ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



پس از حادثه و مرگ رئیس جمهور! حادثه یا حذف؟

این پرسش، وقتی به انتخاب او به عنوان ریاست جمهور با کمترین آرای ممکن توجه گردد و به روند رویگردانی مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۱۴۰۲ و اردیبهشت ۱۴۰۳ دقت شود بیشتر با تعجب همراه است. چنانچه دستاوردهای او ملاک انتخابات دور بعد (در صورت حیات او) قرار می‌گرفت حتی احتمال ناکامی اش برای حفظ ریاست جمهوری بیش از گذشته به کمترین حد ممکن می‌رسید!

 


 

 

پس از حادثه و مرگ رئیس جمهور!

حادثه یا حذف؟

بدنیال پیدا شدن هلی‌کویتر حامل رئیسی و همراهان و قطعیت مرگ وی، گمانه زنی‌هایی پیرامون دلایل و انگیزه های این رخداد شد. از جمله تلویزیون دست راستی ایران اینترنشنال و بخش فارسی تلویزیونِ بی بی سی در برنامه‌های خود به این موضوع پرداختند. وجه غالب در ارزیابی کارشناسان این برنامه‌ها عمدتا با محوریت عمدی‌بودن حادثه و حذف آگاهانه رئیسی به عنوان فرد مطرح برای جانشینی علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی بود.

مجموعه‌ی توانمندی‌ها و عملکرد ابراهیم رئیسی در دو قوه قضاییه و مجریه نشان داد که او از چنان ویژگی هایی‌که درخورِ هدایت و رهبری جامعه باشد برخوردار نیست. حتی اگر سرسپردگی او به ولی فقیه هم دلیل اعتقادش به اصل ولایت فقیه و تمایل به آن تعبیر می‌شد، برای برگزیده شدن به مقام رهبری نه تنها کافی نبود که می توانست عدم توانایی، خلاقیت و پویایی او را در انجام وظایف قانونی از موضع رهبری عالم و مدیر و مدّبر و شجاع نشان دهد. در طول تصدی ریاست جمهوری نیز نشان داد که در مدیریت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جز فرمانبرداری صرف نبود. این را کسانی که به عنوان کارشناس در دو رسانه یادشده به ارزیابی مرگ رئیسی نشسته بودند نیز اذعان داشتند. با این حال پرشس مهمی پیش روی مخاطبین قرار دارد: چرا مرگ او درست در آستانه انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری به خاطر حذف جانشین احتمالی خامنه‌ای ارزیابی می‌شود؟ و چرا این سناریو دایما تکرار می‌شود؟ چرا سناریوی این چنینی مساله روز می‌شود؟ در حالیکه حقیقت ندارد و بستر های واقعی هم نداشته است.

این پرسش، وقتی به انتخاب او به عنوان ریاست جمهور با کمترین آرای ممکن توجه گردد و به روند رویگردانی مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۱۴۰۲ و اردیبهشت ۱۴۰۳ دقت شود بیشتر با تعجب همراه است. چنانچه دستاوردهای او ملاک انتخابات دور بعد (در صورت حیات او) قرار می‌گرفت حتی احتمال ناکامی اش برای حفظ ریاست جمهوری بیش از گذشته به کمترین حد ممکن می‌رسید! پس مابه ازای واقعی برنامه حذف برای پیشگیری از رسیدن او به مقام رهبری چه بود و چرا این سناریو دنبال شد؟

موارد بسیاری از سناریو سازی‌ها در مواقع بحرانی از سوی جمهوری اسلامی دیده ایم که در ابتدای امر با پذیرش نسبی از سوی مردم مواجه بوده است و در عمل نیز تاثیرگذار. اما به تدریج رنگ باخته است و مردم و پیشاپیش آنها اهالی سیاست دریافته اند که در جاده ای گام نهاده اند که حاکمیت آن را صاف و هموار کرده است تا سوژه‌ی مهمتری که موضوعیت آن برایش مخاطره آمیز بوده است را حداقل برای مدتی از نظرها دور و یا به حاشیه ببرد. گاه این سناریو ها از چنان زمینه های مادی و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده اند که پس از اجرا توانسته است مفر و موقعیت تازه ای برای پیشبرد سیاست های شکست خورده رژیم ایجاد کند. آخرین نمونه‌ی چنین سناریو‌یی پس از خیزش مهسا و جنبش زن، زندگی، آزادی و سرکوب آن؛ متوسل شدن جمهوری اسلامی به موضوع حمله به اسرائیل از سوی حماس و ادامه شرایط جدید پس از آن بود.

