ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



مسموم‌سازی دانش‌آموزان با هوشیاری مردم شکست خورد! مردم متحد شکست نخواهند خورد!

رفتارهایی شبیه مسموم سازی دانش آموزان در عین حال ترفندهای گمراه سازی افکار عمومی  و پرده ای است که در پس آن سیاست های اتاق فکر دستگاه دیکتاتوری به کار تثبیت مواضع اقتصادی برای ترمیم پایه های لرزیده حکومت را طراحی می کند. مواضعی که در صورت فرصت یابی می تواند در داخل به ادامه سرکوب انجامد و در روابط بین المللی به ترمیم چهره حکومت به عنوان حکومتی بی بدیل بدون آلترناتیو در چشم سرمایه ی جهانی خودنمایی کند تا حمایت آنان را برای ادامه و بقای خود به دست آورد.

 


 

 

مسموم‌سازی دانش‌آموزان با هوشیاری مردم شکست خورد!

مردم متحد شکست نخواهند خورد!

حدود ۳ ماه از آغاز نخستین مسمومیت‌های دانش‌آموزان دختر ایرانی گذشته‌ است. علی‌رغم اینکه با فروکش کردن قیام ژینا این مسموم‌سازی گستردگی بیشتری پیدا کرد، بازه زمانی چندماهه فرصتی مناسب برای نهادهای طویل امنیتی حکومتی بود که عاملین اصلی را دستگیر کنند؛ اما تا به امروز حتی علت اصلی این مساله از سوی تریبون‌های حکومت اعلام نشده است.

با توجه به این نکته، و گستره‌ی جغرافیایی این مسمومیت‌ها که استان‌های گوناگونی را در بر گرفته، بدون شک این اتفاق تلخ یک فاجعه‌ی سیستماتیک است و نمی‌تواند کار گروهی خودسر باشد. اگرچه این رفتار از سوی آتش‌به‌اختیارها صورت می گیرد؛ اما کاملا سازمان یافته و ردپای حکومت در این مسموم‌سازی‌ها به وضوح قابل مشاهده‌است‌. نوع رفتار و توجیه دستگاه های امنیتی و قضایی و نسبت دادن عمل غیرمعاندانه شکی باقی نمی‌گذارد که سازماندهی این حرکت دورن سیستمی و با انگیزه‌های معینی انجام شده‌ است.

از آنجا که هر گونه اقدامات خشونت‌بار و ضد مردمی در شرایط عدم مشروعیت رژیم به ضدِ خودش بدل می‌گردد و نتیجه ‌ی عکس دارد و ادامه این رفتارها موجب خشم بیشتری در میان مردم گردید و داده‌های اطلاعاتی امنیتی، رژیم را واداشت که با فرمان ولایی به این فجایع پایان دهند.

بدین ترتیب با سخنرانی خامنه‌ای در ۱۵ اسفند مبنی بر دست‌ داشتن قطعی گروهی مشخص در این حادثه، بدون ارجاع خاصی به عامل دشمن خارجی و بر خلاف سنت همیشگی خواهان برخورد شدید با عوامل این جنایات شد. هدف رهبری جمهوری اسلامی در عین جلوگیری از برافروخته تر شدن خشم عمومی مهار زدن به اقدامی بود که در ادامه می توانست هزینه های سنگین تری را برای رژیم ببار آورد نتیجه این‌که راس حکومت تمایل به کم کردن هزینه‌ها در قضایایی مانند حجاب و‌.. دارد تا بقای آینده خود را تضمین کند این جریان‌های رقیب و رادیکال که هزینه‌ی حکمرانی را برای حکومت زیادتر می‌کنند، بی‌راه نیست.

در سطح اخبار رسانه‌ای، این حادثه بیوتروریستی علی‌رغم اهمیت بالایی که دارد اما منجر به حاشیه رفتن موارد پراهمیتی مانند طرح فاجعه‌بار غارت ثروت ملی تحت عنوان مولدسازی می‌باشد. نظر به اینکه جمهوری اسلامی همواره در تاریخ ننگین خود تنها بحران را از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کرده، می‌توان بیان کرد که یکی از اهداف فرعی این حملات پنهان کردن موقتی مولدسازی و فجایع اقتصادی اخیر است که مدتی در صدر اخبار رسانه‌ای بودند.

