ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



شعارها و وظایف ما

در آستانه صد روزه شدن خیزش انقلابی ایران با شعار زن، زندگی، آزادی هستیم این روزها در مورد شعار ها و مضامین و حتی درستی و نادرستی شعار محوری این خیزش انقلابی مطالب بسیاری را از سوی گروه ها و شخصیت های سیاسی مختلف می‌خوانیم. اما بنظر ما آنچه در این میان باید بیشتر مورد توجه مردم و به ویژه پیشروان این خیزش انقلابی از زنان، دانشجویان، کارگران و سایر روشنفکران و اثرگذاران بر روند کنونی و آینده آن قرار گیرد، توجه به شعار و ویژگی و انواع کارکردهای آن است. بهمین منظور می کوشیم تا در این باره نظرمان را با گروه‌هایی که اعتبار اجتماعی لازم را برای پیشبرد شعارهای خیزش انقلابی که بیانگر خواست مردم است به اشتراک گذاریم.

 


 

 

شعارها و وظایف ما

در آستانه صد روزه شدن خیزش انقلابی ایران با شعار زن، زندگی، آزادی هستیم این روزها در مورد شعار ها و مضامین و حتی درستی و نادرستی شعار محوری این خیزش انقلابی مطالب بسیاری را از سوی گروه ها و شخصیت های سیاسی مختلف می‌خوانیم. اما بنظر ما آنچه در این میان باید بیشتر مورد توجه مردم و به ویژه پیشروان این خیزش انقلابی از زنان، دانشجویان، کارگران و سایر روشنفکران و اثرگذاران بر روند کنونی و آینده آن قرار گیرد، توجه به شعار و ویژگی و انواع کارکردهای آن است. بهمین منظور می کوشیم تا در این باره نظرمان را با گروه‌هایی که اعتبار اجتماعی لازم را برای پیشبرد شعارهای خیزش انقلابی که بیانگر خواست مردم است به اشتراک گذاریم.

پیش از هرچیز باید یادآور شد که هیچ شعاری باری‌بهرجهت خلق نمی‌شود و رها کردن میدان برای شعارهایی که به ظاهر خودجوش هستند، می تواند خطایی جدی در پیشبرد مبارزه سیاسی باشد. شعارها از سوی سازمان‌دهندگان مبارزات مردمی باید از راه‌های گوناگون در دسترس معترضان قرار گیرد تا بیان هر خواست جعلی و تقلبی به شکل شعار در میان مردم معترض بی‌ اثر گردد.

هر شعار بیان مستقیم آشکار و جامع خواسته‌ها در هر عرصه از زندگی اجتماعی است. مخاطب و یا مخاطبین مشخصی دارد و هدف یا هدف های معینی را دنبال می کند. بهمین خاطر هیچ شعاری مادام‌ که به اهداف خود دست پیدا نکند از سپهر اجتماعی حذف شدنی نیست و ‌همان اهمیت اولیه را خواهد داشت. در بین شعارها همیشه دو شعار بالاترین اهمیت و اعتبار را دارد این دو شعار بر دو موضوع خواستنی و ناخواستنی خلق و آفریده می‌شود، دو شعاری که خواهد گفت مردم خالق آن چه را نمی‌خواهند و چه را می‌خواهند و بنابر اینکه در جریان بیان این دو شعار  رویدادی به وقوع پیوندد، ممکن است برای توجه‌دادن به آن رویداد، شعارهایی مقعطی و متناسب با تغییر وضعیت ایجاد شده در راستای شعارهای اصلی کشف و بیان شود. پس از زمانی که آن وضعیت حاصل از رویداد به خواست شعار دهندگان تغییر کند، دیگر شعار مقطعی خاصیت وجودی خود را از دست خواهد داد و در صورت بیان دوباره شعاری خنثی خواهد بود.

