهی کتاب. صرفنظر از لایهی زندگینامهای، در این کتاب به چند «تاریخ»، گاه در کنار هم و گاه در هم آمیخته پرداخته میشود. کتاب از شیوهی نگارش و تابعیت از موضوع از یکی از «ژانر»های تاریخنویسی پیروی نمیکند. در واقع این کتاب یک مجموعه از خُردهتاریخهائی است که همه روی هم به شکلی ساختمند تاریخ فقط یک چیز مشخص را نیز تشکیل نمیدهند. بگوئیم کتاب فقط تاریخ ایران، فقط تاریخ کردستان، تاریخ یک حزب و غیره نیست، اگر چه گاه این احساس به انسان دست میدهد که دارد تاریخ کومه له و یا تاریخ کردستان را میخواند. با توجه به چند «ژانر» با موضوعات متفاوت و چند روایت موجود در کتاب بیشتر شاید بتوان گفت کتاب یک فراروایت مبتنی بر انبوهی از دادهها (فاکت) است. دادهها مستند هستند، منابع و ماخذ ذکر شدهاند و از این زاویه کتاب غنی است. بدین ترتیب کتاب، اگر چه فقط یک گذشته خاص (در چارچوب یک ژانر) را به طور مشخص بازسازی نمیکند، یک مجموعه مواد را با ماخذ موثق/معتبر ارائه میکند که میتوانند در خدمت بازسازی این یا آن گذشته قرار بگیرند (و به این معنا کتاب میتواند مقدمه و ماخذ کار تاریخنویسان در برخی حوزهها به شکل حرفهای قرار بگیرد).

ادامه مطلب را بخوانيد »
جامعه ایران امروز از تورم مزمن، نقطه به نقطه گذشته و منتظر ابرتورم است که در دل موقعیت بحران اقتصادی، تداوم وضع بحرانزای موجود را نمایندگی میکند. در باب وارسی زندگی و دشواری حرفهی پرستاری و درمان در جامعه ایران، مشکل همان سطح خواستها و مطالباتی است که از سالهای ۴۲ و ۴۳، روی هم انباشت شده و بهدلیل پراکندگی این نیروی اجتماعی، علیرغم داشتن خواستهها و مطالبات مشترکشان ـ بهخاطر نداشتن تشکل مستقل خود ـ زخم بزرگی را بر تن خود حمل میکنند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در برابر جامعهی امروز ایران، سه راه وجود ندارد؛ ما با یک دوراهی روبهرو هستیم: ادامهی جنگ یا پایان جنگ. این دوراهی را نمیتوان با افزودن گزینههای انتزاعی و فرضی از میان برداشت. جنگ، به هر هدفی که با آن آغاز شده باشد، فینفسه فاجعه است. بدون پایان جنگ، هیچ مسئلهی دیگری امکان حل شدن پیدا نمیکند. جنگ جامعه را درماندهتر میکند، بر فلاکت عمومی میافزاید و چندین نسل را با پیامدهای خود گرفتار میکند. جنگ ممکن است با هر هدفی آغاز شود، اما در ادامه، منطق خودِ جنگ بر اهداف اولیه غلبه میکند؛ اهداف را میبلعد و منطق خود را بر جامعه تحمیل میکند. از این رو، ادامهی جنگ، پیش از آنکه به تحقق هر هدفی بینجامد، زندگی اجتماعی را فرسوده و امکانهای آینده را محدود میکند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

ما بارها براین نکته تاکید کردهایم که قیام مهسا به یکی از دامنه دارترین و وسیع ترین قیام های ضددیکتاتوری در جمهوری اسلامی بدل شد و توانست جهان را تحت تاثیر قرار دهد و میلیون ها ایرانی در سراسر جهان به اعتراض سازمانیافته گسترده در سایر شهرها در کشورهای مختلف در همبستگی با مردم درون کشور نقش بی بدیلی را از همبستگی برای آزادی و علیه دیکتاتوری به نمایش گذاشتند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چهار سال گذشت؛ چهار سال از آن پاییز شوم که خورشید، در میان دود و باروت خیابانهای ایران، به خون نشست. این تنها تقویمی عرفی نیست که ورق میخورد؛ بلکه سنگینی باری است به وسعت تاریخ استبداد و مقاومت. چهار سال از آن ترکش کینهای میگذرد که بر تن «مهسا» نشست و خونی که از رگهای آزادی جوشید تا طومار سالیان تاریکی را درهم بپیچد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چپ نیز به داستان، تخیل، شگفتی و نوعی زبان اسطورهای نیاز دارد. اگر راست میتواند آیندهای را به مردم وعده دهد، چپ نیز باید بتواند توضیح دهد که چه آیندهای میخواهد بسازد.

