
ما آن راه سوم هستیم این باور به واقعیت های ایران است! چرا راه سوم؟ مگر جز سرمایه داری و سوسیالیزم مقصد دیگری هم هست؟ نه! پس این سه راه به کجا می انجامد؟

ادامه مطلب را بخوانيد »

تنها جرم شریفه محمدی این که او کارگری آگاه و مبارز است و برای خوشبختی و سعادتمندی همنوعان خود، مبارزه سیاسی با رویکردی کاملا مدنی در چهارچوب قواعد عرفی و قانونی را پی گرفته است.

ادامه مطلب را بخوانيد »

به اسارت و شکنجهی زندانیان سیاسی پایان دهید!
راهکار سوسیالیستی:
جمهوری اسلامی در بدترین شرایط عدم مشروعیت سیاسی برای اِعمال یک حکمرانی قابل پذیرش به ویژه در شرایط آتشبسِ شکنندهی کنونی قرار دارد .
جنایتکاران صهیونیست تحت رهبری نتانیاهو در اسرائیل؛ زندان اوین را هدف موشکهای خود قرار داده که پیامداین جنایت کشته شدن حداقل۷۹نفر از زندانی و زندانبان ، خانواده های حاضر درمحل ملاقات و همچنین تعدادی از اهالی همجوار زندان اوین بوده است.
سایر زندانیان زن و مرد محبوس در زندان اوین با شرایط بسیار بد به زندانهای دیگر از جمله زندان تهران بزرگ منتقل شده اند و با کمترین امکانات در این زندانها بهسر می برند.
انتشار نامههای این زندانیان بیانگر ظلمی مضاعف بر آنان است و جمهوری اسلامی در عین ناتوانی در رسیدگی به زندانیان، با اِعمال شیوههای غیر انسانی و حتی مغایر بر قوانین ملی و بینالمللی تاکنون خواستههای گروههای مختلف از مردم را مبنی آزادی زندانیان سیاسی بیپاسخ گذاشته و ازاقدامات مسوولانه در برابر حفظ جان و سلامت زندانیان سرباز میزند.
قوه قضائیه جمهوری اسلامی به عنوان متولی امرِ قضا در رعایت حقوق مردم برابربا قانون اساسی پاسخگو نیست. بسیاری از بازداشتشدگان اخیر در موقعیت نامعلومی هستند و خانوادهها از حال و روز و محل بازداشت آنها بیخبرند.
آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی یک مطالبه مردمی سراسری در ایران است. ادامه حبس و زندان آنها در شرایط کنونی تنها یک مصداق دارد و آن جنایت علیه بشریت است.
به اسارت و شکنجهی مضاعف علیه زندانیان سیاسی پایان دهید!
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید!

کارگران و زحمتکشان نیک میدانند که راه رفع ستمهای نزدیک به نیم قرن جمهوری اسلامی نه با جنگ و تجاوز علیه میهن هموار شدنی است و نه با تکیه به نیروی متجاوز خارجی ایجاد میشود. تنها در سایه صلح و آزادی که ثمره پیکار و مبارزه همبسته و آگاهانه ملی میتوان از این شرایط خفقانآلودی که جمهوری اسلامی رقم زده است گذشت و زندگی سعادتمندانه و شرافتمندانه را در این کشور استبداد زده فراهم ساخت.

ادامه مطلب را بخوانيد »

وظیفه عاجل جامعه به ویژه بخش های متشکل کارگران و زحمتکشان حمایت بیدریغ از مبارزات کامیونداران و بردن شعار آزادی اعتصابیون دستگیر شده در سراسر ایران است. همراهی با اعتصابیون نباید منوط به افزایش بار و وظایف اجتماعی بیشتر از آنچه کامیونداران و رانندگان کامیون در توان دارند باشد. ایجاد انتظار از حاشیه و بردن شعار آن به متن مبارزه ای که اهداف قابل توجه و دست یافتنی دارد؛ به آرمان های عمومی فراتر از توانایی بخشی از جامعه، بی تردید پیش از هر چیز به زیان این زحمتکشان است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
دگربار بهار میآید و مردمان ایران زمین منتظر فرا رسیدن نوروزی اند که با آمدنش چهره زندگی هم چون جلوهی بهار سبز و خرم باشد. جامعه بشری نیز در سایه آرامشی برخاسته از تحقق صلح و همزیستی از جنگ و نفرت فاصله گیرد و زندگی خالی از ستم و بهره کشی به تجربهای تازه برای انسانها رخ نماید.

