ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



مقاله برگزیده: بزرگترین محقق، فیلسوف و متفکر تاریخ کیست و از جانب چه کسانی مطرود است؟ / احمد پوری

پنجم ماه می 2020 دویست دومین سالگرد تولد کارل مارکس است. او در نظرسنجی بی بی سی در سال 1999 بعنوان بزرگترین اندیشمند هزار سال اخیر با فاصله زیادی از آلبرت انشتین و ایزاک نیوتن، اول شد.

 

 


 

 

مجسمه برنزی کارل مارکس، نصب شده در زادگاه وی، شهر “تِریِر” در آلمان  

 

بزرگترین محقق، فیلسوف و متفکر تاریخ کیست و از جانب چه کسانی مطرود است؟

احمد پوری

دانشمندان در تحقیقات علمی خود به کتابها و مقالات چه کسی بیشتر از هر فردی در کره زمین ارجاع می دهند؟

پنجم ماه می 2020 دویست دومین سالگرد تولد کارل مارکس است. او در نظرسنجی بی بی سی در سال 1999 بعنوان بزرگترین اندیشمند هزار سال اخیر با فاصله زیادی از آلبرت انشتین و ایزاک نیوتن، اول شد.

نتیجه تحقیقات و نظر سنجی جهانی بی بی سی برای انتخاب ده نفر اول از بزرگترین متفکران هزار سال اخیر چنین است:

  1. کارل مارکس
  2. آلبرت انیشتین
  3. ایزاک نیوتن
  4. چارلز داروین
  5. توماس آکیناس
  6. استیفان هاوکینگ
  7. امانوئل کانت
  8. رنه دکارت
  9. جیمز کلرک ماکسول
  10. فردریش نیچه

Marx the millennium’s ‘greatest thinker’

http://news.bbc.co.uk/2/hi/461545.stm

 

در نظر سنجی سال 2005 بی بی سی مارکس بعنوان بزرگترین فیلسوف تاریخ انتخاب شد

امتیازهای نفر اول تا دهم چنین است:

  1. کارل مارکس       27.93 %
  2. دیوید هیوم         12.67 %
  3. ویتگنشتاین        6.80   %
  4. فردریک نیچه      6.89   %
  5. پلاتو (افلاطون)   5.65   %
  6. امانئول کانت      5.61   %
  7. توماس آکیناس   4.82   %
  8. سقراط             4.82   %
  9. ارسطو             4.52   %
  10. کارل پوپر           4.20   %

اخیرا طبق تحقیقات تیمی از محققان و دانشمندان اطلاعات از دانشگاه ایندیانا و بلومینگتون، کارل مارکس تأثیرگذار ترین محقق در تاریخ بشریت است!

امتیاز مارکس بعنوان یک محقق بیش از 22 برابر میانگین شاخص (اچ) سایر دانشمندان و محققان در تاریخ بود. در رشته اقتصاد 11 برابر میانگین اقتصاددانان بود. این مقایسه در بین 35000 نفر از دانشمندان برجسته انجام پذیرفت که نفر اول کارل مارکس، نفر دوم زیگموند فروید و نفر سوم ادوارد ویتن فیزیکدان برجسته و زنده است!

نتایج این تحقیقات در ششم نوامبر سال 2013 منتشر شد. برای آگاهی بیشتر از متد بررسی می توانید به پیوند زیر مراجعه کنید.

Karl Marx Is the World’s Most Influential Scholar

https://www.smithsonianmag.com/…/karl-marx-is-the-worlds-m

مهمترین سئوال این استکه چرا در نظام کاپیتالیستی از چنین فردی شیطان مجسم ساخته اند و موءمنین و تسلیم شدگان به “اصول مقدس” کاپیتالیسم با شنیدن اسم مارکس به تهوع می افتند؟ در حالیکه اغلب این افراد حتی یک کتاب او را نخوانده اند که بدانند تمام عمر و نبوغ خود را صرف آفریدن دنیایی کرد که شایسته انسان آزاد و رها از سیستمهای سرکوبگر و استثمارگر باشد!…

جواب این سئوال را به زیباترین نحو افلاطون می دهد که در نظر سنجی بی بی سی بعنوان پنجمین فیلسوف تاریخ شناخته شد.