این سناریو نه تنها به فرار از پیامدها و موقعیت ناگزیر آن جنبش بلکه تغییر شرایط جمهوری اسلامی در منطقه نیز ضروری می نمود. داستان پیمان ابراهیم و حل شدن مناقشه دراز تاریخ اعراب و اسرائیل و بی کلاه ماندن سر جمهوری اسلامی؛ رهبری نظام را بر آن داشت تا به استقبال سناریوی تنش در منطقه و مناقشه‌ی تردید برانگیز حاصل از آن برود. بیهوده نبود که رهبر جمهوری اسلامی صلح با اسرائیل را شرط بندی بر اسب بازنده تعبیر کرد و در فاصله چند روز بعد ماجرای اکتبر رخ داد و در ادامه کل معادلات منطقه ای پروژه پیمان ابراهیم به یکباره به خلق موقعیتی جدید برای اعراب هم تبدیل شد، تا آنجا که در مذاکرات از موضع تابع سیاست منطقه‌ای امریکا به موضع مدعی درآیند و طبعا در میان مدت این جمهوری اسلامی بود و هست که جای پای خود را در مناسبات منطقه ای سفت و محکم کرده و حداقل تا مدت‌ها به مدعی غیر قابل انکاری بدل شده است. همین قدر هم کافیست که در داخل جریانات عقب مانده ای به نام “چپ ضد امپریالیست” نیز به اسباب پروپاگاندای خارج از سیستمی حکومتی که در مقام گردنکشیِ کشوری پیرامونی با قدرتی امپریالیستی است (با علم به این که همه‌ی مناسباتش در چهارچوب نظام سرمایه‌داری امپریالیستی تعریف شدنی و غیر قابل انکار است)، تبدیل شوند تا با تکیه به ادبیات مدرن و مارکسیستی علیه خلق های ایران و جنبش های رهایی بخش و مترقی از جمله جنبش زن، زندگی، آزادی وسیله‌ ای برای نقاق و پراکندگی در صفوف مردم شوند.

در نتیجه اتاق فکر جمهوری اسلامی توانسته است با تغییر ریل؛ هم در برابر شرایط ناشی از اعتراضات مردمی مصونیت یابد و هم در مقابل خطرات ناشی از انزوای منطقه ای و جهانی.

در این شرایط  نیز حاکمیت مخصوصا یک موضوع غیرواقعی را برای پوشانیدن یک امر واقع که همانا شرایط بحرانی داخلی است؛ سازمان می‌دهد و دیگران (راستگرایان) نیز به واسطه جاذبه سیاسی چنین موضوعی در مخالفت با خامنه ای و جمهوری اسلامی به دنباله روی از سناریوی حذف در مسیر کوچه انحرافی سیاست افتاده و به خیال خود تضادهای جمهوری اسلامی را دامن می زنند.

حادثه یا حذف
در آینده ممکن است شواهدی دال بر نوعی حذف و یا خرابکاری عمدی به دست آید اما قطعا آن شواهد به دلیل حذف برای تغییر مسیر جانشینی از رئیسی به دیگری نخواهد بود چرا که جمهوری اسلامی در عقب مانده‌ترین لایه هایش نیز بخوبی دریافته اند که برای تامین رهبری باید به ساز و کارهایی که حفظ نظام را تضمین کند دست زنند و این ساز و کار قطعا حذف عنصری از نیروهای خودی نیست! ضمن آن‌که تکیه بر چنین دیدگاهی خود مروج حذف و ترور فیزیکی در دستگاه رهبری نظام خواهد شد و بدیهی‌ترین منطق عدم پذیرش چنین شیوه ای، ناگزیریِ افزایش هزینه های امنیتی فوق العاده برای نظام خواهد بود.
اما زیان چنین تئوری پردازی‌ها و گمانه‌زنی‌ها برای توده مردم به جان آمده از شرایط موجود، چشم امید داشتن به سیاست های آخر زمانی است که به تازگی از سوی عناصر به ظاهر بریده از رژیم تکرار می شود که “کومت دچار فروپاشی از درون شده است” و القای این موضوع که نیازی برای مقابله و اعتراضات اجتماعی و انواع شیوه‌های مبارزاتی نیست. بگذاریم گذشت زمان کار خودش را به خوبی انجام خواهد داد.

راهکار کدامست؟

بی‌تردید بهترین کار هوشیاری و توجه به تغییرات هر چند اندک در شرایط و موقعیت های حال و آینده است. این هوشیاری موجب خواهد شد که هر اتفاقی درست ارزیابی شود و در جای خود اهمیت لازم و درخور داده شود.

یک مجموعه کارها برای رفتن به سوی تغییرات انقلابی ضرورت دارد که بطور خلاصه سازماندهی و تبلیغ و ترویج اهداف و آرمان ها و همچنین حرکت به سوی زمینه سازی جدی و واقعی تحقق آن‌ها‌ست. در این مسیر آنچه اهمیت دارد نگاه همه جانبه و دقیق به تحولات پیش بینی نشده و اتفاقاتی است که می تواند تاثیرات مثبت یا منفی در مبارزات آزادیخواهانه و عدالتجویانه مردم بر جای گذارد. شناخت و ارزیابی چنین تحولات و سوگیری های درست برای تاثیر گذاری بر آن‌ها اهمیت کتمان ناپذیری دارد. موضوع دیگر باز هم تحلیل مشخص از شرایط مشخصی است که هر زمان می‌تواند بر پایه‌ی سیاست‌های برنامه‌ای حکومت انجام شود و با توجه به اینکه ویژگی‌های رژیم سرمایه‌داری متکی به اسلام سیاسی، جهت‌گیری‌های خودویژه را به جامعه تحمیل می کند، ارزیابی دقیق و همه جانبه از تاثیرات آن سیاست ها صورت گیرد . با این فرض که هیچ رفتارِ خلافِ عرف و اخلاق و حتی قانون از چنین نظام دیکتاتوری ولایت فقیهی دور از انتظار نخواهد بود.

 

 


 

 

دسته : اجتماعي, سياسي

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی



























آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1