ادامه مطلب را بخوانيد »

در نهایت پیشبینی دقیق تحولات آینده دشوار است، اما مهم است که همگان در این شرایط آرامش خود را حفظ کنند و به همبستگی اجتماعی برای مقابله با ادامه شرایط و تشدید تنش فکر کنند و از دولت بخواهند به دنبال راهحلهای دیپلماتیک باشند تا از بروز درگیریهای بیشتر و تشدید بحران جلوگیری شود.. شرایط پیچیدهای وجود دارد و هر اقدامی نیازمند بررسی دقیق عواقب آن است.

ادامه مطلب را بخوانيد »

فضای رسانه ای در جمهوری اسلامی و اخبار جسته و گریخته از سایر کشورها حاکی از مخاطرات جدی برای منطقه و به ویژه ایران است. احتمال حمله قریب الوقوع ایران به اسرائیل وجود دارد، به ویژه که حالا صحبت هایی هم از کشته شدن رئیسی هم به دست اسرائیل به شکل های غیر مستقیم از زبان بعضی از عناصر دولت رئیسی مثل وزیر ارشاد شنیده و یا در رشته توئیت هایی دیده میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »

مردم به درستی از سیاست تحریم به بهترین شکل ممکن برای اظهار وجود و بازتولید مقاومت استفاده کردند و نشان دادند که این حکومت هیچ ارتباطی با خواست و مطالبات کوتاه مدت و دراز مدت آنها ندارد. با این همه اصلاح طلبان ناچارند اگر هفت خان سومی را پیش رو می بینند، برای دستیابی به آن به زعامت و پیشوایی خامنه ای را به عنوان شرط اصلی گام نهادن در این راه گردن نهند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

بار دیگر مردم ایران نشان دادند که نه دلخوش به فریب وعده های دروغیناند، و نه حاضرند بر تجربه زیستهی خود در این حکومت ضدمردمی خط تردید و دودلی کشند و یا بدتر از آن شعور خود را بازیچهی نظامی قرار دهند که جز فقر، ستم و بیعدالتی و حبس، شکنجه، زندان و آزادی کشی ثمره دیگری نداشته است.

ادامه مطلب را بخوانيد »

بازتولید مقاومت در برابر جمهوری اسلامی بار دیگر «نه» بزرگ را از مردم ایران طلب میکند و این «نه» تنها با سیاست تحریم انتخابات صندوف آرایی دیکتاتورساخته در سراسر ایران تجلی خواهد یافت.

ادامه مطلب را بخوانيد »

این پرسش، وقتی به انتخاب او به عنوان ریاست جمهور با کمترین آرای ممکن توجه گردد و به روند رویگردانی مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۱۴۰۲ و اردیبهشت ۱۴۰۳ دقت شود بیشتر با تعجب همراه است. چنانچه دستاوردهای او ملاک انتخابات دور بعد (در صورت حیات او) قرار میگرفت حتی احتمال ناکامی اش برای حفظ ریاست جمهوری بیش از گذشته به کمترین حد ممکن میرسید!

ادامه مطلب را بخوانيد »

برای یافتن پاسخی درخور، یک ارزیابی از وضعیت پس از رئیسی و فرصتی که این حادثه برای حاکمیت فراهم آورده است ضرورت دارد. اینکه آیا جمهوری اسلامی با این فرصت ویژه چه خواهد کرد؟ آیا به دنبال ترمیم شکاف بین خود و مردم آزار دیده از سیاست های تا کنونی اش؛ رویکردی خواهد داشت؟ آیا چنین ظرفیتی درجمهوری اسلامی پس از اعتراضات سالهای اخیر و مهمترین آن خیزش مهسا و تاثیر آن در رویگردانی هرچه بیشتر مردم از جمهوری اسلامی به این درک رسیده است که شرایط را به گونه ای دیگر برای بقای خود تغییر دهد و یا همچنان به سیاست های تاکنونی باور دارد و از این فرصت نیز برای تامین هژمون و اقتدار بیرقیب خود بهره برداری خواهد کرد؟

ادامه مطلب را بخوانيد »

موضوع خیلی ساده است: فمنیسم بورژوا خواهان برابری و رفع تبعیض ضمن حفظ امتیازات طبقاتیاش است. به این معنا آنان حاضرند برای رفع حجاب اجباری، داشتن موقعیتهای دولتی و امکان ادامهی تحصیل در همهی رشتهها (همپای مردان) تا پای جان هم مبارزه کنند، اما مطلقا نمیخواهند که زن/کوئیر کارگر به عنوان عضوی از چنین جنبشی در کنارش قرار گیرد. چرا؟ چون او نهتنها خواهان برافتادن حجاب اجباری، و رفع تبعیض است، بلکه در ضمن میخواهد که امتیازات طبقاتی زنان بورژوا/متوسط هم برچیده شود.