“هیچکس به اندازه کسی که حقیقت را می گوید، مورد تنفر واقع نمی شود!”  افلاطون

نظام سرمایه داری با صرف میلیاردها دلار چندین دهه است که باتولید تئوریهای “آلترناتیو” مانند “پایان تاریخ” و پست مدرنیسم و نئولیبرالیسم و… سعی می کند اندیشه های رهایی بخش مارکس را زیر بمباران تبلیغاتی رسانه های حاکم مدفون کند. هزاران دانشمند، فیلسوف، جامعه شناس، آکادمسین … را اجیر کرده، مانند روسپی مغزشان را کرایه کرده تا با نوشتن مقالات شبه علمی استثمار، دزدی و برده داری قانونی و غیرقانونی را از چشم توده ها پنهان کنند! مارکس ریشه تمامی انواع بی عدالتی، فقر و برده داری مرئی و نامرئی سیستم کاپیتالیستی را افشا می کند! پرواضح است کینه تمامی رهبران نظام سرمایه داری و طبقه حاکم روی مارکس متمرکز می شود!…

رهبران نظام سرمایه داری کوچکترین نگرانی از رشد راسیسم و نئوفاشیسم ندارند که در تمام کشورهای سرمایه داری مثل قارچ رشد می کند! تنها نگرانی آنها نه رشد افکار جنیایتبار فاشیستی بلکه رشد افکار رهایی بخش مارکس است!… بی جهت نیست که در اغلب کشورهای اروپا و امریکا رهبران نئوفاشیست حتی به بالاترین سطح قدرت اجرایی مانند ریاست جمهوری، نخست وزیری، وزارت و غیره می رسند!…

یک نکته بسیار مهم:
دانشمندان و آکادمسین هایی که مغزشان را در مقابل بهای معینی برای مدت معینی به سرمایه داران کرایه داده اند بسیار پست تر از روسپی هایی هستند که آلت تناسلی خود را در مقابل بهای معینی برای مدت معینی به خریداران کرایه میدهند! روسپی ها از شدت فقر و استیصال تن به این کار میدهند ولی دانشمندان بدون اجبارهای مالی و اجتماعی انتخاب آگاهانه می کنند!…

مارکس می خواست کار از یک ضرورت اجباری و خردکننده شخصیت انسان، به یک نیاز انسانی آگاهانه و داوطلبانه شود. از خودبیگانگی انسانها را در پروسه کار اجباری زجرآور، بطور ریشه ای از مناسبات اجتماعی محو کند!…  بجای جنگ دائمی با طبیعیت و همنوعان برای تنازع بقا و تبدیل شدن انسان به گرگ انسان، که بنیاد نظام سرمایه داری است، مارکس می خواست انسان در پروسه کار خلاقیت و استعدادهای خود را شکوفان کند، به هستی خود معنی بخشد، با خود، همنوعانش و طبیعت به یگانگی برسد!…  در نظام سودمحور تلاش طبقه حاکم جهت تبدیل انسان به ابزاری برای کسب حداکثر سود ممکن از طریق افزایش استثمار، شدت کار، بالابردن راندمان کار عملی می گردد. علاوه برآن برنامه ریزان نظام سرمایه داری سعی می کنند همواره با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن، قربانیان خود را با توسل هر حیله راسیستی و فاشیستی بجان هم بیندازند و از اتحاد و آگاهی آنها و دخالتگری خلاق آنها در پروسه تولید جلوگیری کنند! مارکس خواهان آنست که کار باید به فعالیتی متنوع نه تکراری و خسته کننده تبدیل شود که به انسان احساس لذت، رضایت و خوشبختی بدهد… چیزیکه در نظام سرمایه داری حتی در قرن بیست و یکم تعداد انگشت شماری از افراد که در شرایط استثنائی هستند از این نعمت بهرمندند! اکثریت عظیم بشریت یا زیرفشار کار یا از شدت بیکاری و فقر به هزاران درد بی درمان روحی و جسمی مبتلا شده اند!…

