ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



بیانیه مشترک جمعی از سندیکا‌ها و تشکل‌های مستقل معلمان و کارگران: اعدام نوید افکاری برای ارعاب و فرونشاندن خشم کارگران و معترضان!

ما به عنوان بخشی از جامعه کارگری ایران، ضمن عرض تسلیت به مردم زحمتکش و خانواده داغدیده از جور ستم پیشگان، هرگونه تهدید، شکنجه و اعدام را نشانه وحشت و استیصال کارگزاران وعوامل سرمایه دانسته و حق شرکت دراعتراضات و اعتصابات کارگری را جزیی از حقوق حقه و مسلم کارگران و توده های محروم می دانیم. اعتقاد ما بر این است که هیچ کس را نباید به خاطر اعتراض به مصائبی که دامن گیر کارگران و زحمتکشان است تهدید و ارعاب نمود و مهمتر و فجیح تر از آن، دستگیر، زندانی ، شکنجه و اعدام کرد.


 

 

اعدام نوید افکاری برای ارعاب و فرونشاندن خشم کارگران و معترضان!

“نوید افکاری، روزهایی که هنوز هفت ساله نشده بود، میرفت پارک آزادی آدامس و بادبادک میفروخت. تا هیجده سالگی با تمام توان چسبید به کشتی، همیشه تو استان اول بود و تو مسابقات کشوری مدال میگرفت. چون در نوجوانی مجبور شد ترک تحصیل کند برای مسابقات برون مرزی به بن بست خورد و بعدا ناچار شد به سربازی برود. سال ١٣٩٢ خدمت سربازیی‌اش تمام شد و این بار مشکلات مالی کشتی را که ورزش مورد علاقه اش بود، از او گرفت. با سه سال کارگری پول ناچیزی جمع کرد. حالا دیگر ٢٣ ساله شده بود و ادامه دادن حرفه ای ورزش کشتی ریسک بزرگی بود. رسیدن او به تیم ملی تقریبا به رویایی محال تبدیل شده بود. . . . در سن ٢٥ سالگی ناچار شد برای کمک به خانواده باز هم به کارگری بپردازد و بعدا در شهریور ٩٧ دستگیر شد و…. ”

این شرح مختصر و گوشه هایی از زندگی ِ نوید افکاری، به نقل از خود اوست که با جسمی درهم شکسته از فشار و شکنجه ماموران امنیتی، در سحرگاه روز شنبه، بیست و دوم شهریور ماه، بی آن که حتی اجازه دیدار با خانواده و مادر خود را داشته باشد، با دستپاچگی هرچه تمام تر به طناب دار آویخته شد(یا در زیر شکنجه به قتل رسید)، تا به زعم مقامات و ارگان های حامی سرمایه، درس عبرتی باشد برای کارگران و مردم معترضی که زندگی در زیر بار ستم طبقاتی و بی حقوقی را بر نمی تابند و به انحاء مختلف، اعتراض خود را نسبت به مناسبات استثماری و اختناق حاکم بر جامعه نشان می دهند.

نویدافکاری، خود، یکی از همین مردم معترض بود. او یکی از هزاران جوان کارگر و محرومی بود که از کودکی با کارگری و دستفروشی، طعم تلخ فقر و نابرابری را چشیده و با ترک تحصیل اجباری و دست شستن از علایق و آرزوهایش، از جمله “عضویت در تیم ملی کشتی”، به عنوان کارگری گچکار مشغول به کار شد، تا بخشی از مخارج خانواده را برعهده بگیرد و کمک خرج خانواده باشد. همین وضعیت البته به نوبه خود، نوید را با واقعیت های تلخ زندگی و نابرابری های موجود در جامعه آشنا کرد و از او فردی معترض، رشید و با شهامت ساخت. تا آن جا که در اعتراضات خیابانی مردم که علیه فقر،گرانی، تورم و استبداد لجام گسیخته، در جامعه صورت می گیرد، شرکت کرد و به سهم خود نقش فعال و پُررنگی در آن اعتراضات و تظاهرات ها داشت.

گماشتگان سرمایه، برای نوید که فردی شناخته شده و از جنس خود مردم بود به خاطر شرکت در اعتراضات خیابانی سال ۹۷ پرونده سازی کرده و او را به دنبال اعترافی ساختگی که تحت فشار وشکنجه انجام شده بود، به اعدام محکوم کردند، تا به تصور خود، کارگران و مردم معترض را بترسانند و از اعتراضات آنان در آینده جلوگیری کنند. غافل از آن که، آن چه که کارگران و توده های محروم و زحمتکش جامعه را به حرکت وا می دارد و به اعتراض و مبارزه می کشاند همانا شرایط و اوضاع و احوالی اسفبار است که زندگی را برای بیش از ۹۰ درصد آحاد جامعه سخت و غیرقابل تحمل کرده و آنان را به فقر و خانه خرابی کشانده است. نوید و نویدها در واقع محصول این شرایط هستند و از دل شرایط نامناسب اجتماعی و اعتراضات و مبارزات مردم برمی خیزند.
ناگفته پیداست نهادهایی که با صحنه سازی و گرفتن اعتراف در زیر فشار و شکنجه حکم صادر می نمایند، تا جان یک کارگر زحمتکش و بی گناه را بگیرند و از این طریق به اصطلاح قدرت نمایی کنند، به راستی ترسیده اند و سخت نگران وضعیت آتی خود در روزها و ماه های پیش رومی باشند.

اما برخلاف تصور ِ مدافعان سرمایه، اعدام نوید نه تنها ترس و وحشت در دل مردم ایجاد نکرد، بلکه واکنش شدید و گسترده کارگران و توده های مردم را همراه با خشم و انزجار آنان نسبت به این اقدام سرکوب گرایانه و ضدانسانی برانگیخت و آن را به عنوان قتل عمد دولتی و پدیده ای مذموم و ضدبشری در معرض نگاه و قضاوت کارگران آگاه و وجدان های بیدار جامعه قرار داد. اعدام نوید بار دیگر حساسیت جامعه را نسبت به این مسئله جلب نمود وبه کارگران و توده های مردم یادآور شد که باید پرقدرت، متشکل و گسترده علیه اعدام و سلب آزادی به مبارزه برخاست. به طور قطع این، آن نتیجه مطلوب ِ دولتمردان و عوامل سرمایه نبوده است.

ما به عنوان بخشی از جامعه کارگری ایران، ضمن عرض تسلیت به مردم زحمتکش و خانواده داغدیده از جور ستم پیشگان، هرگونه تهدید، شکنجه و اعدام را نشانه وحشت و استیصال کارگزاران وعوامل سرمایه دانسته و حق شرکت دراعتراضات و اعتصابات کارگری را جزیی از حقوق حقه و مسلم کارگران و توده های محروم می دانیم.

اعتقاد ما بر این است که هیچ کس را نباید به خاطر اعتراض به مصائبی که دامن گیر کارگران و زحمتکشان است تهدید و ارعاب نمود و مهمتر و فجیح تر از آن، دستگیر، زندانی ، شکنجه و اعدام کرد.

لغو اعدام دفاع از حق حیات است.

سندیکای کارگران کشت و صنعت نی شکر هفت تپه
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانون صنفی معلمان اسلام شهر
کمیته هماهنگی کمک به ایجاد تشکل های کارگری
شورای بازنشستگان ایران
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری
اتحاد بازنشستگان ایران
گروه اتحاد بازنشستگان

جمعه /۴/مهر/۱۳۹۹


 

دسته : سياسي

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی





























آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1