ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



چرا ایران فعلاً برندهٔ نبرد بر سر تنگهٔ هرمز است

از زمان آغاز جنگ ایران، گفته می‌شود تنگهٔ هرمز بسته شده است. اما واقعیت پیچیده‌تر از این است. در حالی که تهدیدهای ایران باعث آشفتگی در بازار نفت شده، نفت ایران همچنان از این تنگه عبور می‌کند. باز نگه داشتن تنگه و کنترل قیمت نفت به بزرگ‌ترین دردسر آمریکا در طول جنگ تبدیل شده است. این کار ممکن است هم بسیار پرهزینه و هم از نظر نظامی پیچیده باشد.

 


 

 

چرا ایران فعلاً برندهٔ نبرد بر سر تنگهٔ هرمز است

تحلیل «وب‌سایت خبری Omni سوئدی» درباره وضعیت جنگی بین آمریکا-اسرائیل و ایران

 

از زمان آغاز جنگ ایران، گفته می‌شود تنگهٔ هرمز بسته شده است. اما واقعیت پیچیده‌تر از این است. در حالی که تهدیدهای ایران باعث آشفتگی در بازار نفت شده، نفت ایران همچنان از این تنگه عبور می‌کند. باز نگه داشتن تنگه و کنترل قیمت نفت به بزرگ‌ترین دردسر آمریکا در طول جنگ تبدیل شده است. این کار ممکن است هم بسیار پرهزینه و هم از نظر نظامی پیچیده باشد.

وضعیت در تنگه هرمز چگونه است؟
تنگه هرمز از زمان آغاز جنگ ایران به یکی از نقاط مورد توجه در جهان تبدیل شده است. عبور یک‌چهارم نفت جهان از این تنگه باعث شده که یکی از مهم‌ترین مسیرهای کشتیرانی در سیاره باشد.
این جنگ فشار زیادی بر بازارهای مختلف مواد خام وارد کرده است. علاوه بر نفت، مقدار زیادی گاز طبیعی و آلومینیوم نیز از این تنگه عبور می‌کند. اگر جنگ طولانی شود، حتی ممکن است بحران جهانی غذا رخ دهد؛ زیرا حدود یک‌سوم کودهای شیمیایی جهان، از جمله گوگرد و آمونیاک، باید از مسیر تنگه هرمز عبور کنند.

پس از آنکه ایران تهدید کرد که «هر چیزی را که از تنگه عبور کند به آتش می‌کشد»، تعداد کشتی‌هایی که از این مسیر عبور می‌کنند به شدت کاهش یافت. بزرگ‌ترین شرکت‌های حمل‌ونقل کانتینری جهان یعنی ام اس سی (MSC) و مرسک نیز رفت‌وآمد کشتی‌های خود را متوقف کرده‌اند.
با این حال، اینکه تنگه هرمز کاملاً بسته شده باشد کاملاً درست نیست. داده‌های جدید روز چهارشنبه نشان می‌دهد از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه حدود ۱۲ میلیون بشکه نفت از تنگه عبور کرده است. تمام این نفت متعلق به ایران بوده و مقصد آن چین است.

این آمار از وب‌سایت تحلیلی TankerTrackers به دست آمده است که با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای رفت‌وآمد کشتی‌ها را رصد می‌کند و حتی کشتی‌هایی را که سیستم ردیابی خود را خاموش می‌کنند شناسایی می‌کند.

چرا نمی‌توان از مسیرهای دیگر استفاده کرد؟
میدان‌های نفتی کشورهای خلیج فارس و عراق مسیرهای جایگزین زیادی برای صادرات ندارند و مسیرهای موجود نیز مشکلات ژئوپلیتیکی و لجستیکی خاص خود را دارند.

یکی از مهم‌ترین مسیرهای جایگزین، خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی است. این خط لوله می‌تواند روزانه معادل ۷ میلیون بشکه نفت را از شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کند. از زمان آغاز جنگ، این خط لوله با حداکثر ظرفیت مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال، این زیرساخت در برابر حملات ایران یا نیروهای یمنی آسیب‌پذیر است.

اما دریای سرخ نیز گلوگاه خاص خود را دارد: تنگه باب‌المندب میان یمن و جیبوتی. عبور از این تنگه که در باریک‌ترین نقطه تنها ۳۰ کیلومتر عرض دارد بسیار دشوار است و به همین دلیل به «دروازه اشک‌ها» مشهور شده است. این نام حتی قبل از آن بود که شورشیان حوثی، متحدان ایران، شروع به هدف قرار دادن کشتی‌ها با راکت و موشک‌های کروز کنند.

آیا آمریکا می‌تواند کنترل تنگه را به دست بگیرد؟
تنگه هرمز تا اینجا یک شکست استراتژیک برای آمریکا در جنگ بوده است. صادرات نفت کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس تقریباً فلج شده، در حالی که ایران صادرات خود را با استفاده از ناوگان سایه چین افزایش داده است؛ ناوگانی که آمریکا جرأت دست زدن به آن را ندارد.
باز کردن تنگه برای عبور عادی کشتی‌ها، یعنی حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز، کار ساده‌ای نیست. مسیرهای کشتیرانی تنها دو مایل دریایی عرض دارند و کشتی‌ها در برابر حملات ایران از جزایر یا سواحل کوهستانی بسیار آسیب‌پذیر هستند.