ویژگی شعارها

  • شعارها از جهات مختلف ویژگی های متفاوت دارند که در کلیت خودشان یا سلبی است یعنی بطور هدفمندی موضوعی را نفی و نخواستن آنرا بیان می کند و یا ایجابی و می‌خواهد موجب بدست آوردن و موضوعیت یافتن امری شود. گاه ممکن است وجه دیگری هم داشته باشد و آن در اثباتی بودن شعار است یعنی اصرار دارد که موضوعی را به ثبت رساند و یا ثابت کند. نمونه بارز این دو نوع شعار در خیزش کنونی «مرگ بر دیکتاتور» یا «مرگ بر دیکتاتوری» است و جنبه ایجابی آن می تواند همین شعار «زن، زندگی، آزادی» باشد در عین حال ممکن است در یک آن هر دو جنبه سلبی و ایجابی با هم در فضای عمومی پژواک یابد و همزمان فریاد زده شود: «مرک بر دیکتاتور _ زنده باد آزادی» ما در مقاله دیگری به شعار «زن، زندگی، آزادی» مکمل هدفداری که خواسته ای معین از سوی مردم را در خود دارد، پیشنهاد دادیم تا به این وسیله شعار ایجابی “زن، زندگی، آزادی” را با “کار ، عدالت ، آبادی” درآمیزیم تا خواسته‌ی ما از آینده در ابهام نماند!
  • شعار از نظر کاربردی نیز دو گونه است یا تاکتیکی است و روشی مرحله ای را برای دست یابی به هدف بیان می کند و یا استراتریک است که این ویژگی تا تحقق یک خواست بیان شعار را مستمر و بی واسطه در عین آشکارگی و صراحت در انتقال مضمون پابرجایی و استواری خود را حفظ خواهد کرد. شعار های تاکتیکی در عین حال ممکن است به عرصه های متفاوتی توجه داشته باشد شعار «زندانی سیاسی، بی قید و شرط و فوری، آزاد باید کردد» شعاری است تاکتیکی که اساسا در خدمت شعار استراتژیک است. به عنوان مثال شعاری که در پایان هر راهپیمایی اعتراضی  مردم برای تداوم آن فراخوان می دهد. بعنوان مثال «قرار ما به فردا  _ همین ساعت، همین جا» و یا شعارهایی که تاکتیک هدفمندی را بیان می‌کند.
  • فلسفه‌ی شعارها – شعارها علاوه بر سلبی و اثباتی و ایجابی و همچنین تاکتیکی و استراتژیک بودن همواره از فلسقه خاصی هم پیروی می کند. بعنوان مثال وقتی چیزی را سلب می کند در عین حال نمونه ی مانند آنرا درخواست نمی کند. در واقع بیان هر نفی به معنای بیان درخواست متضاد آن است و وقتی دیکتاتور حاکم را نمی خواهد به معنای آنست که نمی خواهد دیکتاتور دیگری را جایگزین کند بل که آزادی را طلب می کند! این فلسفه در هر موردی وجود دارد. وقتی از اعدام بیزاری میجوید، تیرباران و یا رگ زدن و خون ریختن و هر گونه کشتار مردم را هم طبعا نمی خواهد، بل که داشتن حق‌حیات هر انسانی را معتبر و محترم می شمارد. این فلسفه در تدوین شعارها گاه بنا به دلایلی از جمله عدم آگاهی به اشکال مختلف یک امر نخواستنی از سوی مخاطبین و یا بازگوکنندگان آن شعار در جهت گمراه سازی و فریب به کار برده میشود که جلوتر به آن خواهیم پرداخت.
  • شعار انحرافی – شعارهای تاکتیکی و یا استراتژیکی گاه از مسیر اصلی و خواست توده ها آگاهانه و یا ناآگاهانه به انحراف کشیده  می‌شوند که می‌توان آنرا شعار انحرافی نامگذاری کرد این انحراف به تدریج با تکیه به عناصر واقعی  تشکیل دهنده وضعیتی که آنرا نمی خواهیم بطور هوشمندانه ای بروز پیدا می کند. به عنوان مثال ما می‌دانیم ماهیت رژیم جمهوری اسلامی از نظر سیاسی ارتجاعی و از نظر اقتصادی سرمایه داری نئولیبرال اسلامی است به همین دلیل شعار سلبی «جمهوری اسلامی _ نمی خوایم، نمی خوایم» سر داده میشود اما به تدریج جریاناتی برای از زیر ضرب خارج کردن جنبه های استثماری و بهره کش این نظام به دلیل این واقعیت که روحانیت در راس آنست  به جای هدف گرفتن کل نظام هوشمندانه شعار «تا آخوند کفن نشود – این وطن، وطن نشود» را جایگزین می کنند. این شعار انحرافی در گذشته نیز کاربرد داشته است و در پیش از انقلاب بهمن 1357 گفته میشد «تا شاه کفن نشود – این وطن، وطن نشود». دیدیم که شاه رفت و این وطن هم وطن مردم نشد بلکه مردم برای دفاع از آن با دادن هزینه های جانی و مالی دریغ نکردند اما از کوچکترین نعمات مادی و امکانات زیستی متعارف و استاندارد در حداقل ممکن هم برخوردار نشدند. این نظام سرمایه داری با تکیه به نوعی دیکتاتوری دیگرباز تولید شد و باز این مردم ناگزیر پس از چهل و دودسال باید دوباره برای برچیدن بساط سرمایه داری تئولیبرال اسلامی مبارزه کنند. این گونه شعارهای انحرافی بسیار داده شده و داده خواهد شد. مثال سر دادن شعار جمهوری سکولار به جای جمهوری اسلامی نیز از این دسته شعارهای انحرافی است زیرا در جمهوری سکولار هیچ تضمینی برای برخورداری مردم از آزادی و عدالت وجود ندارد و سکولارهای‌حاکم می‌توانند سرمایه‌داران تئولیبرالی باشند که اتفاقا دین را از سیاست جدا می کنند ولی خواهان آزادی های اجتماعی و توسعه سیاسی تامین کننده‌ی آن آزادی نیستند .