نائومی کلاین در مراسم یکصد و پنجاهمین سالگرد مجله «نیشن» در تالار تاونهال، منبع: Wikimedia Commons. عکس: جو مِیبل (Joe Mabel)، مجوز: Creative Commons Attribution-ShareAlike ۲.۰ (CC BY-SA ۲.۰).
ادامه مطلب را بخوانيد »
امروز پرسش اساسی این است که جامعه، بعد ازچهار سال از خیزش زن، زندگی، آزادی، به کدام سو میرود و ما باید که در کجای این معادله جای بگیریم؟ بهعبارتی، با درسآموزی از آن گذشته، امروز چه فاکتورهایی، پیروزی نهایی جنبش اجتماعی ایران را تضمین میکند و باید به آنها توجه کرد و در آن جهت پیش رفت؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
در واقع برای جنبش چپ بسیار مهم است که در حین مشارکت در پیکار برای هدف نهایی، یعنی کمک به وقوع انقلاب مردمی در راستای سازندگی سوسیالیسم، در این مقطع زمانی، در صورت امکان در تمامی مبارزات حق طلبانه جهت دستیابی به مطالبات رفاهی در عرصه های اقتصادی، آموزشی، بهداشت، برابر طلبی در حیطه حقوق زنان، عدالت جنسیتی و ایجاد تشکل های مستقل زنان و کارگران حضور فعال داشته باشد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در مقابل جنبش چپ، با توجه به افزایش در تعرضات سیاسی، نظامی و اقتصادی امپریالیستی، شدت یابی در سرکوبها و چپاول از سوی حاکمان محلی و از طرف دیگر وجود شکستها و تجربیات نارسا و حتی در مقاطعی منفی در عملکرد های تاریخی جنبش چپ و رهائی بخش، مسائل زیادی مطرح میگردند و مهمتر از همه اینکه در میان اهداف سوسیالیستها، منظور از یک فرماسیون نوین انسانی، فرا گیرنده موازین دمکراتیک، مساوات گرانه و حکومتی متعهد به منافع کارگران و توده ها چیست؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
در زمانهای که شاهد رشد روزافزون فناوری با محوریت رسانهها، شبکههای اجتماعی و سازوکارهای فنیِ آنها هستیم، گزارههای رهاییبخشِ گذشته با تردید بیشتری مواجه شده است. بسیاری از متفکران در دههی اخیر نوید توسعهی دموکراسی و فضای عمومی را از یکسوی و پیشرانیِ جنبشهای مدنی با میانجی فناوریهای اطلاعرسانی را در افق نظری خود به تصویر میکشیدند؛ جامعهای که بدین ترتیب انحصارِ سازوبرگهای ایدئولوژیک و پروپاگاندای دولت را درهم شکسته و منجر به گردش آزاد اطلاعات و آگاهیبخشیِ تودهها خواهد شد. اما گسترش اشکال جدید دستکاری دیجیتال و پروپاگاندا، با روایتپردازیِ نیروهای بهاصطلاح بدیل، در حال تسخیر فضای عمومی است. پیرامون تحولات شتابناک و بحرانهای انباشتهشده در ماههای اخیر، بیش از هر چیزی نحوهی صورتبندیِ تحلیلگران و رسانههای فارسی برای جامعه و گروههای سیاسی برجسته شده است؛ مکانیسمی رسانهای که چندان با اتکا به تحلیل واقعیتهای جاری و ترسیم چشمانداز دموکراتیک رابطهای ندارد و صورتبندیِ خود را حول محور روایتسازیِ حماسی، تولید اسطورهها برای پیشبرد پروژهی قدرتهای منطقهای و جهانی با فروش آیندهای وهمآلود به مخاطب عرضه میکند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
روزگاری، در «شمال»، دریا و جنگل بخشی از زندگی روزمره مردم بود؛ چیزی که در مسیر کار، سفر و زیستن دیده میشد، نه منظرهای پشت دیوار و نگهبان. شاید خوانندهای که این سطرها را میخواند، هرگز دریا را ندیده باشد. نه بهخاطر بیعلاقگی، که بهخاطر هزینهی سفر. برای خانوادهای که اجارهی خانه، قسط، قبض برق و خرج مدرسه را میدهد، سفر به استانهای شمالی چیزی نیست که حتماً از پسش بربیاید. شاید فرزندش تا امروز فقط عکس خزر را در کتاب جغرافیا دیده باشد. اما همان ساحلی که او هرگز ندیده، پشت دیوار ویلاهایی پنهان شده که صاحبانشان بیشتر روزهای سال حتی به آن سر نمیزنند. حالا از همان جادهها که عبور میکنی، میبینی: دیوارهای بلند، دروازههای آهنی، تابلوهای «ورود ممنوع»، دوربینهای مداربسته، نگهبانهایی با یونیفرم و جادههایی که به یک درِ بسته ختم میشوند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