ادامه مطلب را بخوانيد »

اعلام ”کنفدراسیون کار ایران” در برلین زیر چترسیاسی اتحادیه سراسری آلمان ( د گ ب ) و بنیاد مالی حزب سوسیال دموکرات آلمان ( بنیاد فردریش ِابرت)، پیشاپیش آن را یک پروژهی سیاسی دستراستی چپنما جلوه میکرد. فارغ از اینکه «فردریش ابرت» رئیسجمهور سوسیال دموکراتی بود که فرمان کشتن رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت را صادر کرد و قیام کمونیستی ۱۹۱۹ را سرکوب کرد، «د گ ب» در رابطه با نسل کشی اسرائیل در غزه طی یک نامه به دبیر کنفدراسیون اتحادیه کارگری اسرائیل “همبستگی عمیق خود را با اسرائیل” اعلام کرد و تظاهرات جهانی در محکومیت بمباران اسرائیل را محکوم نمود.

ادامه مطلب را بخوانيد »

نوروز را با همبستگی در همهعرصه های زندگی و برای رفع انواع تبعیض و نابرابری آغاز کنیم و همهی آرمان های انسانی پاس بداریم. برای رهایی از هر گونه استبداد و دیکتاتوری دست در دست هم با اعمال اراده جمعی در کلیه شئونات زندگی شعار “زن، زندگی، آزادی” را غنا بخشیم تا رهاورد آن جز آزادی، عدالت و برابری نباشد.

ادامه مطلب را بخوانيد »

این بیانیه پر از تناقض آشکار در باره موقعیت و ماهیت نظام حاکم فارغ از واقع بینی و تحلیل درست از شرایطی که جمهوری اسلامی در کشور و منطقه و جهان آفریده است و با چشم بستن بر دیکتاتوری تمامیت خواه که اتفاقا طرفدار اجرای فرامین سیاست های نئولیبرالیستی سرمایه داری جهانی شده از غرب تا شرق است؛ با دروغ و مغلطه های آشکار اتهام بزرگ انقلاب مخملی را به اکثریت مردم و اپوزیسیون مترقی و چپ ایران که مخالف انتخابات و هوادار تحریم آن هستند نسبت می دهد. این گروه فریبکار تنها تبلیغات بخش اپوزیسیون سلطنت طلب مرتجع را بهانه کرده و از مردم می خواهد با یک کارزار انتخاباتی مردمی برنامه محور!! شرکت کنند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

کار محور مقاومتی ها بدانجا میکشد که دیکتاتورهای ضدامپریالیست را میستایند و دیگران را به بهانه ضدیت اینگونه نظامها با تنها امپریالیسم بد در جهان، از مبارزه با این دیکتاتوری منع میکنند. گویا این دیکتاتورها نیستند که اجازه آزادی کارگران و زحمتکشان را برای ایجاد سازمانهای صنفی و طبقاتی از آنها سلب کردهاند، آنها را استثمار نکردهاند، انواع ستمهای طبقاتی، جنسیتی ، قومی و …. را روا نداشتهاند. گویا این دیکتاتوری حاکم نیست که آزادی و اختیار زنان را در گزینش زندگی، کار و پوشش از آنها گرفته است و گویا این دیکتاتوری حاکم نیست که در پی هر اعتراض مردم به شرایط بد اقتصادی و سیاسی و محدودیتهای گوناگون اجتماعی و آلودگیهای زیست محیطی آنها را به گلوله میبندد، به زندان و تحت شکنجه میبرد و اعدام میکند! آنها حتی از کارگران و زحمتکشان میخواهند که در چهارچوب قوانینی که همین نظام دیکتاتوری مصوب میکند، همان قوانینی که اجازه نمیدهد احدی اعتراض کند، به مبارزه برای کسب مطالبات خود اقدام کنند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

اگر مطابق با خط و مشی مارکسیستی بپذیریم که تضاد اصلی «تضاد کار و سرمایه» است، چه اینکه ما در جهانی سرمایهداری درحال زیست هستیم، آنگاه پیوندنخوردن دیگر اشکال ستم (ستم جنسی/جنسیتی و ستم ملی) به «ستم طبقاتی» باعث درغلطیدن آنان به سمت و سویی راست میشود. از منظر آن دسته از کنشگران چپ که اعتراضات اخیر فولاد برایشان لحظهی مهم احیای امر طبقاتی است، قیام ژینا در ادامهی راه خود نهتنها نکوشید تا با دیگر جلوههای ستم پیوندی برقرار کند، بلکه حتی مسألهی زنان را از حد پوشش اختیاری فراتر نبرد و در نتیجه در سطح بازنمایی آن در رسانههای دستراستی عموما تنها بر همین جنبه دست گذاشته شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »

در آخرین برنامهی مجموعهی موسوم به «مدرسهی آزاد فکری» مناظرهای میان حسام سلامت و امیر خراسانی با موضوع «چپ ایران بر سر دو راهی» درگرفت که آنچنان که از مواضع دو طرف پیدا بود، میشد آن را تقابلی میان «چپ محور مقاومتی» با «چپ جمهوریخواه» دانست. ابتدا نگاهی داشته باشیم به مسألهی اصلی این مناظره تا بتوانیم نقطهی عزیمت مناسبی برای انتقاد به آن پیدا کنیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »

ما در راهکار سوسیالیستی بار دیگر مجموعه نیروهای چپ را با اتخاذ سیاستی علیه دیکتاتوری و برای آزادی و برابری فرا می خوانیم. و بیش و پیش از هر چیز آزادی زندانیان سیاسی و منع تعقیب کنشگران جنبش زن، زندگی، آزادی را از مهمترین شعارهای لحظه کنونی می دانیم. باشد که خوش باوران چپ و تاثیر پذیرفته ها از سیاست فریبِ محور مقاومتی، با پرهیز از آوانتوریسم به ظاهر انقلابی و در واقع خرده بورژوایی از افتادن به چنین دام رسوای ساخته و پرداخته رژیم دوری جویند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

امروز نهادهای امنیتی مستقیما در دانشگاه ورود کردهاند و اعتراضات دروندانشگاهی سر از دادگاههای انقلاب درمیآورد و پروندههایی که پنداشته میشود با تعلیق از تحصیل مواجه شود، به یک باره با مجازات حبس تعزیری روبهرو میشود. چنین است که باید از پایان موقت امکان فعالیت علنی در دانشگاه صحبت کرد و نگاهها را به سوی فعالیتهای متشکلِ مخفی برگرداند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

تأسیس اسرائیل توسط قدرتهای امپریالیستی ضمانت شده بود، و امروزه از سوی ایالات متحده به پیش بُرده میشود. تجارتِ اسلحه و حفظِ تنش در خاورمیانه اساسیترین منابع تغذیهی سیاست امپریالیستی به محوریت ایالات متحده آمریکا در ارتباط با مسألهی فلسطین است. اما روی دیگر این سکه چیست؟

ادامه مطلب را بخوانيد »

روند رویگردانی از جمهوری اسلامی و برآمدِ خیزش های مردمی هر بار دایره بیشتری از مطالبات همه جانبه از سوی مردم را در برمیگیرد. قیام مهسا بیشترین پازلهای این صفحهی مطالبهگریها را شکل داد و تنها پازلی که هنوز جای آن در صفحه مطالبهگری مردم خالی است دقیقا آن قطعهی فلاکت است که جمهوری اسلامی طی دو سال اخیر ابعاد آن را گسترش داده است. موضوع مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و تحمیل شرایط ریاضت کشی بر مردم و بالارفتن نرخ تورم و بیکاری روزافزون.

ادامه مطلب را بخوانيد »

ابتدا لازم است تا «ضرورت برگذشتن از صرف حجاب اجباری» را بدل به یک «گفتمان فراگیر» کنیم و این ممکن نخواهد بود جز در سایهی فعالیت توپخانههای رسانهایمان. باید برای عموم مردم از انواع ستمهایی که بر زنان (به ویژه زنان فرودست) میرود بگوییم تا درصد بزرگتری از زنان بدل به کنشگران عرصهی «زن، زندگی، آزادی» شوند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

سوسیالیستیترین راهکار برای مسألهی حق تعیین سرنوشت ملل تحت ستم، نیل کردن به گونهای خودگردانی بر پایهی شوراهای مردمی است و نه خودمختاری. موضوع تضعیف هر شکلی از نهاد مشابه دولت است (چه در سطح ملی و چه در سطح محلی) و نه برپایی آن در شکل و شمایلی دیگر.

