ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



مقاله برگزیده: از سلسله مطالب آموزشی کارگران هم پیمان در بارۀ ضرورت هسته های کارگری

روشن است که مبارزۀ طبقاتی کارگران باید هم در عرصۀ اقتصادی- اجتماعی، هم در عرصۀ سیاسی و هم در عرصۀ نظری و فرهنگی صورت گیرد و برای هر عرصه سازماندهی ویژۀ آن عرصه لازم است. از این رو در روند شکل گیری هسته ها باید نوعی تقسیم کار میان آنها صورت گیرد.

 


 

 

از سلسله مطالب آموزشی کارگران هم پیمان

در بارۀ ضرورت هسته های کارگری

جنبش کارگری ما به رغم همه تجارب و اعتراضات هر روزه، هنوز دارای یک تشکل در محل کار و یک تشکل فراگیر (استانی یا سراسری)، چه در حوزۀ اقتصادی – اجتماعی و چه در حوزۀ سیاسی نیست. ( البته استثناهایی هم وجود دارد مانند شورای هماهنگی یا کانون های صنفی معلمان) اعتراضات و اعتصابات هنوز از دایرۀیک اعتراض محدود و محلی خارج نشده اند. هنوز این اعتراضات با دعوت و فراخوان یک تشکل فراگیر که نقش هدایت گر داشته باشد آغاز نمی شوند و در سطح کشوری یا استانی گسترش پیدا نمی کنند در حالی که بسیاری از مسایل اقتصادی ای که باعث اعتراض، اعتصاب، راه پیمائی و دیگر اشکال مبارزه در یک محل می گردند جنبۀ عام دارند و می توانند گسترش یابند. از سوی دیگر، در شرایط کنونی، جنبش عملی کارگران ایران، اساسا جنبشی برای خواست های اقتصادی و بعضا اجتماعی است و جنبۀ سیاسی جنبش کارگری ما بسیار ضعیف و نادر است. برخی از فعالان جنبش کارگری ایران، این ضعف اساسی جنبش کارگری، یعنی محدود ماندن آن در حوزۀ خواست های اقتصادی، را ناشی از شدت سرکوب و سیطرۀ نیروهای امنیتی و انتظامی و دیگر کارگزاران رژیم می دانند که در مقابل هر حرکت سیاسی توده ای واکنش بسیار شدید و خشن نشان می دهند. از نظر آنها، کارگران بر اساس تجربۀ خود و یا مشاهدۀ سرکوب شدید و کشتار دانشجویان، زنان معترض و برخی کارگران و روشنفکرانی که یا جان خود را در این راه از دست داده اند و یا با ضرب و شتم سرکوبگران، بازداشت و شکنجه، اخراج از کارو به زندان های طولانی روبرو شده اند، از مبارزۀ سیاسی پرهیز می کنند. هرچند عناصری از حقیقت در این توضیح یا توجیه وجود دارد، اما در یک بررسی دقیق تر، قابل دفاع نیست. زیرا نیروهای سرکوبگر رژیم فقط اعتراضات سیاسی را سرکوب نمی کنند بلکه اعتراضاتی که جنبۀ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی حفاظت از محیط زیست دارد را نیز بر نمی تابند و فعالان این حوزه ها نیز در معرض سرکوب شدید رژیم قرار دارند. اما می بینیم که به رغم خطراتی که حتی در زمینۀ مبارزات اقتصادی کارگران وجود دارد، به رغم سرکوب ها، دستگیری ها، زندانی کردن ها، اخراج ها و غیره و نیز به رغم اینکه بسیاری از مبارزات اقتصادی – مانند مبارزه برای افزایش مزد و غیره – به نتیجۀ مطلوب کارگران نایل نمی شود، باز کارگران به درستی، دست از مبارزه در این زمینه برنمی دارند. علت این امر آن است که کارگران به ضرورت و اجتناب ناپذیری خواست های اقتصادی خود پی برده اند، یعنی به این ضرورت آگاهی پیدا کرده اند و به حقانیت خود در این زمینه اطمینان و باور قطعی دارند. حال اگر چنین آگاهی و چنین اطمینان و باوری در زمینۀ خواست های سیاسی هم در کارگران به وجود آید به احتمال زیاد و قریب به یقین، مبارزات سیاسی کارگران هم گسترش و پیگیری خواهد یافت.