نیروی دریایی ایران تا حد زیادی در اثر بمباران‌های آمریکا و اسرائیل آسیب دیده است، اما برای ایجاد آشوب در تنگه حتی نیروی دریایی بزرگ هم لازم نیست. ایران می‌تواند با قایق‌های کوچک، زیردریایی‌ها یا هزاران پهپاد که هر ماه تولید می‌کند، نفتکش‌ها را هدف قرار دهد. همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که ایران در حال کارگذاری مین در خلیج فارس است.

آمریکا ممکن است نوعی نیروی اسکورت ایجاد کند که نفتکش‌ها را از خلیج فارس خارج کند. اما این کار بسیار پرهزینه خواهد بود.
تام شارپ، فرمانده پیشین نیروی دریایی بریتانیا، به رویترز گفته است احتمالاً ۷ یا ۸ ناوشکن لازم است تا بتوانند روزانه تنها ۳ یا ۴ کشتی را اسکورت کنند. البته این در صورتی است که تهدید زیردریایی‌ها از بین رفته و عملیات مین‌روبی انجام شده باشد.

برای حفظ رفت‌وآمد عادی کشتی‌ها برای چند ماه، احتمالاً نیروی نظامی بسیار بیشتری لازم خواهد بود. در عین حال کافی است یک نفتکش با مین برخورد کند یا توسط یک پهپاد هدف قرار گیرد تا شرکت‌های بیمه و کشتیرانی فوراً تردد در این مسیر را متوقف کنند. این مسئله نشان می‌دهد که جنگ در تنگه هرمز تا چه حد نامتقارن است.

یک گزینه دیگر این است که آمریکا هزینه‌های بیمه کشتی‌ها را خود بپردازد؛ چیزی که ترامپ قبلاً به آن اشاره کرده است. اما این هم ارزان نخواهد بود. بانک بزرگ جی‌پی مورگان چیس تخمین زده که بیمه حدود ۲۰۰ نفتکش که گفته می‌شود اکنون در خلیج فارس گیر افتاده‌اند، حدود ۳۵۲ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.

با این حال مسئله اصلی بیمه نیست. دلیل اصلی که خدمه کشتی‌ها از عبور از تنگه هرمز خودداری می‌کنند ترس از حملات ایران است. برای بازگشت کشتی‌ها به مسیر دریای عمان باید امنیت تضمین شود.

مت رایت از شرکت تحلیلی Kpler به CNBCسی ان دی سی می‌گوید:«باید این اطمینان وجود داشته باشد که توانایی ایران برای ادامه جنگ کاهش یافته است.»

نشانه‌های فزاینده‌ای وجود دارد که جنگ با ایران به‌سرعت و بدون برنامه‌ریزی کامل آغاز شده است، به‌ویژه در مورد تنگه هرمز.
به گفته منابعی که با نیویورک تایمز صحبت کرده‌اند، دولت ترامپ از این موضوع شگفت‌زده شده که ایران توانسته رفت‌وآمد کشتی‌ها را متوقف کند و باعث وحشت در بازار انرژی شود.

کریستوفر مورفی، سناتور دموکرات آمریکا، پس از جلسه توجیهی دولت درباره جنگ در کنگره در شبکه اجتماعی X نوشت: «آن‌ها هیچ برنامه‌ای نداشتند. نمی‌توانم جزئیات نحوه مسدود کردن تنگه توسط ایران را توضیح دهم، اما به طور خلاصه اکنون کسی نمی‌داند چگونه می‌توان آن را دوباره به شکل امن باز کرد.»

این موضوع کیتلین تالمج، کارشناس امنیتی و استاد مؤسسه فناوری ماساچوست، را نیز نگران کرده است. به گفته او، یک استراتژی منطقی برای آمریکا این بود که در همان روز اول به انبارهای مین و کشتی‌های مین‌گذار ایران حمله کند. اکنون این خطر وجود دارد که ایران مین‌ها را میان هزاران قایق کوچک در سراسر ساحل توزیع کرده باشد.

آمریکا توانایی پاکسازی مین‌ها را دارد، اما این کار زمان‌بر است و ترجیحاً باید در شرایط صلح انجام شود. پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، پاکسازی ۹۰۷ مین عراقی ۵۱ روز طول کشید. اگر جنگ ادامه پیدا کند، نیروهای مین‌روب آمریکایی باید زیر خطر دائمی حملات دشمن کار کنند.
تالمج می‌نویسد: «با توجه به جغرافیای تنگه هرمز، این یک مشکل نظامی بسیار پیچیده و بدون راه‌حل ساده است.»

 

 

 

دسته : اجتماعي

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی

































آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1