ادامه مطلب را بخوانيد »

رفقای نزدیک سپیده در باره اش چنین نوشته اند:
- سپیدهیمان را از دست دادیم. رفیق مقاوم روزهای مقاومت از دی ماه ۹۶ به این سو. رفیق عزیزتر از جانی که هیچ گاه در پی دیده شدن نبود و آرام و بیصدا میرزمید.
- سپیده بر آن بود جهانی بسازد برابر، آزاد و انسانی. یادش را گرامی میداریم، غمگینترین و حماسیترین سرودها را برایش زمزمه میکنیم و برای آرمانهایش که آرمانهای ماست میرزمیم.
- سپیده فرهان، راوی طاعون زمانهاش بود. او زخمهای خود را از یاد نبرد، بلکه هر زخم، اشارهای همیشگی به ظلم متحمل شده و حقانیتی شد که رنجاش گواه آن بود.

ادامه مطلب را بخوانيد »

به اعتبار شرایط اقتصادی هر دم وخیمتر از قبل، روند رو به گسترش اعتصابات کارگری در اعتراض به دستمزد ناچیز و سرکوبشده، مقاومت روزافزون زنان آگاه و شجاع برای تثبیت پیروزی بر حجاب اجباری و تثبیت حق اختیاری پوشش به عنوان سنگپایهی حقوق پایمال شدهی زنان، از هم پاشیدن ائتلاف جریان راست به محوریت رضا پهلوی، و نیز به صحنه آمدن دیگربارِ نیروهای صنفی (از قبیل معلمان و بازنشستگان)، جملگی بسترهای حاصلخیز عروج ایدههای سوسیالیستی برای وضعیت آینده است. ایدههایی که قابلیت لازم را برای شرایط مشخص امروز و گذار به سوی برقراری شرایظی که در آن دموکراتیسم رادیکال مسیر رهایی را هموار سازد. اما لازمهی ایجاد چنین مسیر و رشد و گسترشیابی ایده، وجود ایدهپردازانی است که در عرصهی تبلیغ و ترویج بکوشند و برای مردم روشن کنند که دلالتهای یک بدیل سوسیالیستی چیست و چطور در تار و پود این مطالبهگریها و مبارزات کنونی قرار گرفته است. هدف متن حاضر دست گذاشتن بر همین مهم است.

ادامه مطلب را بخوانيد »

آنچه امروز از آرایش نیروهای پیشرو و مترقی دیده میشود به هیچ روی و با هیچ معیاری پاسخ شایستهای به نیاز آتی جنبش مردمی ایران را برای تغییرات و دگرگونیهای بنیادین نمیدهد و باید به این باور نایل آمد که وقتِ گفتگوهای درون خانواده چپ برای اتجاد عمل به قصد برداشتن گامهای تاریخساز فرا رسیده و کوچکترین تعلل و کوتاهی از هر یک از نیروهای درون آن نه تنها جایز نیست بلکه خطایی استراتژیک و نابخشودنی است . امروز و هنور دیر نشده است اما فردا دیر است.

ادامه مطلب را بخوانيد »

اینکه چه رابطهای بین شعار زن، زنذگی، آزادی و روزجهانی کارگر در ایران بر اساس دیالکتیک مبارزه طبفاتی و رهایی بشر (زن و مرد) برقرار است را با پرداختن به مباحث زیر توضیح خواهیم داد:
ابتدا به روز کارگر و روز زن و پیشینهی هر یک خواهیم پرداخت. سپس اشتراکات پدیدآمدن این دو رویداد تاریخی را از منظر طبقاتی و رهایی نشان می دهیم، در ادامه کاستی های مبارزه طبقه کارگر ایران را در عدم مشارکت و دخالتگری زنان در این طبقه و در سایر عرصه های مبارزاتی نمایان می کنیم و در پایان یادآور میشویم چرا همهی مطالبات طبقه کارگر ایران با شعار زن، زندگی، آزادی عجین است و این شعار نه تنها ربطی به انواع جریانات بورژوایی و به ویؤه گرایشات قاشیستی درون اردوی سرمایه ندارد بلکه اگر بهدرستی نقش زنان کاملا آزادانه و دموکراتیک در زندگی اجتماعی ارزیابی و سنجیده شود آنگاه روشن خواهد شد چگونه سرمایه داری از جمله سرمایه داری نئولیبرال اعم از نوع دینی و یا نوع سکولار آن هریک به شیوه خود خواهند کوشید زنان را به ویژه زنان کارگر و زحمتکش را به انقیاد و نهایت زیستی همراه با بهره کشی و در بهترین حالت همراه با مظاهر ناشی از آزادی های محدود فردی از جامعه و زندگی اجتماعی و آزادیهای اساسی دور سازند.

ادامه مطلب را بخوانيد »