مارکس در کتاب مانیسفت کمونیست در برنامۀ کوتاه گذار از سرمایه‌داری به کمونیزم در بند دهم خواهان تعلیم و تربیت عمومی و رایگان برای همۀ کودکان، منع کار کودکان در کارخانه ها و در خیابانهاست… قابل توجه است که مانیفست در سال 1848 یعنی 172 سال پیش نوشته شده، افکار و برنامه های او حتی در قرن بیست و یکم پیشاهنگ انسانگرایی و بروز است! در نهایت تاسف هنوز هم در نظام سرمایه داری حتی در ثروتمندترین کشورجهان یعنی در امریکا این برده داری مدرن ریشه کن نشده تا چه رسد به کشورهای فقیر و جهان سوم!

آیا افکار مارکس به همراه جسم او واقعا مرده است؟
تلاش بی پایان نخبه گان حاکم برای دفن کردن اندیشه های مارکس به همراه جسم مارکس به نفع چه کسانی است؟

اندیشمندان و آکادمسین های نظام سرمایه داری بطور دائم، بویژه در دوران بحرانهای ساختاری نظام سرمایه داری تلاش می کنند خبر مرگ حتمی و قطعی مارکس را به قربانیان نظام سرمایه داری بدهند تا دیگر کسی در مبارزه علیه نظام سرمایه داری از مارکس الهام نگیرد!… ولی در هر بحرانی در نظام سرمایه داری مارکس از قبر بیرون می آید و در خیابانها و اطاقهای فکر و استراتژی و برنامه ریزی با مبارزان و قربانیان نظام حاکم همفکری و همراهی می کند… پرسیدنی استکه متفکران نظام سرمایه داری چرا هرگز دغدغه اینرا ندارند که بطور مرتب مژده مرگ تئوریسین های مهم فاشیسم و نظام سرمایه داری را بدهند؟… تاریخ مصرف اندیشه های تئوریسین های بازار آزاد، رقابت آزاد، عدم دخالت دولت در امور اقتصادی… در عمل سپری شده و نمی توان در کالبد مرده این تئوریها روح نوین دمید… جرج بوش و دونالدترامپ بزرگترین متولیان معبد کاپیتالیسم و بازار آزاد و رقابت آزاد در عصر حاضر هستند، هر دو بزرگترین دخالت تاریخی دولت در امور اقتصادی را سازماندهی و عملی کرده اند و اجازه ندادند “بازار آزاد و رقابت آزاد” اقتصاد ناکارآمد امریکا را به آشغالدانی تاریخ بسپارد!… این همه تناقض در گفتار و کردار را چگونه می توان درک و هظم کرد؟ تا دیروز برای بازکردن مرز کشورها به روی جهانی شدن ” بازار آزاد و رقابت آزاد” جنگهای بی پایان راه می انداختند، امروز برای بستن مرزهای خودشان و جلوگیری از ” بازار آزاد و رقابت آزاد” به اقتصاد حمایتی و کشور خودم اول روی آور شده اند و حاضر به جنگهای بزرگتر هستند!…

در کنفرانسی که بعد از بحران اقتصادی نظام سرمایه داری در آمستردام برگزار شده بود، شرکت کردم. آنجا آقای آرنولد هیرچه یکی از اقتصاددانان بنام هلند می گفت: تئوریها و آنالیزهای مارکس آنقدر بروز است که انگار دیشب تمامی اخبار بحران مالی نظام سرمایه داری را خوانده و برای امروز آنالیز و مقلات خود را در باره بحران مالی نوشته است! اندیشمندان و اقتصاددانان برتر برای درک معضلات امروز به مشورت مارکس نیازمند هستند!…