عدۀ دیگری از فعالان عقیده دارند که اکنون دورۀ مبارزۀ اقتصادی کارگران است و هنوز زمان مبارزۀ سیاسی آنها فرا نرسیده است! برخی دیگر تصور می کنند که مبارزۀ سیاسی، اساسا وظیفۀ روشنفکران یا اندیشه ورزان جامعه است و کارگران تنها باید، یا فعلا تنها باید همان مبارزات اقتصادی – اجتماعی یا «مطالباتی» خود را انجام دهند. از دید این دو دسته، سرانجام با ترکیب مبارزات اقتصادی – اجتماعی کارگران و مبارزات سیاسی روشنفکران یا اندیشه ورزان، یا مبارزات سیاسی «عمومی» و توده ای زمینه برای دگرگونی اساسی جامعه فراهم خواهد شد. این بحث نیز کاملا نادرست است. آن چیزی که می تواند باعث دگرگونی اساسی در جامعه شود مبارزۀ طبقاتی است و در جوامع معاصر و به طور مشخص در ایران، اساسا مبارزۀ طبقاتی کارگران می تواند موجب چنین دگرگونی ای گردد. اما مبارزۀ طبقاتی،بویژه مبارزۀ طبقاتی پرولتاریا، در مبارزۀ اقتصادی خلاصه نمی شود. تاریخ مبارزات طبقاتی کارگران نشان داده است که این مبارزه در سه عرصه یعنی عرصۀ اقتصادی – اجتماعی، عرصۀ سیاسی و عرصۀ نظری – فرهنگی صورت می گیرد و هنگامی می تواند واقعا بر سیر رویدادها و وضعیت جامعه تأثیر قابل لمسی بگذارد و به حساب آید که الف) این مبارزات با حفظ سرشت طبقاتی پرولتری خود و مستقل از نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک طبقات دیگر و به طور هماهنگ با یکدیگر و مکمل همدیگر در جهت اهداف درازمدت و اهداف مبرم و فوری طبقۀ ادامه یابند و ب) تأکید ویژه ای بر مبارزۀ سیاسی مستقل پرولتاریا وجود داشته باشد زیرا برای تغییر بنیادی جامعه باید روابط تولیدی و اقتصاد جامعه را تغییر داد. اما دستگاه دولتی و به طور اخص ماشین نظامی، پلیسی اداری و قضائی موجود، حافظ روابط اقتصادی حاکم هستند و بدون برانداختن آنها تغییر شالودۀ اقتصادی یا روابط تولیدی ممکن نیست.

همچنین برای استقرار روابط اقتصادی و اجتماعی نوین باید روبنای سیاسی و حقوقی متناسب با آن یعنی فرمانروائی پرولتاریا بر اساس اتحاد کارگران و دیگر زحمتکشان جامعه و جود داشته باشد. از این رو هم برای از میان برداشتن مهم ترین نگهبان روابط اقتصادی حاکم یعنی دولت سرمایه داری و هم برای جلوگیری از بازگشت روابط سرمایه داری پس از سقوط بورژوازی حاکم از قدرت و هم به منظور فراهم ساختن شرایط سیاسی و حقوقی استقرار روابط عاری از استثمار و سلطۀ طبقاتی در جامعه یعنی برقراری فرمانروائی طبقۀ کارگر،  مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر نقش و اهمیت ویژه می یابد و ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بدین سان هرگونه به عقب انداختن مبارزۀ طبقاتی پرولتاریا و یا هرگونه سستی و انحراف در آن به اهداف عالی طبقۀ کارگر لطمات سنگینی وارد خواهد کرد.

در جنبش کارگری ایران تا زمانی که این دو ضعف اساسی، یعنی خصلت محلی و پراکندگی جنبش از یک سو و نبود یا ضعف جنبش سیاسی مستقل طبقۀ کارگر بر طرف نشوند، چشم انداز اینکه طبقه کارگر دارای یک جنبش قوی باشد و بتواند بر سیر رویدادها و اوضاع جامعه اثر قابل ملاحظه ای بگذارد، غیر واقعی و دور از انتظار است.

