مارس 15, 2026
در چه شرایطی ممکن است که کشورهای همسایهٔ ایران وارد جنگ شوند – نوشتهٔ کریستیان یوحانا
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر سراسر منطقهٔ خاورمیانه تأثیر گذاشته است. در حالی که کشورهای حوزهٔ خلیج فارس از یک طرف هدف حمله قرار میگیرند و لبنان از طرف دیگر، عراق از هر دو سو مورد حمله قرار گرفته است. بیشتر کشورهای همسایه تا کنون موضعی محتاطانه داشتهاند، اما عواملی وجود دارد که ممکن است آنها را مجبور کند نقش فعالتری در جنگ ایفا کنند.

تحلیل «روزنامه ETC چاپ سوئد» درباره جنگ بین آمریکا-اسرائیل و ایران
در چه شرایطی ممکن است که کشورهای همسایهٔ ایران وارد جنگ شوند
نوشتهٔ کریستیان یوحانا
روزنامه ETC چاپ سوئد
جمعه ۱۳ مارس چهاردهمین روز جنگ ایران را نشان میدهد. این یعنی این جنگ اکنون طولانیتر از جنگ دوازدهروزهٔ ماه ژوئن شده است؛ زمانی که اسرائیل و آمریکا به ایران و تأسیسات هستهای آن حمله کردند.
جنگ جاری در ۲۸ فوریه با حملهٔ آمریکا و اسرائیل آغاز شد. در جریان این حملات علی خامنهای، رهبر عالی ایران، کشته شد. پس از آن ایران با حمله به پایگاههای آمریکایی در کشورهای همسایه و همچنین یک پایگاه بریتانیایی در قبرس پاسخ داد.
تعداد کشتهها نسبتاً کم بوده است، به جز در ایران و لبنان. برای مثال در آغاز جنگ، یک مدرسهٔ دخترانه در ایران بمباران شد که در نتیجهٔ آن ۱۶۰ دانشآموز و کارکنان مدرسه کشته شدند. طبق یک تحقیق اولیهٔ آمریکایی، ایالات متحده پشت این حمله بوده است.
وقتی حزبالله وارد جنگ شد و به اسرائیل حمله کرد، اسرائیل با بمبارانهای گسترده پاسخ داد. نزدیک به ۷۰۰ نفر در لبنان کشته شدهاند و همزمان صدها هزار نفر آوارهٔ داخلی شدهاند.
حمله از همه طرف
وضعیت در عراق منحصر به فرد است، زیرا این کشور از هر دو طرف درگیری مورد حمله قرار میگیرد.
شهر اربیل در منطقهٔ کردستان تقریباً هر روز هدف حملات موشکی و پهپادی ایران و شبهنظامیان شیعهٔ متحد آن در عراق قرار میگیرد. فرودگاه و کنسولگری آمریکا هدف قرار گرفتهاند، اما اهداف غیرنظامی مانند هتلها و حتی یک ساختمان مسکونی متعلق به کلیسای کلدانی نیز آسیب دیدهاند.
پایگاههای آمریکایی در بغداد نیز هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند و در مقابل، آمریکا به شبهنظامیان مورد حمایت ایران در عراق حمله کرده است.
برای درک اینکه چرا عراق از هر دو طرف مورد حمله قرار میگیرد، باید به سال ۲۰۰۳ بازگشت.
زینا الدوانی، نویسندهٔ سرمقاله در روزنامه افتونبلادت چاپ سوئد، میگوید پس از تهاجم آمریکا به عراق، دیپلمات آمریکایی پل برمر که ادارهٔ کشور را بر عهده گرفت، تصمیم گرفت ارتش و پلیس عراق را منحل کند. در نتیجه بیش از نیم میلیون عراقی شغل خود را از دست دادند.
او میگوید: «دولت انتقالی برمر زمینهٔ درگیری میان گروههای مختلف را فراهم کرد، زیرا کردها، شیعیان و سنیها بر اساس سهم تخمینیشان از جمعیت در پارلمان و دولت نمایندگی پیدا کردند. به این ترتیب آمریکاییها نوعی دولت جدید بر اساس مذهب و قومیت ساختند؛ چیزی که پیش از آن برای عراقیها بیگانه بود.»
