اکتبر 21, 2025
مقاله برگزیده: «سیر و سلوک شاغلانه مهارت»، نقدی بر اظهارات وزیر کار در مورد رابطه مهارت با اشتغال – خسرو صادقی بروجنی
چندی پیش مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس نظرم را جلب کرد. کاربری بهنام «گربه برنامهنویس» نوشته بود: «ایکاش بدون پارتی و آشنا و […] میشد کار پیدا کرد، کار پیدا کردن با تحصیلات و مهارت، بزرگترین دروغی بود که بهمون گفتن». من که ماههاست با معضل عمومی و اجتماعی بیکاری دستهوپنجه نرم میکنم، بیش از هر زمان دیگری با مطلب مذکور همدلی کردم.

نقدی بر اظهارات وزیر کار در مورد رابطه مهارت با اشتغال
سیر و سلوک شاغلانه مهارت
خسرو صادقی بروجنی
نویسنده و روزنامه نگار
چندی پیش مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس نظرم را جلب کرد. کاربری بهنام «گربه برنامهنویس» نوشته بود: «ایکاش بدون پارتی و آشنا و […] میشد کار پیدا کرد، کار پیدا کردن با تحصیلات و مهارت، بزرگترین دروغی بود که بهمون گفتن». من که ماههاست با معضل عمومی و اجتماعی بیکاری دستهوپنجه نرم میکنم، بیش از هر زمان دیگری با مطلب مذکور همدلی کردم. طی چند ماه گذشته که در جستوجوی کار بودم و به افراد و شرکتها و سایتهای مختلفی رجوع کردم تا کار مناسبی متناسب با مهارت و علاقه خود بیابم، در این مسیر پرپیچوخم با افراد زیادی همگام و همصحبت شدم؛ خیل گستردهای از فارغالتحصیلان دانشگاهی با تواناییهای متنوع و مهارتهای گاه چندگانه، از دانستن چندین زبان خارجی و تسلط بر تعدادی نرمافزار و برنامه کامپیوتری گرفته تا قابلیتهای کار اداری و دفتری و حتی داورهای جشنوارههای هنری بینالمللی! علم به این واقعیت روزمره است که جملات چند روز گذشته وزیر کار را برایم چالشبرانگیز کرد. «احمد میدری» در نشست خبری مسابقات ملی مهارت که به میزبانی اصفهان در نمایشگاه بینالمللی این استان برگزار شد، با بیان اینکه «افراد دارای مهارت بیکار نیستند و از درآمد مطلوب برخوردارند» افزود: «برخلاف دانشآموختگان دانشگاهی که با مسئله کمبود فرصت شغلی مواجهاند، تقاضا برای نیروی ماهر در کشور بالاست». بیان اینکه «افراد دارای مهارت بیکار نیستند»، به این معنی است که افراد بیکار از مهارت برخوردار نیستند و آنچه درنهایت از آن برداشت میشود، فروکاستن معضل عمومی، اجتماعی و عمیقاً ساختاری بیکاری به مقصر جلوهدادن شخص بابت نداشتن مهارت لازم برای تأمین نیازهای بازار است.
اگر از برخی افراد فاقد مهارت خاص در سازمانها و ادارات دولتی و نیمهدولتی و در سمتهای صوری و ساختگی معاونت و مشاوره و… که با رانت و رابطه و نفوذ بهکار گمارده شدهاند بگذریم، امروز نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی در ایران از میانگین نرخ بیکاری کشور بیشتر است و طبق آمارهای مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۳ بیش از ۳۰ درصد از فارغالتحصیلان دانشگاهی بیکار بودند و این آمار برای جوانان در مقطع تحصیلات عالی بهمراتب بیشتر است. بهعبارت دیگر، نرخ بیکاری در میان افرادی که انتظار میرود مهارت بیشتری داشته باشند، بالاتر است. وزیر کار همچنین با بیان این جمله که «برخلاف دانشآموختگان دانشگاهی که با مسئله کمبود فرصت شغلی مواجهاند، تقاضا برای نیروی ماهر در کشور بالاست.» مرز ظریفی میان «دانشآموختگان دانشگاهی» و «نیروی ماهر» میکشد و بهطور ضمنی بیان میکند، داشتن تحصیلات دانشگاهی لزوماً بهمعنای برخورداری از مهارت نیست. از ایشان باید پرسید در زمانهای که آموزشعالی رایگان رؤیایی فراموششده و به هر بهانهای مستقیم و غیرمستقیم هزینههای گزافی برای آموزش دانشگاهی بر خانوادهها تحمیل میشود، اگر دانشگاه وظیفه مهارتآموزی به دانشجویان را انجام نمیدهد، متولی و مسئول این کار کدام ارگان یا نهاد و سازمان دولتی یا خصوصی است و اگر قرار است مهارت لازم به جوانان در دانشگاه ارائه نشود، دانشگاه دارای چه کارکردی در نظام مدیریتی کشور است؟
چه بسیار جوانان فارغالتحصیل دانشگاهی که پس از اتمام دوران دانشگاه برای یادگیری مهارتهای رشته خود به مراکز خصوصی مراجعه میکنند و این مراکز با صرف هزینههای اضافی مسئولیت انجام نشده دانشگاه را انجام میدهند، امری که در سایه کژکارکردی دانشگاه بدیهی و طبیعی انگاشته شده، اما بیان این مرزبندی و برداشتن بار مسئولیت مهارتآموزی از شانه دانشگاه، آنهم توسط وزیر کار، نهتنها مایه تعجب و تأسف است، بلکه آدرس غلطی برای حل بحرانی است که امروز به یکی ابربحرانهای گسترده در کشور تبدیل شده؛ نسلی از فارغالتحصیلان دانشگاهی دارای مهارت که یا کاری مناسب با تخصص خود نمییابند و یا مجبورند با دستمزدهای یک شغل ساده، حرفهایترین وظایف کاری را انجام دهند. همزمان با بیکاری گسترده نیروی کار ماهر و افول کیفیت مشاغل به تعبیر «دیوید گریبر»، انسانشناس، شاهد شکلگیری روزافزون «مشاغل مزخرف» (Bullshit jobs) هستیم؛ کارهایی از ردههای پایین گرفته تا سمتهایی مانند دستیاران، مشاوران، معاونان و… که هیچ سودی برای فضای کار یک شرکت یا اداره ندارند، اما باید وانمود کنند مهم هستند تا بتوانند از رانت وفاداری در قالب حمایتهای مالی و اجتماعی برخوردار شوند. اینگونه مشاغل که بهویژه در سازمانها و ادارات دولتی و نیمهدولتی بهوفور دیده میشوند، فضای دوقطبی و نابرابری ساختهاند: در یک سو، شاغلان فقیر یعنی نیروی کار ماهر فاقد انگیزه با دستمزدهای پایین که حتی توان بازتولید خود را ندارند و از طرف دیگر، مشاغلی صوری و ساختگی برای توزیع رانت و ثروت در حلقه بسته و محدودی از یاران خودی. در این حالواحوال است که سیر و سلوک مهارت در جستوجوی شغل اگر نه رؤیایی دستنیافتنی، بلکه امری است خطیر؛ یافتن کسبوکاری مناسب و متناسب با تخصص، همراه با دستمزدی عادلانه و رضایتبخش.
—————————————-
منبع: پیام ما


