ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



ضربه­ های امپریالیسم یا جدالِ دو توحش؟!

انفجار در نطنز، اخبارهای ضد و نقیض درباره انفجار در غرب تهران (حوالی گرمدره و شهر قدس)، و پخش «سریال تهران» (روایت رویارویی جاسوسی موساد با اطلاعات سپاه از شبکه های تلویزیونی اسرائیل) در این روزها گویای دور جدیدی از رویارویی های اسرائیل و جمهوری اسلامی است



 

 

 

پشت پرده­ های امروز (4):

ضربه­ های امپریالیسم یا جدالِ دو توحش؟!

انفجار در نطنز، اخبارهای ضد و نقیض درباره انفجار در غرب تهران (حوالی گرمدره و شهر قدس)، و پخش «سریال تهران» (روایت رویارویی جاسوسی موساد با اطلاعات سپاه از شبکه های تلویزیونی اسرائیل) در این روزها گویای دور جدیدی از رویارویی های اسرائیل و جمهوری اسلامی است؛ دو نیرویی که به جد می توان رویارویی شان باهم در خاورمیانه را به تأسی از نام گذاری ژیلبر آشکار (تحلیلگر مارکسیست خاورمیانه) برای رویارویی اسلام گرایان افراطی و اسرائیل با یکدیگر، «جدال دو توحش» نامید.

آنچه می توان ابتدا به ساکن در پسِ این وقایع ارزیابی کرد این است که نظر به اتمام «تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی» در اکتبر، اسرائیل خواهد کوشید تا با تحریک ایران به واکنش های نظامی مستقیم علیه اسرائیل، بکوشد تا اجماع جهانی ای را به قصد خلع جمهوری اسلامی علیه تهران شکل دهد. در این راستا جناح راست اسرائیل هم دو هدف را از حیث سیاست داخلی خویش دنبال می کند:

معطوف کردن افکار عمومی ناراضی اسرائیل از شرایط نابسامان اقتصادی و همچنین نگرانی از طرح ضمیمه شدن کرانه ی باختری به سبب دامن زدن به دور جدیدی از تنش نظامی میان اسرائیل و فلسطین (آن هم با این تبصره که فتح و حماس بیش از هر زمانِ دیگری بهم نزدیک شدند) به دکترین امنیت ملی متأثر از خطری به نام جمهوری اسلامی ایران.

قرار دادن اروپا در منگنه ی همراهی با یک اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی و کمترین میزانِ اصطکاک بر سر ضمیمه شدن کرانه ی باختری با اروپا.

جمهوری اسلامی اما نیاز دارد تا صبوری به خرج دهد که بتواند متکی بر دیپلماسی چانه زنی اش زمینه را برای خروج از انزوایی که آمریکا به او تحمیل کرده، فراهم کند. هرچند که قدرت اقتتصادی آمریکا در عمل نشان داد که عدم همراهی سیاسی اروپا با رویکرد آمریکا در قِبال تهران چندان محلی از اعراب ندارد و حتی مورد اخیرِ مواضع سازمان ملل در خصوص «خلاف قوانین بین المللی معرفی کردن کشته شدن سلیمانی» و «فقدان دلیل و مدرک برای این اتهام که سلیمانی برنامه ای برای حمله به مواضع آمریکایی ها در عراق داشته است»، کارکرد ملموسی از حیث اقتصادی-دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی نداشته است، با این حال رژیم تهران هم به نوبه ی خود از این فضا برای «مقابله به مثل دفاعی» معرفی کردن واکنش هایش (چه در انظار بین المللی و چه افکار عمومی) استفاده خواهد کرد، و همچنین حضور تنش زا در منطقه را به عنوان جزء ضروری برای «بقای مبتنی بر بحران»ش و تمدید شرایط امنیتی علیه مخالفان داخلی اش بازآرایی می کند.

توافقنامه ی اخیری که بین ایران و سوریه مبنی بر انتقال سامانه های پدافندی به سوریه مطرح است نمونه ای از این بازآرایی است. نکته ی مهم این توافقنامه عبارت از این است که با توجه به اینکه در اکثر حملات اسرائیل، جنگنده های آنان وارد حریم هوایی سوریه نمی شوند و معمولا از حریم‌ هوایی لبنان اقدام به شلیک می کنند، آیا سوریه از این سامانه های پدافندی ایرانی صرفا برای خنثی کردن حملات و رهگیری کامل موشک ها و به حداقل رساندن تلفات استفاده خواهد کرد یا اینکه برای هدف قرار دادن جنگنده های اسرائیلی و ساقط کردن آنها نیز اقدامی خواهد شد؟
در پسِ همه ی این گمانه زنی های دیپلماتیک اما تحلیل مبتنی بر سوسیالیسم راستین از مواجهه ی «توحش ها» باهم را نباید از یاد بُرد و اینکه «راهکار» ما همواره باید «راهکار سوسیالیستی» باشد. از این روست که شاید صورتبندی ژیلبر آشکار همچنان دقیق می نماید:
« … از دیدگاه عدالت طلبی بنیادی نمی توانیم خود را در ردای اخلاقیات متافیزیکی، که همه نوع توحش را به یکسان رد می-کند، بپوشانیم. در ترازوی عدالت انواع متفاوت توحش وزن یکسانی ندارند. مسلما هرگز از توحش نمی توان به عنوان «ابزارِ مشروع دفاع از خود» استفاده کرد؛ همواره بنا به تعریف توسل به چنین وسیله ای، نامشروع است. اما این موضوع این واقعیت را تغییر نمی دهد که وقتی دو توحش باهم جدال می کنند، قوی تر یعنی آنکه به عنوان ستمگر عمل می کند، مجرم تر است. به استثنای مواردی که نمودی غیرعقلانی دارد، توحش ضعیف غالبا و منطقا واکنشی به توحش قوی است. در غیر این صورت چرا ضعیف دست به تحریک قوی می زند و خطر نابود شدن را به جان می خرد؟ و از قضا به همین دلیل است که قوی می-کوشد گناهکاری اش را با توصیف دشمن خود به عنوان مجنون، اهریمن و درنده خو پنهان کند.» (ژیلبر آشکار، «جدال دو توحش»، ترجمه: حسن مرتضوی، نشر اختران، ص: 94)

 


 

دسته : سياسي

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی





























آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1