برای رفع پراکندگی و فراتر رفتن از خصلت محلی جنبش های اقتصادی- اجتماعی کارگران، باید تشکل های کارگری توده ای در سطح کشوری یا دست کم استانی به وجود آیند. اما تشکل سراسری باید متکی بر تشکل های ریشه دار محلی باشد. به عبارت دیگر، کارگران باید نخست از تشکل های توده ای در محل کار خود برخوردار باشند و سپس بر پایۀ این تشکل های محلی یا دقیق تر بگوئیم تشکل های ریشه دار در محیط کار و فعالیت کارگران، تشکل های استانی و کشوری خود را به وجود آورند. بنابراین تلاش کارگران فعال و پیشرو و نیروهای سیاسی کمونیست نخست باید بر امر تشکل های کارگری در محل کار و فعالیت کارگران استوار باشد.

این تشکل ها با آرزو کردن و یا با فرمان دادن به وجود نمی آیند. کارگران باید به این آگاهی و نیازپی برده باشند تا این تشکل ها را به وجود آورند. اما این آگاهی و درک این نیاز، به صورت ابتدا به ساکن در همه کارگران یا در اکثریت آنهاایجاد نمی شود. ایجاد تشکل در یک پروسه صورت می گیرد. ایجاد تشکل نیازمند آگاهی طبقاتی و تجربه و نوعی مهارت سازمانی است که در عمل و براساس مطالعه و بررسی تجربیات جهانی طبقۀ کارگر به دست می آید. آگاهی در جریان مبارزه و تجربۀ کارگران و از طریق روابط و تأثیرات متقابل بین عناصر آگاهی که در مبارزه و زندگی کارگران شرکت دارند و خود توده ها، شکل مشخص به خود می گیرد، بسط می یابد و منتقل می شود. حال باید دید چه کسانی شرایط ایجاد تشکل را دارند؟ روشن است که از طریق افرادی که دارای آگاهی، تجربه وجسارت باشند این امر صورت می گیرد یا دست کم آغاز می گردد. این افراد در مراکز کارگری زیاد نیستند. ممکن است در هر واحد یا مرکز کارگری عدۀ محدودی کارگر که چنین ویژگی هائی دارند حضور داشته باشند. اگر این عده در مراکز کارگری همدیگر را پیدا کنند و با هم در ارتباط قرار گیرند و برای به وجود آوردن یک تشکل با هم به مشورت بپردازند، جلسه برگزار کنند و برنامه ریزی نمایند،خواهند توانست بعد از یک دوره کار مستمر، ضمن کسب تجربه و آموزش متقابل، بر روی افراد دیگر تاثیر بگذارند و کارگران دیگر را به همکاری دعوت کنند و برای ایجاد تشکل و سازماندهی از آنها کمک بگیرند.

🔻هستۀ کارگری چیست؟
بی گمان روند شکل گیری و گسترش سازمان های طبقۀ کارگر در شرایط اوج گیری اعتراضات کارگری، در وضعیت های پر التهاب در جامعه، با سرعت بیشتری می تواند روی دهد اما باید برای تحقق چنین وضعیت هائی از قبل آمادگی داشت. یعنی اگر در شرایط عادی و غیر ملتهب تا حد معینی زمینه های این کار یعنی نزدیکی و همکاری عناصر آگاه و مبارز کارگری صورت گرفته باشد، در شرایط برآمد جنبش و به طور کلی در وضعیت های التهابی سرعت و شتاب این کار بیشتر خواهد شد و شمار بیشتری از کارگران به تشکل روی خواهند آورد. آن جمعی را که در ابتدا با هدف ایجاد تشکل و مبارزه، اعم از مبارزۀ اقتصادی و یا مبارزۀ سیاسی و فعالیت در مراکز کارگری، کنار هم قرار می گیرند و برنامه ریزی می کنند، هسته یا هستۀ کارگری می نامیم. حالا چرا می گوییم هسته؟ برای اینکه این افراد قصد فعالیت متمرکز، منظم، برنامه ریزی شده مشترک و منظم دارند. زیرا صرفا با داشتن نیاز و اعلام این نیاز، تشکل درست نمی شود و برای موفقیت در این کار، پشتکار و همکاری منظم با هدف مشخص، یعنی ایجاد هسته یا هسته ها، ارزیابی و تصحیح اشتباهات مورد نیاز است. این است معنی هسته. همان گونه که گفته شد هسته برای پیشبرد مبارزه، هم مبارزۀ اقتصادی کارگران و هم مبارزۀ سیاسی کارگران، ایجاد می شود.