اگر انسان در جسم خود فانی، در عمل تاریخی خود، باقی است.” مارکس

 

داستان مرگ مارکس و خدا از زبان استیفان مزاروش

مزاروش در یکی از ویدئوهایی که در اینترنت منتشر کرده می گوید: بیش از چهل سال است که یک مجله را در کیف همراه خودم حمل می کنم. این مجله معتبر تایمز است که 94 سال بعد از مرگ مارکس تازه کشف کرده بود که مارکس مرده و در صفحه اول تایمز این خبر را نوشته بودند! نظام سرمایه داری و رسانه ها و نخبه گان حاکم دائم تلاش می کنند به همه بقبولانند که خیالتان راحت باشد مارکس مرده است!…

مزاروش با طنز خاصی داستان زیر را نقل می کند: روزی یکی از دانشجویان در دانشگاه پادوا ( دانشگاهی در ایتالیا که گالیله در آن تدریس می کرد) بر دیوار دانشگاه  می نویسد: “خدا مرد!”  نیچه
سرانجام روزیکه نیچه مرد، دانشجوی دیگری می رود روی آن شعار خط می زند و زیرش می نویسد: ” نیچه مرد!” خدا

مزاروش می گوید کاپیتالیسم سالهاست که تلاش می کند مرگ مارکس را به بشریت بقبولاند، به همین دلیل در هر فرصتی می نویسد: “مارکس مرد” کاپتالیسم … بعد از بحران اخیر نظام سرمایه داری مارکس دوباره زنده شده و از قبر بیرون آمده تا با مبارزان علیه نظامهای دیکتاتوری و سرمایه داری همفکری و همراهی کند به همین دلیل من می خواهم جمله نادرست “مارکس مرد!” را اصلاح کنم و بنویسم: “کاپیتالیسم مرد!” مارکس…

 رهبران نظام سرمایه داری نگران رشد فاشیسم نیستند
بی جهت نیست که نئوفاشیست‌ها در تمام جهان مدعی هستند تا زمانیکه مارکسیسم فرهنگی در گوشه ای از جهان به حیات خود ادامه دهد نظام سرمایه داری با مشکلات جدی روبرو خواهد شد!… از نظر نئوفاشیست‌های اروپا و امریکا و فرشگردی‌های ایران ریشه تمامی مشکلات جهان از مارکسیسم فرهنگی است!… به نظر آنها جنگهای غارتگرانه، فاشیسم، شکاف فزاینده فقر و ثروت… مسئله مهمی نیستند، خطر مهم مارکسیسم است!… بیش از 60 سال کتابها و تئوریهای کارل پوپر در جهت نابودی مقاومت و تسلیم کردن قربانیان، به محبوب ترین کتابهای آموزشی نظام حاکم در جوامع کاپیتالیستی غرب تبدیل شده بود. پوپر به قربانیان نظام هشدار می دهد که جستن راه حل در درون قفس نظام سرمایه داری موجود است نه در بیرون آن! پوپر در جهاد ضد مارکسیستی خود می نویسد: ” سعادت مردم را خواستن شاید ترسناکترین آرمانهای سیاسی باشد!”

صفحه 359 کتاب تاریخ فلسفه قرن بیستم اثر کریستیان دولا کامپانی، ترجمه باقر پرهام

بزبان دیگر مارکسیست‌ها از آنجا که سعادت مردم را می خواهند خطرناکترین موجودات کره زمین هستند!

جمله پوپر ناقص است، اگر می گفت مارکسیست‌ها خطرناکترین موجودات کره زمین علیه نظام سرمایه داری و شرکتهای چندملیتی و بانکها و میلیاردرهای جنگ افروز و غارتگر جهان هستند می توانستیم با او همنظر باشیم…

مارکس تا کی زنده خواهد ماند؟
پرواضح است که منظور جسم مارکس نیست بلکه افکار و تئوریهای اوست.

