مارس 5, 2026
مقاله برگزیده: جنگ عراق نشان میدهد چه چیزی در انتظار ایرانیان است – سومار النهر
به نوشته سومار النهر، آمریکا جنگهای خود را به عنوان راهی برای رسیدن به دموکراسی معرفی میکند. اما حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نتیجه واقعی را نشان داد: هرجومرج، خشونتهای فرقهای و کشوری که هنوز هم تحت نفوذ شدید آمریکا قرار دارد. اکنون نوبت ایران است.

جنگ عراق نشان میدهد چه چیزی در انتظار ایرانیان است
نوشته سومار النهر
روزنامه ETC در سوئد
به نوشته سومار النهر، آمریکا جنگهای خود را به عنوان راهی برای رسیدن به دموکراسی معرفی میکند. اما حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نتیجه واقعی را نشان داد: هرجومرج، خشونتهای فرقهای و کشوری که هنوز هم تحت نفوذ شدید آمریکا قرار دارد. اکنون نوبت ایران است.
به گفته او، همه چیز به تجارت مربوط میشود. اینگونه باید برنامه ترامپ برای ایران را فهمید. تهران باید از ایجاد مزاحمت برای معاملات او در خاورمیانه دست بردارد.
او مینویسد: «رئیسجمهور نوزادصفت به اقلیتها، زنان و یا دموکراسی هیچ اهمیتی نمیدهد، او حتی به فمینیستها در کشور خودش هم اهمیتی نمیدهد. اینکه تصور کنیم ناگهان در فاصله هزاران کیلومتری این موضوع برایش مهم میشود، سادهلوحانه است.»
به گفته نویسنده، آمریکا همیشه منافع اقتصادی خود را در اولویت قرار داده است. نمونه آن عراق است. پس از حملات تروریستی یازده سپتامبر در نیویورک، رئیسجمهور جرج دابلیو بوش نیاز داشت قاطعیت نشان دهد.
با وجود اینکه عراق هیچ ارتباطی با آن حملات نداشت، این کشور هدف قرار گرفت. بوش شروع کرد به مطرح کردن دلایلی برای حمله؛ تقریباً همانطور که اکنون ترامپ درباره ایران عمل میکند.
استدلالها مدام تغییر میکردند. ابتدا بوش ادعا کرد عراق سلاحهای کشتار جمعی دارد. همه میدانستند این درست نیست؛ همانطور که بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل به رهبری هانس بلیکس نیز اعلام کردند.
بعدها گفته شد که صدام حسین از القاعده حمایت کرده است، اما چنین ارتباطی هرگز ثابت نشد. در نهایت بهانه این شد که عراقیها «آزاد» شوند و بهطور طنزآمیزی جنگ «عملیات آزادی عراق» نام گرفت.
آمریکا مانند فیلی که وارد یک مغازه چینیفروشی شود، وارد عراق شد. به نظر نمیرسید آمریکاییها و متحدانشان دقیقاً بدانند چه میکنند و هرجومرجی که پس از آن ایجاد شد هنوز هم ادامه دارد.
به نظر میرسد دولت ترامپ در حال تکرار همان اشتباهها در ایران است.
آمریکاییها ارتش عراق و بخش بزرگی از ساختار دولت را منحل کردند. صدها هزار سرباز ناگهان بدون شغل ماندند و کشور به سمت چیزی شبیه جنگ داخلی رفت. شبهنظامیان و گروههای فرقهای قدرت را به دست گرفتند. بسیاری از سربازان بیکار به گروههای مسلح علیه اشغال آمریکا پیوستند. برخی دیگر که قبلاً در ارتش و دستگاه امنیتی صدام خدمت کرده بودند، بعدها در شکلگیری ولایت اسلامی نقش داشتند.
ایران عراق نیست. این کشور باثباتتر است و ساختار دولت آن متفاوت عمل میکند. اما با این حال یک درس مهم وجود دارد. کاخ سفید هرگز واقعاً بغداد را ترک نکرد؛ شاید از نظر نظامی بله، اما نه از نظر اقتصادی. در عمل آمریکا هنوز نفوذ زیادی بر نفت عراق دارد.
تفاوت ترامپ با رؤسایجمهور قبلی این است که او درباره منافع تجاری خود بسیار آشکارتر صحبت میکند. این موضوع در طرح «روز بعد» او برای غزه هم دیده میشود؛ جایی که بیشتر از آسمانخراشها و پیادهروهای ساحلی صحبت میشود تا از مردم. شخصی که پیشنهاد شده بر این طرح نظارت کند، نخستوزیر پیشین بریتانیا، تونی بلر است.
و به گفته نویسنده، این مردان حتی از این موضوع هم خجالت نمیکشند. بلر پس از نقشی که در آغاز جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ داشت، شاید اصلاً نباید به خاورمیانه نزدیک شود.
اما یک سال پیش، بلر در مجمع جهانی اقتصاد در داووس با وزیر خارجه سوریه اسعد حسن شیبانی گفتوگو کرد. در آن نشست، بلر از وزیر پرسید آیا به کشورهای خلیج فارس و عربستان سعودی به عنوان الگو نگاه میکند یا نه. او نپرسید که آیا سوریه از فرانسه یا بریتانیا الهام میگیرد، بلکه از عربستان پرسید.
این به گفته نویسنده نشان میدهد چه مدلی برای منطقه مطرح میشود: چیزی که پژوهشگران آن را «مدرنسازی اقتدارگرا» مینامند؛ یعنی نوسازی بدون دموکراسی.
عربستان سعودی جادههای زیبا و ساختمانهای مجلل دارد، اما در عین حال یکی از بالاترین آمار اعدام در جهان و هیچ تحملی برای رسانه آزاد یا انتقاد از خاندان سلطنتی ندارد.
اگر این مدل برای منطقه باشد، برای واشنگتن چندان مهم نیست چه کسی در ایران حکومت میکند یا چگونه حکومت میکند؛ تنها شرط این است که پول آزادانه جریان داشته باشد.


