وضع از چه قرار است؟ خیزش دیماه حاصل چه وضعیتی است؟ اکنون چه میتوان کرد؟ تئوری تغییر چیست و پیش از آن باید چه نکتههایی را در مورد تئوری تغییر در نظر داشت؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
این مقاله «فراخوان خونین» دیماه را از زاویهی قدرت، مرگ و مسئولیت سیاسی بازخوانی میکند. رضا نساجی میپرسد: آیا مردم معترض ایران برای زندهماندن بدهکارند و آیا میتوان از دور، فرمان ایستادن در برابر گلوله صادر کرد؟ نویسنده نشان میدهد چگونه عاملیت مردم در روایتهای اپوزیسیون راست به «جنازههای لازم» فروکاسته شد و مرگ، به ابزار پروپاگاندای مداخله خارجی بدل گشت.

ادامه مطلب را بخوانيد »
با توجه به وضعیت کنونی ایران اگر مداخلهای نظامی صورت پذیرد چند حالت را میتوان متصور شد. در حالت اول اگر این مداخله محدود باشد تنها به تشدید بحرانها و سرکوب در داخل میانجامد. اگر مداخله گسترده باشد میتواند برخی زیرساختارهای حیاتی جامعه را تضعیف کند یا از میان بردارد که بار اصلی هزینهی آن بر دوش مردم و بهویژه فرودستان است. در نهایت اگر این مداخله به وضعیت دولت فرومانده و یا تغییر رژیم ناگهانی منتهی شود بهسرعت گسلهای از پیش موجود را فعال میکند که به بسیاری از مردم آسیب میرساند.

Val Jelobinski, Black Silence
ادامه مطلب را بخوانيد »
خلاصه: پس از اشارهی به ویژگی رژیم ترامپ، بر مبنای دادهها و آمار اقتصادی در آمریکای لاتین و کارائیب و دو کشور پاناما و ونزوئلا، نشان داده میشود که چین نیروی «مسلط» اقتصادی در پاناما و نیروی اقتصادی-سیاسی مسلط در ونزوئلا شده بود و در نتیجه سلطهی آمریکا به طور مشخص در این دو زیر سئوال رفته بود. تهدید و عملیات نظامی در این دو کشور منجمله محصول شکست آمریکا در رقابت اقتصادی-سیاسی با چین بوده است. رفتار آمریکا در این دو نمونهوار است. در این متن ادعا و نشان داده میشود: در واقع مسئلهی گرینلند به جایگاه و مرتبهی اروپا در سلسله مراتب قدرت در سطح جهان و بحران در آن برمیگردد و نه فینفسه به خود گرینلند و نه آن طور که معمولا گفته میشود به مواد معدنی و غیره در آنجا.

ادامه مطلب را بخوانيد »
فاشیسم دیگر فقط یک احتمال دور نیست؛ به شکل یک امکانِ واقعی در روان جمعی، در زبان روزمره، در تصویر دشمن، در میل به ناجی، و در تمایل به خشونت علیه «ناموافق» حضور دارد. اگر این وضعیت جدی گرفته نشود ـ اگر نتوان بدیلهایی ساخت که هم معیشت را بفهمند، هم شأن را بازگردانند، هم همبستگی را احیا کنند، و هم سیاستِ رهاییبخش را از نو امکانپذیر کنند ـ آنوقت جامعه در بزنگاه بعدی، ممکن است نه فقط میدان سیاست، که توانِ تصور آزادی را هم از دست بدهد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بدیهی است که انجام انقلاب مردمی در راستای استقرار یک نظام دمکراتیک (امکانا جمهوری) در ایران از احتمالات جدی است. در چند هفته اخیر خیزش مردمی در خیابانهای شهرهای ایران جریان یافته و با اینکه دژخیمان رژیم ارتجاعی حاکم هزاران نفر را به قتل رسانده، ده ها هزار دیگر را به اسارت گرفته اند، اما قیام توده ای زنده است. پرسش این است که در این مقطع که چپ رادیکال هنوز از اقتدار سیاسی هژمون یافته در میان کارگران و زحمتکشان برخوردار نیست در رابطه با توده های بپا خواسته و دیگر نیروهای دمکراتیک و مردمی چه مواضعی میباید داشته