  • شعار واکنشی که نوعی شعار تاکتیکی است و غالبا در برابر شعارهای انحرافی خلق و بیان می‌شود. به عنوان مثال در دی ماه 1396 و آبان 1398 شعاری‌ که مضمون آن طعنه سیاسی و بیانگر افراط جمهوری اسلامی از اعمال دیکتاتوری موجود بود بر زبان ها رانده شد. شعار «رضا شاه – روحت شاد» که حاکی از این طعنه سیاسی بود که خامنه ای دیکتاتور، روی دیکتاتور پیشین را هم سفید کرده است. گفته می‌شد که سپاه پاسداران پس از طرح این شعار از سوی مردم با رواج آن توسط بسیجی های نفوذی در بین مردم معترض می‌کوشد که معترضان را از عوامل طرفداران رژیم‌ شاهنشاهی معرفی و سپس سرکوب کند. در این میان سلطنت طلبان نیز این شعار را به معنای طرفداری از رضا پهلوی نوه دیکتاتور بنیانگذار نظام پهلوی در تحلیل های خود بکار بردند تا نشان دهند که بنا به خواست مردم نظام شاهنشاهی باید ابقا شود! این شعار انحرافی به خلق شعارهای انحرافی دیگر از سوی سلطنت‌طلبان انجامید تا آنجا که در برابر آن شعار واکنشی و در عین حال استراتژیک و سلبی دیگری در سپهر سیاسی ایران و در خارج از ایران و حتی در رسانه های حامی سلطنت نیز انعکاس یافت. مردم با شعار «نه شاه میخوایم – نه رهبر – مرگ بر ستمگر» به مبارزه با مروجان شعار انحرافی پرداختند تا نشان دهند از هر نوع دیکتاتوری بیزاری می‌جویند و خواهان برچیده شدن هر نوع دیکتاتوری از زندگی در ایران پس از جمهوری اسلامی هستند.
  • شعار های خنثی به آن دسته شعارهایی گفته می‌شود که زمانی کاربری عمده داشته اند وبا تامین آن این شعارها اثر سازنده، تبلیغی، ترویجی و تهییجی خود را از دست خواهند داد به عنوان مثال مادامیکه رژیم سرکوبگر با تبلیغ این موضوع که برداشتن حجاب بی عفتی و هرزگی است می کوشد افکار عمومی را فریب دهد و از حمایت معترضین باز دارد در مقابل شعار «هیز تویی _ هرزه تویی، زن آزاده منم» مطرح و بازتاب وسیعی یافت که در وقت خود شعاری به جا و لازم بود. اما اگر طرح همیشگی این شعار مانع ار پرداختن به شعار های اساسی دیگر گردد علاوه بر آنکه درجا زدن در موقعیتی از مبارزه است خاصیت خود را نیز از دست خواهد داد و به شعاری خنثی تبدیل خواهد شد.
  • شعار چندمنظوره – معمولا تنظیم‌کنندگان شعارها بنا به‌خلاقیت و یافته‌ها و تجربه های فردی و استعدادهای سیاسی می کوشند شعارهایی را پردازش کنند که همه شمول باشد و در یک یا دو عبارت خواسته های واقعی مردم را بر زبان ها جاری کند. این شعارهای همه شمول را شعارهای چند منظوره می توان نام نهاد. شعار «زن، زندگی، آزادی – کار، عدالت، آبادی»  از این شعارهاست. ویژگی این شعارِ چندمنظوره در آنست که مجموعه ای از هدف‌ها و خواسته های متعالی، انسانی و در بردارنده‌ی ویژگی های انسان پرور و هستی ساز و رهایی بخش را در خود جمع می کند.

ما در راهکار سوسیالیستی می کوشیم در مورد شعارها و ویژگی هایشان بیشتر بگوییم. پرداختن به این موضوع به معنای نوعی واکسینه کردن خیزش انقلابی مردم و پالایش آن از هرگونه کژروی خواهد بود و در عین حال با توجه به شرایط مشخص و عینی به پردازش شعارهای پیشرو، مترقی و آینده‌نگر اهداف انسانی و حقوق بشری (نه آنچه را که به عنوان صنعت حقوق بشر در پروپاگاندای راستگریان و دولت های سرمایه داری در هر جای جهان می‌بینیم!) را تا حد تیلیغ و ترویج شعارهای انقلابی به عنوان بخشی از وظایف خود دنبال خواهیم کرد.

 

 


 

دسته : اجتماعي, سياسي

برچسب : ,

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی





























آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1