روشن است که مبارزۀ طبقاتی کارگران باید هم در عرصۀ اقتصادی- اجتماعی، هم در عرصۀ سیاسی و هم در عرصۀ نظری و فرهنگی صورت گیرد و برای هر عرصه سازماندهی ویژۀ آن عرصه لازم است. از این رو در روند شکل گیری هسته ها باید نوعی تقسیم کار میان آنها صورت گیرد. هسته هائی که برای ایجاد تشکل های توده ای کارگران (یعنی سندیکا و در شرایط انقلابی شورا یا کمیتۀ کارخانه و غیره) به و جود می آیند می توانند همۀ کارگران مبارز و انقلابی و نه صرفا کارگران کمونیست را در بر بگیرند. هسته هائی که برای مبارزۀ سیاسی کارگران و ایجاد سازمان سیاسی مستقل و انقلابی کارگران (یعنی حزب سیاسی انقلابی طبقۀ کارگر) تشکیل می شوند، اساسا متشکل از کارگران کمونیست خواهند بود. یک وظیفۀ اصلی هسته ها، چه هسته هائی که برای ایجاد تشکل های توده ای کارگران به وجود می آیند و چه هسته هائی که برای کار سیاسی به معنی اخص آن ایجاد می شوند، آموزش است. آموزش برنامه ریزی شده باید به صورت شفاهی، نوشتاری، استفاده از ابزارها، روش ها و رسانه های مختلف، در سطوح مختلف و برای مخاطبان گوناگون صورت گیرد.

آنچه در مورد هسته در میان کارگران و در محیط کارگری گفته شد می تواند الگوئی برای ساختن هسته در میان زنان، بازنشستگان، دانشجویان و روشنفکران انقلابی، دهقانان و دیگر زحمتکشان نیز برای پیشبرد مبارزات انقلابی کاربرد داشته باشد.

از نظر رژیم حاکم بر ایران و دستگاه های امنیتی و پلیسی و قضائی آن، ایجاد تشکل و سازماندهی، معادل «محاربه با خدا» و اتهامات قرون وسطائی و ارتجاعی دیگری از این قبیل است. از این رو روشن است که کار تشکیل و سازماندهی هسته ها و ادامۀ فعالیت آنها باید به شکل مخفی انجام شود و رعایت پنهانکاری و مسایل امنیتی دارای اهمیت حیاتی و درجۀ اول است. اگر در ارتباطات و سازماندهی و فعالیت سیاسی پنهانکاری و مسائل امنیتی را رعایت نکنیم نه تنها خودمان را از امکان دست زدن به امر مهم سازماندهی محروم می کنیم، بلکه ممکن است افرادی را که با زحمت و تلاش مشترک متشکل کرده ایم در این پروسه رشد کرده و کارآئی یافته اند و بشدت مورد نیاز جنبش هستند با شناسائی و دستگیرشدن از سوی نیروهای سرکوبگر، از دست بدهیم. همچنانکه در دوره اخیر دیده ایم که چه نیروهایی که می توانستند چه کارهای مهمی انجام بدهند و آنها یا دستگیر و یا منفعل شدند. هر فرد باید به اندازه ای که در توانش هست برای حل این معضل و ضعف بزرگ کمک کند.

ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا در شرایط کنونی اصلا نباید کارعلنی بکنیم و آیا هیچگونه امکان فعالیت علنی یا قانونی وجود ندارد؟ پاسخ این است که در حد معینی – که روز بروز کمتر می شود – امکان فعالیت علنی و قانونی هست و باید از این امکانات هرچند ناچیز، حداکثر استفاده را به عمل آورد. اما باید نوعی تقسیم کار بین فعالیت مخفی و فعالیت علنی به وجود آید و افراد یا نهادهائی که فعالیت مخفی بر عهده دارند نباید فعالیت علنی کنند و فعالان علنی نباید در کار مخفی شرکت داشته باشند. اما فعالیت علنی باید در هماهنگی با فعالیت مخفی – که جنبۀ اصلی کار مبارزاتی را تشکیل می دهد – صورت گیرد و به شکلی که باید زیر رهبری کار مخفی باشد. روشن است که در شرایط رشد و اوجگیری جنبش امکان کار علنی بیشتر می شود اما کار مخفی همچنان اهمیت و ضرورت خود را حفظ می کند.

———————————————————-

منبع : کانال تلگرامی کارگران هم پیمان

 


 

دسته : اجتماعي, سياسي

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی






















آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1