ادامه مطلب را بخوانيد »
امروز نجات جامعه ایران از قید اختاپوس دیکتاتوری نظام اسلامی از برون، آنهم با تزئینات و ویترین رسانه ای شاهزاده پهلوی، افسانه پردازی کودکانه ای بیش نیست که با هواپیماهای ترامپ و نتانیاهو و دیگر قوای سرکوبگر اقمار آنان در منطقه بخواهند با تجاوزشان آزادی را به جامعه ما باز گردانند و جنگ را عادی جلوه دهند!…….
آزادی نه با مداخله خارجی و تحمیل جنگ اربابان امپریالیستی و موشک ها و پهبادهای گسیل شده اسرائیل و ناوهای اقیانوس پیمای آمریکا، بدست نمی آید، بلکه تنها و تنها با اراده مردمان جامعه ما متحقق خواهد شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نشان داد جریان پادشاهیخواه به نیرویی اثرگذار بدل شده، اما «اتحاد از راه سکوت و بیعت» نه تضمین دموکراسی است و نه راه گذار. این مقاله با یادآوری تجربه ۵۷ و نقد حذف صدای مخالف، بر ضرورت ائتلاف مستقل جمهوریخواهان تأکید میکند. سارا یگانه مینویسد بدون شکلگیری یک جبهه دموکراتیک متکثر، امکان چانهزنی، کنترل افراطگرایی و دفاع از حقوق برابر در دوران گذار وجود نخواهد داشت.

ادامه مطلب را بخوانيد »
کشتار آنگاه به آغاز تاریخ تازه بدل میشود که مردم در خونِ ریختهشده حقیقت قدرت را ببینند اما اجازه ندهند با خشم به آینۀ همان منطقِ سرکوب بدل شوند. اگر این خون به کینه و انتقام نینجامد و به آگاهی راه ببرد، از دل کشتار میتوان تولد یک «ما»ی زنده و همبسته را دید.

ادامه مطلب را بخوانيد »
امروز بهویژه وهلهای حساس و تعیینکننده برای دیاسپورای ایرانی است؛ لحظهای که میتواند در بازتعریف سیاست رهاییبخش نقشی ایفا کند یا، برعکس، با بازتولید دوگانهی فرسودهی «استبداد داخلی» در برابر «مداخلهی خارجی»، به تداوم انسداد سیاسی کمک کند. در چنین زمینهای، ضرورت دارد که نیروهای کنشگر در دیاسپورا در مسیر شکلدادن به یک بلوک سیاسی انترناسیونالیستی واقعی گام بردارند؛ بلوکی که همزمان با استبداد داخلی و سلطهی امپریالیستی مرزبندی روشنی کند. این رویکرد، دفاع از مقاومت ضدامپریالیستی را با موضعگیری صریح علیه جمهوری اسلامی پیوند میزند و از هرگونه توجیه سرکوب بهنام مبارزه با دشمن خارجی پرهیز میکند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
یاشار دارالشفاء در این یادداشت تحلیلی، با عبور از توصیفات رایج دربارهی «پیروزی یا شکست» خیزش جاری، استدلال میکند که ایران در میانه یا پایانِ یک «انقلاب راست» قرار گرفته است؛ انقلابی که در غیاب سازماندهی مؤثر چپ و افول گفتمان عدالتخواهی، خیابان را به تسخیر هواداران سلطنت و مداخلهی خارجی درآورده است. نویسنده ضمن واکاوی ریشههای تاریخی و جامعهشناختیِ این تغییر ریل، تصویری هشداردهنده از آیندهی نزدیک و احتمال ظهور شکلی از فاشیسم یا دیکتاتوری جدید ترسیم میکند که در آن سرکوبِ چپ و نیروهای مترقی، فصل مشترک رژیم فعلی و آلترناتیوِ راستگرای آن خواهد بود. مقاله در نهایت با نقد استراتژیهای کلیگویانه، راهکارهایی عملی برای خروج چپ انقلابی از انزوا و سازماندهیِ هدفمندِ لایههای مشخصی از جامعه (نظیر اجارهنشینها) ارائه میدهد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در هیاهوی روزهایی که ناوها به راه افتادهاند و دوباره بیشازپیش بر طبل جنگ کوبیده میشود، خطرناکتر از خود جنگ اصلاً خیالِ فریبندۀ «میانبُرِ رهایی» است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مصاحبهی خانم فرناز قاضیزاده با لیلا حسینزاده، «دخترک ستم دیده از زندانِ حکومت زشتکردار ج. ا» در تلوزیون بیبیسی به تاریخ دهم ژانویه – بیست و شش، نظرم را جلب کرد. در حقیقت، جدلی بود میان دو دیدگاه متفاوت! اینک چند نکتهی اضافه در جواب سوالات!