تا زمانیکه تئوریهای مارکس بدرستی و بشیوه علمی علت بحران‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نظامهای موجود را را تبیین می‌کند، تمامی تلاشهای نخبه گان حاکم علیرغم اینکه بهترین مغزهای روشنفکران و آکادمسین ها را کرایه کرده اند، در رویای دفن کردن اندیشه های مارکس شکست خواهند خورد!

تازمانیکه ما در هندسه دو بعدی فیثاغورث کار می کنیم قوانین حاکم بر این علم پایدار خواهد ماند! حتی صد میلیارد سال دیگر در هندسه دو بعدی فیثاغورث دو خط موازی همدیگر را قطع نمی کنند و یا دو خط عمود بر یک خط با هم موازی هستند و هرگز همدیگر را قطع نمی کنند. به محض اینکه به هندسه ریمانی یا لباچفسکی قدم بگذاریم دو خط موازی همدیگر را قطع می کنند و قوانین هندسه فیثاغورث دیگر صادق نیستند و به ما در حل مسائل کمک نمی کنند! …

تحقیقات و تئوریهای مارکس با آنالیز تناقضات درونی سلول‌های سازنده نظام سرمایه‌داری، بحران‌های جنایت‌باری را که از منطق درونی نظام سرمایه داری ناشی می شود بدرستی پیش بینی کرده و اساسا راه برون رفت از این بحران‌ها را نشان می‌دهد. تئوری‌های او  زمانی ناکارآمد خواهد شد که بشریت نظام سرمایه‌داری را پشت سر گذاشته باشد! تا زمانیکه نظام سرمایه‌داری هست تئوریهای مارکس کهنه نخواهدشد زیرا ریشه و سلولهای تشکیل دهنده این نظام و مهمترین تضادهای درونی آنرا بدرستی دریافته و راه رهایی بشریت از مرداب سرمایه داری را در خطوط کلی آن نشان داده…

بقول خود مارکس فلسفه زمانیکه محقق شود، مرتفع شود!

حق با مارکس بود
بعد از بحران اقتصادی 2008 حتی بزرگترین دشمنان مارکس محبور شدند به حقانیت مارکس اعتراف کنند! صدها نفر از رهبران کشورها، آکادمسین ها،  اعتراف کردند که در معجزات ایدئولوژی “بازار آزاد” زیاده روی کرده بودند و حق با مارکس بود!…

حتی مجله وزارت امورخارجه خارجه امریکا معروف به “فارین آفرز” در ماه آگوست 2018 در باره حقانیت تئوریهای مارکس می نویسد:

نظریه پردازان اصلی نظام سرمایه داری مایلند که تحولات اخیر را به عنوان وقایع فراموش نشدنی از وعده های آشفته و عملی نشده نظام سرمایه داری ارزیابی کنند. اما تحولات اخیر نظام سرمایه داری مارکس را متعجب نخواهند کرد! او پیش بینی کرد که منطق درونی نظام سرمایه داری در طول زمان منجر به افزایش نابرابری، بیکاری مزمن و بی کفایتی، دستمزدهای راکد، تسلط شرکت های بزرگ و قدرتمند، به آفریدن یک گروه نخبه قدرتمند منجر خواهد شد که قدرت آن مانع پیشرفت اجتماعی خواهد شد. در نهایت، ترکیبی از این مشکلات موجب بحران عمومی شده و سرانجام به انقلاب منتهی خواهد شد…

Marxist World

What Did You Expect From Capitalism?