به گفتهٔ او، این ساختار باعث تنشهای فرقهای شد و زمینه را برای شکلگیری گروههای شبهنظامی متعدد در کشور فراهم کرد. اکنون هم آمریکا و هم ایران در عراق حضور دارند؛ آمریکا با پایگاههای نظامی و ایران از طریق گروههای شبهنظامی.
او میگوید: «اکنون ایران به پایگاههای آمریکایی و دیگر پایگاههای ناتو حمله میکند و آمریکا نیز به شبهنظامیان مورد حمایت ایران در عراق حمله میکند.»
نقش قربانیان غیرنظامی
پس از سالهای جنگ با داعش، عراق به کشوری نسبتاً باثباتتر تبدیل شده و گردشگری در آن رو به رشد بوده است.
زینا الدوانی میگوید: «ثبات از این نظر که دیگر بمباران نمیشد، اما همچنان کشوری فاسد است. شبهنظامیان و گروههایی که از سوی ایران حمایت میشوند هنوز وجود دارند.»
ایزابل شیرنبک، استاد علوم سیاسی در دانشگاه گوتنبرگ، میگوید: اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا کشورهای همسایه بیشتر وارد جنگ خواهند شد یا نه، بستگی به این دارد که آیا ایران به حمله به آنها ادامه میدهد یا نه.
رئیسجمهور ایران مسعود پزشکیان پیشتر از کشورهای همسایه عذرخواهی کرده و گفته بود بمباران آنها متوقف خواهد شد. اما اخیراً آیتالله تازهمنصوب مجتبی خامنهای اعلام کرد که حملات ادامه خواهد یافت – و در عمل نیز همین اتفاق افتاده است.
شیرنبک میگوید: «مسئله این است که آیا فقط پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا هدف قرار میگیرند یا اینکه تعداد زیادی غیرنظامی نیز کشته خواهند شد. اگر تلفات غیرنظامیان زیاد شود، برای این حکومتها بسیار دشوارتر خواهد بود که منفعل باقی بمانند.»
شرایط متفاوت کشورهای منطقه
به گفتهٔ او، شرایط کشورهای همسایه یکسان نیست. بسیاری از آنها معتقدند که ایران در طول تاریخ عامل بیثباتی در منطقه بوده است.
او میگوید: «کشورهای خلیج فارس مشکلی ندارند اگر ایران تضعیف شود، زیرا با توجه به شکاف سنی–شیعه این موضوع تا حدی در راستای منافع آنهاست. با اینکه مردم این کشورها غالباً دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، حکومتهایشان روابط و همکاری با اسرائیل را حفظ کردهاند.»
اما در کشورهایی مانند عراق که جمعیت شیعه و کرد دارد، و لبنان که ساختار سیاسی شکنندهای دارد و حزبالله در آن نقش مهمی بازی میکند، خطر سرایت درگیری به داخل جامعه بسیار بیشتر است.
خطر جنگ گسترده در خاورمیانه
در پاسخ به این پرسش که خطر تبدیل شدن این درگیری به یک جنگ بزرگ در سراسر خاورمیانه چقدر است، شیرنبک میگوید: «من هنوز فکر میکنم این خطر نسبتاً کم است. احتمالاً این جنگ خیلی طولانی نخواهد شد. افکار عمومی آمریکا با ترامپ همراه نیست، زیرا جنگ تأثیر منفی زیادی بر اقتصاد و زندگی خانوارها دارد؛ موضوعی که یکی از مهمترین وعدههای او به عنوان رئیسجمهور بوده است.»
او میافزاید که در اسرائیل وضعیت متفاوت است: «در اسرائیل افکار عمومی به شکل کاملاً متفاوتی از جنگ حمایت میکند. حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم از جنگ حمایت میکنند، اما اگر حملات بدون همراهی آمریکا انجام شود، میزان حمایت بسیار کمتر خواهد بود.»
——————————————————–