ادامه مطلب را بخوانيد »
کیوان مهتدی قطع ارتباط را نه یک اختلال فنی، بلکه شکلی از «شکنجه سفید» توصیف میکند؛ ابزاری برای فرسودن روان، حذف اجتماعی و تبدیل حق زندگی به امتیازی قابلقطع. این متن، روایت زیستن در تاریکیِ بیخبری است؛ جایی که نوشتن، آخرین تلاش برای فراموشنشدن است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
وطنم در گردابِ خون میتپد؛
خاک، سینهچاک و مجروح،
سرخفام و پیوسته جاری.

ادامه مطلب را بخوانيد »
کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۲۷ دیماه ۱۴۰۴ – همزمان با ادامه سرکوب سازمانیافته معترضان در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، فهرست اسامی ۲۵ تن از جانباختگان منتشر شده است. منابع حقوق بشری اعلام کردهاند این اسامی تنها بخش اندکی از قربانیان واقعی است و آمار جانباختگان به هزاران نفر میرسد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در سرکوب اعتراضات ۱۴۰۴، نشانههای یک الگوی «گسترده و نظاممند» دیده میشود؛ از بهکارگیری سلاح جنگی علیه مردم در محلههای مسکونی تا جابهجایی و انباشت جنازهها و ارسال پیامکهای تهدید عمومی. رامتین شهرزاد در این مقاله توضیح میدهد «جنایت علیه بشریت» در حقوق بینالملل دقیقاً چه معنایی دارد، چه مسیرهایی برای پیگیری قضایی وجود دارد، و شهروندان چگونه میتوانند بدون بهخطر انداختن خود و دیگران، شهادتها و مدارکی قابل اتکا ـ از یادداشت و صدا و تصویر تا پیامکها و اسناد ـ را ثبت و نگهداری کنند؛ با هشداری جدی درباره جعل و دستکاری محتوا با هوش مصنوعی.

ادامه مطلب را بخوانيد »
فراخواندن نیروهای منتقدِ درون ساختار قدرت برای کمک به حفظ نظام. این بار، هدف بسیج «خواص» برای ایستادن در برابر اعتراضات مردمی عنوان شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
گزارش فیلتربان از ورود جمهوری اسلامی به مرحله انسداد فراگیر اینترنت حکایت دارد؛ مرحلهای که در آن اتصال به اینترنت بینالمللی نه یک حق عمومی، بلکه امتیازی محدود و امنیتی تلقی میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
یوسف انصاری، نویسنده و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، و مصطفی خسروی بابادی بازداشت شدند

ادامه مطلب را بخوانيد »
چهارشنبه ١٧ دیماه، وریشه مردای زندانی سیاسی کرد محبوس در زندان اوین، در پیامی از بند زنان زندان اوین، ضمن ابراز همبستگی با معترضان، نوشت: «این مسیر، امتداد گسست تاریخی «زن، زندگی، آزادی» است.»