دهها چهره شناختهشده دانشگاهی، هنری و چپگرا از جمله آنجلا دیویس، جودیث باتلر، مایکل لووی و مومیا ابوجمال، با انتشار نامهای در حمایت از زندانیان سیاسی ایران، خواستار پایان اعدامها و سرکوب جمهوری اسلامی و توقف جنگ و تحریمهای آمریکا و اسرائیل شدند. امضاکنندگان این نامه، که شماری از برجستهترین متفکران و فعالان چپ و ضداستبدادی جهان در میان آنان هستند، جمهوری اسلامی و نیروهای امپریالیستی و صهیونیستی را دو نیروی سرکوبگری دانستهاند که مردم ایران را «میان دو تیغه یک قیچی» گرفتار کردهاند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
تفهیم اتهام به مهدی احمدی، مدیر رسانۀ «آزاد»، در دادسرا و منع انتشار برنامههای این رسانه تا اطلاع ثانوی، صرفنظر از این که از نظر حقوقی «توقیف» نامیده شود یا «منع فعالیت»، مسئلهای فراتر از سرنوشت یک رسانه و مدیرش را پیش میکشد: در شرایط کنونی ایران با فضاهای مستقل گفتوگو چه باید کرد؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
درویش پور: در عصر پساحقیقت که تلاش می شود هرجعلی را به نام حقیقت به خورد مردم داد، اهمیت فهم کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در نقطه تلاقی سه روند میسر است: نخست، بحران نفت و مقاومت بریتانیا در برابر ملی شدن صنعت نفت؛ دوم، فضای جنگ سرد و نگرانی آمریکا از بیثباتی و نفوذ حزب توده؛ سوم، شکافهای داخلی ایران، از جمله اختلاف میان دولت، دربار، بخشی از روحانیت، نیروهای محافظهکار، ارتش و مطبوعات و احزاب رقیب. اسناد سیا، اظهارات مقامهای آمریکایی و پژوهشهای تاریخی نشان میدهند که این رویداد کودتایی با طراحی و حمایت آمریکا و بریتانیا بود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
شکی نیست که میباید از مبارزات حق طلبانه و دمکراتیک توده های مردم از جمله تمامی کارگران و زحمتکشان پشتیبانی شود. مشارکت در مبارزات دمکراتیک مردمی میتواند بصورت اتحاد عمل های مقطعی علیه رژیم و مداخلات امپریالیستی و برای آزادیهای مدنی و عدالت اجتماعی انجام شود، بشرطی که جریانات سوسیالیستی تشکل و سیاسی مبارزاتی خود را بطور مسنقل حفظ کرده از ابتدا روشن کنند که مسیر مبارزات آنها علاوه بر همکاریهای تاکتیکی با سایر نیروهای آزادیخواه و مترقی در عین حال بسوی نفی سرمایه داری و نهایتا ایجاد حکومت پرولتری هدفمند است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
جنگ اخیر موجب بیکاری چند صد هزار زن شده که احتمالاً نیمی از آنها سرپرست خانوار و نانآور اصلی خانواده هستند.
جنگ، راه درآمد چند صد هزار زن کارگر را مسدود کرد؛ این زنان در پهنه جغرافیایی کشور در استانهای مختلف پراکندهاند اما زندگی همهی آنها یک وجه مشترک دارد: امروز هیچ منبعی برای درآمدزایی ندارند و چشم امیدشان به دولت و نهادهای فرادستی دوخته شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
محمد عبدخدایی (عامل ترور حسین فاطمی، وزیر خارجه مصدق) چندی پیش در پاسخ به مجری صداوسیما که پرسید: «عجیب نیست که با وجوه نقاط اشتراک ضدامپریالیستی حزباللهیها و چپها، شما همیشه نه با چپهای تودهای؛ بلکه با لیبرالها و غربگراهایی چون بازرگان و سحابی دوستی و تعامل داشتهاید؟»

ادامه مطلب را بخوانيد »
چین، بیش از آنکه پاسخی آماده در برابر چپ بگذارد، پرسشهای آن را عریان میکند. آیا سوسیالیسم را با نام حزب و مالکیت دولت میسنجیم یا با قدرت واقعی تولیدکنندگان؟ آیا تقابل با آمریکا برای مترقیدانستن یک قدرت کافی است؟ آیا توسعهی ملی را میتوان از مناسبات طبقاتی جدا کرد؟ و آیا چندقطبیشدن با رهایی از امپریالیسم یکسان است؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
مروری بر مهمترین کنشهای کارگری در تیر ماه ۱۴۰۵

ادامه مطلب را بخوانيد »
گسترش کارگران دیجیتال و افزایش بیثبات کاری، ذیل مشاغل متصل به الگوریتمهای مجازی، لزوم همکاریهای صنفی میان این طبقه جدید از کارگران را افزایش داده است.
