ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



چه کسانی منافع مشترک ندارند؟

بهتر است هنگام مخابره‌ی خبر، اخبار را دقیق و درست منتقل کنیم، برای مثال اعتصاب کارگاه‌ها و صاحبان سرمایه را اعتصاب «۳۰۰ هزار» کارگر جلوه ندهیم. تا به این شکل روشن شود که رسانه‌های چپ و هوادار طبقه‌ی کارگر چرا به آن قوتی که اخبار اعتصابات کارگری را پوشش می‌دهند در مورد «اعتصاب در شهرک محمودآباد» چیزی نمی‌گویند.

 


 

 

چه کسانی منافع مشترک ندارند؟

در روزهای گذشته و در پی تعطیلی بازارها و مراکز تولیدی و خدماتی در اعتراض به مواردی چون افزایش مالیات اخباری بوده است که ما نیز در «سرخط» با تحلیلی که آن را نوشته‌ایم بخش‌هایی از آن را پوشش داده‌ایم. با این وجود اخیرا در اخبار خوانده می‌شود که تعطیلی دویست کارگاه سنگبری و بازار فروش سنگ در شهرک صنعتی محمودآباد اصفهان که قطب خرید و فروش سنگ ساختمان است، را به عنوان اعتصاب ۳۰۰ هزار کارگر معرفی می‌کنند و البته تعجب هم می‌کنند که چرا اعتصاب ۳۰۰ هزار کارگر برای فعالان سیاسی اهمیتی ندارد. ببینیم ماجرا چیست؟ چه کسانی اعتصاب کرده‌اند؟ و این اعتصاب برای چه کسانی مهم است؟

ماجرا از این قرار است که ایران مدتی است تحت فشار دولت‌های غربی قرار دارد تا به «گروه ویژه‌ی اقدام مالی» (FATF) بپیوندد. برای دولت‌های غربی پیوستن ایران به این گروه به معنای این است که با «شفاف‌سازی» مالی جلوی کمک‌های مالی ایران به گروه‌های وابسته به خودش را که از نظر غرب «تروریستی» محسوب می‌شوند، بگیرد. فعلا از این تناقض بگذریم که همین دولت‌ها و کشورها با امکانات مالی فراوان از گروه‌ها و جریان‌هایی حمایت مالی می‌کنند، که اگر نه بیشتر اما به اندازه‌ی گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی تبهکار و جنایت‌خو هستند.

در هر صورت در هنگامه‌ی این کشمکش‌های بین‌المللی، یعنی فشار غرب از سویی و امتناع جمهوری اسلامی از سوی دیگر، دولت ایران موقعیت را مغتنم شمرده است تا به بهانه‌ی «شفافیت مالی» مالیات را نیز افزایش دهد. افزایشی که در مبالغ خرد حدودا سه برابری است و در مبالغ کلان بنا به اظهارنامه محاسبه خواهد شد. از سوی دیگر پیش از این درصد مالیات بالا بود به این دلیل که نظام مالیاتی هم از پیش می‌دانست خوداظهاری‌های مالیاتی به مراتب کمتر از مبلغ واقعی است، اکنون از یک‌سو فشار برای دقیق‌تر شدن اظهارنامه‌های مالیاتی است و از سوی دیگر دولت قصد دارد همان درصد بالا را از سودی که واقعی‌تر ثبت شده است بگیرد. ضمن این‌که در نظام مالیاتی سود تورمی را هم حساب نمی‌کند. به این‌ترتیب کل ماجرا به ضرر لایه‌های گوناگون بازار و مراکز تولیدی و خدماتی است، که در بین آنها لایه‌های خردتر و دارای سرمایه‌ی اندک آسیب جبران‌ناپذیری می‌بینند.
همین لایه‌های پایینی هم هستند که به اعتراضات خیابانی رو می‌آورند و لایه‌های میانی و بالایی به پایین کشیدن کرکره و بستن در کارخانه و کارگاه و موسسه اکتفا می‌کنند تا به دولت فشار بیاورند و آن را مجبور به عقب‌نشینی کنند.

بنابراین در مورد شهرک صنعتی محمودآباد هم، مانند جاهای دیگر، خبری از اعتصاب ۳۰۰ هزار کارگر نیست بلکه صاحبان کارگاه‌های سنگ‌بری و فروشگاه‌های وابسته به آنها هستند که تعطیل کرده‌اند و به خانه رفته‌اند. اتفاقا معمولا در چنین مواقعی آن کسانی که مشترکا از سوی دولت و صاحبان سرمایه متضرر می‎شوند کارگرانی هستند که در نتیجه‌ی تعطیلی، حتی به صورت موقت، بیکار می‌شوند و در ضمن با این تهدید جدی روبه‌رو می‌شوند که در هنگام بازگشایی کارگاه‌ها بعد از توافق با دولت نتوانند شغل سابق خود را به دست بیاورند. به ویژه که کارگران شاغل در این مراکز نیز، مانند اکثریت عظیم طبقه‌ی کارگر در ایران با قراردادهای موقت کوتاه‌مدت، بخشا قراردادهای سفیدامضا یا حتی بدون هیچ‌کدام اینها مشغول به کار هستند و صاحب سرمایه بدون هیچ هراسی از حمایت‌های قانونی می‌تواند با یک چرخش قلم آنها را بیکار کند.

به این ترتیب کارگری که امنیت شغلی او از هر جهت و از جانب هر دو سوی این کشمکش مورد تهدید قرار دارد در این شرایط امکان تحرک صنفی و سازمان دادن اعتصاب برای به دست آوردن حقوقش را از دست می‌دهد. مانند بسیاری امور دیگر در اینجا نیز منافع مشترکی میان صاحبان سرمایه و کارگران سنگبری‌ها وجود ندارد. چنان‌که برخورد حکومت نیز با اعتصاب صاحبان سرمایه و اعتصاب کارگران کاملا متفاوت است. همین امروز محمدباقر قالیباف، سردار گازانبری رییس مجلس شورای اسلامی ضمن تاکید بر پادویی کردن برای فعالان اقتصادی، گفته است قول شرف می‌دهد مالیات کسانی که در حوزه‌ی تولید هستند را به حداقل برسانند، در حالی که در برابر اعتصاب کارگران در اغلب موارد نه تنها کوتاه نمی‌آیند بلکه کارگران اعتصابی همواره با خطر اخراج، بازداشت، شکنجه و زندان روبه‌رو هستند.

بنابراین بهتر است هنگام مخابره‌ی خبر، اخبار را دقیق و درست منتقل کنیم، برای مثال اعتصاب کارگاه‌ها و صاحبان سرمایه را اعتصاب «۳۰۰ هزار» کارگر جلوه ندهیم. تا به این شکل روشن شود که رسانه‌های چپ و هوادار طبقه‌ی کارگر چرا به آن قوتی که اخبار اعتصابات کارگری را پوشش می‌دهند در مورد «اعتصاب در شهرک محمودآباد» چیزی نمی‌گویند.

sarkhatism@

 


 

دسته : اجتماعي

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی





























آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1