ادامه مطلب را بخوانيد »
اعتراضات معیشتی ـ سیاسی جاری از 7 دی 1404 با افزایش قیمت ارز و کاهش شدید قدرت خرید از بخش بازار آغاز شد و در ادامه به شورشهای خیابانی پیوسته، بهویژه در بخش غربی و جنوب غربی کشور، دامن زد. در این نوشته، قصد دارم مروری کوتاه بر وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی استان چهارمحال و بختیاری در سالهای اخیر داشته باشم، چرا که به واسطهی تجربهی زیستهْ شناخت نزدیکی از این استان دارم که گمان میکنم بتواند تا حدی کم و کیف اعتراضات را در این منطقه روشن کند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
۵۷ را تکرار نکنیم. «دفترچهی اضطراری» را بخوانیم. خیانتهای آن در ۱۶ بند قابل شرح است. ابتدا آنها را فهرست میکنیم و سپس به بررسی هرکدام میپردازیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
آنچه متنِ «حرفزدن از آزادی (و به زبان آزادی)» نوشتهی حسام سلامت انجام میدهد، نه صرفاً پیشنهاد یک ترجمهی زبانی، بلکه تحمیل یک دستگاه خوانش است؛ دستگاهی که از پیش تصمیم گرفته هر خواست اجتماعی، هر اعتراض معیشتی و هر کنش طبقاتی را ــ اگر قرار است مشروع، شریف و «غیرارتجاعی» بماند ــ باید نهایتاً در دالِ «آزادی» حلوفصل کند. به این معنا، متن نه شاهد یک خیزش، بلکه قیمِ معنای آن است: خیزش میآید، فریاد میزند، عمل میکند؛ اما این متن است که بعداً به ما میگوید «آنها در واقع چه میخواستند».

ادامه مطلب را بخوانيد »
دو دقیقه از تماشای ویدئو گذشته بود که فهمیدم خودم نیستم. دو دقیقه، وقتی کسی دارد چیزهایی میگوید که هرگز نگفتهاید، اما میتوانستید گفته باشید، یک ابدیت است. یک کانال را پایین آوردند و سپس ظرف چند ثانیه همان محتوا با همان ویدئوها، اما با نامی دیگر، در کانالی متفاوت دوباره ظاهر شد. فهمیدم که ما- «رعیتهای ابری»- حتی بر هویت دیداریـشنیداری خودمان هم نه کنترل داریم، نه مالکیت، و نه حقوق مالکانه. این همان تکنوفئودالیسم است که از کنترل خارج شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چندی از اظهارنظرهای فاشیستی محمود سریعالقلم -عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بهشتی- میگذرد و این گفتهها در این مدت از نظرگاههای مختلف مورد نقد قرار گرفته است. اما آن چیزی که ما را به ضرورت انتشار متن حاضر رساند، نه صرف گفتههای او که بر اساس نظرات پیشینش بههیچوجه مایهی تعجب نبود، بلکه بیانیهی حمایتی جمعی از انجمنهای علمی علوم سیاسی بود که زنگ خطری دوباره را به صدا درآورده است. زنگ خطر اشغال دانشگاه توسط دشمنانمان؛ نه در مقام مامور و مسئول، بلکه به عنوان همکلاسی و همدانشگاهی.

ادامه مطلب را بخوانيد »
فقدان «نقشه راه توسعه صنعتی» در ایران نه به «فرهنگ ایرانی» یا «ضعف نهادی»، بلکه به صورتبندی خاص «منطق انباشت سرمایه» کشور ایران، متناسب با جایگاه پیرامونی آن در گردش سرمایه جهانی، مرتبط است. ناکامی در شکلگیری تولید صنعتی مستقل بیش از آنکه به کمبود سرمایه مربوط باشد، ناشی از سلطه اشکالی از سرمایه است که انباشت را بدون گسترش تولید صنعتی ممکن میسازند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مردمِ ونزوئلا
از غرق شدن در دریای نفت
نجات یافتند…

ادامه مطلب را بخوانيد »
دونالد ترامپ پس از حمله به ونزوئلا کاری انجام داد که رهبران دولتهای غربی معمولاً از آن پرهیز میکنند. او از بهکارگیری لفاظی «حقوق بشر»، «دموکراسی» یا «مسئولیت انسانی» که غالباً برای بزککردن مداخلاتِ ناقضِ حقوق بینالملل به کار میرود صرفنظر کرد. در عوض، آشکارا گفت موضوع بر سر چیست: دسترسی به بزرگترین ذخایر شناختهشدهٔ نفت خام جهان، کنترل ژئوپلیتیک و پیشبرد منافع ایالات متحده در منطقهای که واشنگتن آن را هرچه بیشتر بهعنوان حوزهٔ نفوذ چین و روسیه میبیند.

ادامه مطلب را بخوانيد »