By Robin Varghese

https://www.foreignaffairs.com/…/w…/2018-06-14/marxist-world

آلن گرینسپن بعنوان مقتدرترین رئیس بانک مرکزی امریکا و متولی معبد کاپیتالیسم و خزانه داری آن بعد از بحران اقتصادی نظام سرمایه داری به شکست ایدئولوژی مقدس بازار آزاد و رقابت آزاد و حقانیت مارکس در نقد آنها اعتراف کرد. او پنج بار پشت سرهم از زمان رونالد ریگان تا اواسط کابینه دوم جرج بوش به سمت رئیس بانک مرکزی ایالات متحده انتخاب شد! از اوت ۱۹۸۷ تا فوریه ۲۰۰۶ در این مقام بود! قبل از آنهم در هیت مدیره بسیاری از شرکتها و بانکهایی مانند جی پی مورگان و جنرال فوردز بود…

البته آنها بسرعت سعی کردند اینبار با توسل به تئوری حمایت از اقتصاد داخلی آب رفته را دوباره بجوی باز گردانند…

بشریت بویژه زنان خیلی از دستاوردهای اجتماعی و آزادیهایی را که اکنون کسب کرده اند مدیون تئوری‌ها و مبارزات مارکس و مارکسیست‌ها هستند که سالها برای آزادیهای اجتماعی، برابری زنان و مردان، رفاه عمومی و بهداشت و آموزش و پرورش عمومی رایگان و… مبارزه کرده اند!

  • چند نقل قول از کارل مارکس:
    انسان تنها از راه آگاهی می تواند به شان سزاوارش دست یابد!
  • نقاب اخلاقی – اقتصادی سرمایه‌داران تا زمانی چهرهٔ واقعی آنها را از دیگران می‌پوشاند که پولشان بدون وقفه به عنوان سرمایه کارایی داشته باشد.
  • باید چیز فاسدی در بنیاد وجودی یک نظام اجتماعی باشد که با وجود افزایش ثروت از نکبت و بدبختی آن کاسته نمی شود!
  • با اسارت زن هیچکس بیشتر از خود مرد مجازات نمی شود!
  • هیچ‌کس مخالف آزادی نیست؛ حداکثر مخالف آزادی دیگران است.
  • سیاستمداران اگر با هم توافق کنند، دارائی مان را می دزدند و اگر به اختلاف برسند جانمان را
  • اتحاد آن‌هایی که فکر می‌کنند و لذا رنج می‌برند و آن‌هایی که رنج می‌برند و لذا فکر می‌کنند، شرط دگرگون‌سازی جهان است.
  • انسان پول را آفرید و خود بنده آن شد!
  • وضعیت ناامید کننده جامعه ای که در آن زندگی می کنم، مرا سرشار از امید می کند!
  • شرم نوعی انقلاب است… نوعی خشم است که درون را نشانه میرود. و اگر تمامی یک ملت واقعا احساس شرم کند آنگاه به سان شیری در می‌آید که خیز برداشته و آماده جهش‌ به جلوست.  [کارل مارکس، ۱۸۴۳]

مارکس تنها یک اندیشمند، فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس، سیاستمدار، تاریخ‌دان… منزوی و گوشه نشین نبود، او در عین‌حال سازمانده و مبارزی خستگی‌ناپذیر در میدان عمل بود. با سازماندهی انترناسیونال اول و فراخوان “کارگران همه کشورها متحد شوید.” در حقیقت در مبارزه طبقاتی بی رحمانه ای که جاریست در کنار طبقه کارگر و همراه قربانیان نظام در مبارزه علیه نظام حاکم و محو هرگونه ستم و استثمار شرکت می کند!…

علیرغم تلاش دائمی رهبران نظام سرمایه داری مبنی بر خاکسپاری افکار مارکس، در هر بحرانی در نظام سرمایه داری مارکس از قبر بیرون می آید و در خیابانها، اطاقهای فکر، همراه توده ها، استراتژیستها، برنامه ریزان و مبارزان در آفریدن جهانی دیگر و انسانی تر علیه نظم جنایتبار موجود مبارزه می کند!

با احترام،

احمد پوری (هلند) 07 – 05 – 2020

https://www.facebook.com/ahmed.pouri

 


 

دسته : مقالات برگزيده

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی





























آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1