بعد از آنکه خامنه‌ای فرمان برخورد سخت با عاملین این حادثه مسموم سازی را صادر کرد، وزارت اطلاعات با صدور بیانیه‌ای و نهادهای امنیتی با بازداشت تعدادی از به گفته آن‌ها مقصران این اتفاق، برنامه حکومت برای پیدا کردن سرمنشا را بیش از پیش روشن کردند. آن‌ها با بازداشت افراد معمولی و اخذ اعتراف اجباری از آن‌ها، بار این حادثه را به دوش طرف مقابل انداختند. در کنار این مساله، همزمان روزنامه مشرق و برخی تریبون‌های وابسته به حکومت تیغ محکومیت را به سمت فعالین مدنی و گروهی از فرهنگیان و کارگران کشیدند؛ با این بهانه که آن‌ها امنیت روانی جامعه را برهم زده‌اند.

مشرق نیوز ارگان رسانه ای امنیتی ها با تحلیل های ناشیانه کوشیدند تا با تاباندن نور به خانه  ستم دیدگان و رهایی یافتگان اززندان و بازنمایی عکس های دیدار از زندانیان سیاسی از بند رسته وانمود کنند که این زندانیان و سایر فعالان مدنی از کارگر و معلم و دانشجو، آنها را عامل عملیات روانی در شکل دهی افکار عمومی علیه مسموم سازی‌ها معرفی کنند! عجیب آنکه طی چهار دهه از حکومت نکبت بار جمهوری اسلامی حتی یک بار کمترین نوری به تاریک‌خانه‌ی فساد و تباهی و دزدی و اختلاس تابیده نشد. در رژیمی که بیشترین غارت منایع تحت عناوین واگذاری منابع و ثروت‌های عمومی و با طرح‌های خصوصی سازی و مولدسازی به اتکای تضمین های حمایت آمیز دستگاه قضایی از مجریان این طرح های بنیان‌کن و نابودگر منافع ملی صورت می‌گیرد؛ بسیار بدیهی است که مردم آزاده و حق طلب را عوامل جنگ روانی دشمن علیه این پایگاه‌های فساد و تباهی معرفی کنند.

اکنون با این هدف که دستاوردهای قیام زن، زن، آزادی را به عقب برانند. این برنامه زمانی سایر ابعاد خود را نیز نمایان می‌کند که به سخنان معاون وزیر کشور رجوع کنیم؛ جایی که وی برخی افراد به گفته او ناآگاه را از زمره برخورد سخت و قاطع مجزا کرد. مشخصا این سخنان به عنوان چراغ سبزی برای نیروهای مذهبی آتش به اختیار و “خودی” تعبیر خواهد شد.

نتیجه آنکه ادامه ‌ی اعتراضات و حضور خیابانی مردم و اعتراض گسترده و سازمان‌یافته‌ به این فجایع  که احتمال وقوع آن به شکل های دیگری منتفی نیست؛ هم موجب شکاف در برنامه‌های کلان حکومت (مانند اختلاف نظر بر سر شکل برخورد با مساله حجاب و زنان و میزان سخت‌گیری بر آن که اکنون در راس قدرت وجود دارد) خواهد شد و هم زمینه‌ی نجات دختران سرزمینمان را از این فاجعه سیستماتیک فراهم خواهد کرد؛ چراکه جمهوری اسلامی تا رسیدن به اهداف خود از تکرار فجایع ملی با طراحی و اجرای نقشه های شوم دیگر باز نخواهد ماند.

بی تردید تنها راه توقف این جنایت ها باز هم حضور مردمی و پیگیری اعتراضات علیه هر گونه سیاست های ضدمردمی و ضدملی چون  مولدسازی و خصوصی‌سازی در محل های کار و تولید، در کارخانه و دانشگاه و تمامی ادارات و دوایر دولتی به شکلی سازمان یافته می تواند این ترفندها را خنثی کند. رفتارهایی شبیه مسموم سازی دانش آموزان در عین حال ترفندهای گمراه سازی افکار عمومی  و پرده ای است که در پس آن سیاست های اتاق فکر دستگاه دیکتاتوری به کار تثبیت مواضع اقتصادی برای ترمیم پایه های لرزیده حکومت را طراحی می کند. مواضعی که در صورت فرصت یابی می تواند در داخل به ادامه سرکوب انجامد و در روابط بین المللی به ترمیم چهره حکومت به عنوان حکومتی بی بدیل بدون آلترناتیو در چشم سرمایه ی جهانی خودنمایی کند تا حمایت آنان را برای ادامه و بقای خود به دست آورد.

 


 

دسته : اجتماعي, سياسي

برچسب : ,

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی


























آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1