قلمرو رفاه در میزگردی با حضور حسین اکبری، پژوهشگر حقوق کار و فرشاد اسماعیلی، کارشناس تامین اجتماعی، چالشها و پیامدهای جنگ بر حقوق کار و تامین اجتماعی را مورد نقد و بررسی قرار داد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
دو کارشناس حوزه کار توضیح میدهند چگونه جنگ همزمان با گسترش الگوهای استخدامی نوین، تضعیف قراردادهای پایدار و پیشروی اقتصاد پلتفرمی، نسبت تازهای میان دولت، کارفرما و نیروی کار ساخته است.
قلمرو رفاه در میزگردی با حضور «فرشاد اسماعیلی»، کارشناس تامین اجتماعی و «حسین اکبری»، پژوهشگر حقوق کار، چالشها و پیامدهای جنگ بر حقوق کار و تامین اجتماعی را مورد نقد و بررسی قرار داد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
نهادهای مسئول به پیگیریها در باره سلامت جسمانی یاشار دارالشفاء پاسخ نمیدهند و حتی نمیگویند که آیا او به داروهایش دسترسی دارد یا خیر.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بیثباتی فقط یک مسئلهی اقتصادی نیست؛ تجربهای روزمره از ناامنی است. وقتی نمیدانی ماه آینده چه درآمدی خواهی داشت، چگونه میتوانی برای اجاره، پول لباس و غذا یا حتی یک هفته استراحت برنامهریزی کنی؟ سود به جیب سرمایهدار میرود؛ چه پلتفرم باشد چه انسانی واقعی. اما هزینهی بیماری، فرسودگی، استهلاک و بازنشستگی بر دوش کارگر، خانوادهاش و جامعه میافتد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
حسین اکبری، کارشناس و فعال حوزه کارگری درباره مهمترین مشکلات معیشتی کارگران و پیامدهای افزایش هزینههای زندگی به«جهانصنعت» میگوید: همه ابعاد زندگی بهیکدیگر وابسته و زنجیروار هستند اما شاید مهمترین بخش معیشت باشد زیرا آرامش و امنیت یک خانواده بهآن گره خورده است. زمانی که پدر و مادر بتوانند هزینههای زندگی را تامین کنند فرزندان نیز فرصت خواهند داشت در آرامش درس بخوانند از پوشش مناسب برخوردار باشند و زندگی عادی را تجربه کنند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در این مقطع، بهترین حالت ممکن کاهش فقر و فلاکت و فروکش کردن حس استیصال است. دشمن امید و آسودگی، هر نیرو و اقدامی است که تنش بیافریند و بخواهد وضعیت را دوباره به حالت جنگی درآورد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
سیمین کاظمی، جامعه شناس حوزه زنان گفت: واقعیت این است که زنان ایرانی از دوره مشروطه به بعد نسبت به تحولات سیاسی و سرنوشت کشور بی تفاوت و منفعل نبوده اند و دیگر صرفا از خانه ناظر خاموش وقایع سیاسی نیستند، آنها بر اساس دیدگاه و منافع سیاسی شان عاملیت خود را در خیابان اثبات می کنند، و در رخدادهای مختلف حضور دارند؛ از اعتراضات اجتماعی تا حمایت سیاسی.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چرا اغلب جریانهای چپ تشکیلاتی مانند حزب چپ، حزب توده، سازمان فدائیان اکثریت، راه کارگر و سایر گروههای مشابه، نتوانستهاند از منطق فعالیت قبیلهای و تکرار ساختارهای قدیمی عبور کنند و حول چند مسئله مشخص و واقعی جامعه امروز ایران بازسازمان یابند؟ شاید این پرسش در نگاه اول انتزاعی به نظر بیاید، اما اگر از ذهنیت قبیلهای عبور کنیم، خواهیم دید که این یک واقعیت و ضرورت امروز چپ است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چگونه تفویض اختیار به سرمایه، فاجعۀ جنگ را به فاجعه تورم و فلاکت اجتماعی گره میزند

ادامه مطلب را بخوانيد »