ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



مقاله رسیده: اینجا “سرزمین سوخته” ایران است. آیا باید جاوید شاه گویان، همچنان برای این “ویران سرا”، در خیابانها زیر پرچم اسرائیل و آمریکا رقصید و شادمانی کرد؟ –  امیرجواهری لنگرودی

اکنون، با به خطر انداختن جان کارگران پالایشگاه‌ها، تحمیل گرسنگی و قحطی به مردم و فرو پاشاندن اقتصاد بحران‌زده، از ناتوانی خود در تغییر رژیم انتقام می‌گیرند. مردم گرسنه و بی سرپناه را همچنان خانه خراب تر از گذشته نموده اند. فشار حداکثری به روزنامه نگاران، معلمان، فعالان جنبش دانشجویی و تهدیدات مکرر آنها، موج دستگیری ها را افزایش داده و نمونه های اعدام های روزهای جنگ در سطح شبکه های اجتماعی گزارش شده است. بر فراز این فضا، خانم ها و آقایان سلطنت طلب حتی نمی توانند “سرزمین سوخته” را هم تحویل بگیرند.

 

 


 

 

اینجا “سرزمین سوخته” ایران است. آیا باید جاوید شاه گویان، همچنان برای این “ویران سرا”، در خیابانها زیر پرچم اسرائیل و آمریکا رقصید و شادمانی کرد؟

 امیرجواهری لنگرودی
a.javaher99@gmail.com

 

گُسیل جغدجنگ بر ایران در دل افسانه سرایی مذاکرات بی پایه هسته ای، قدرت طلبان جنگ طلب در راس نظام اسلامی ایران که همواره جنگ را نعمت می پنداشتند، در کنار قدرت مداران جنگ طلب خارجی “ترامپ و نتانیاهو” تجاوز آشکار جنگ را در فضای خفقان و بسته، در کنار قطع ارتباط اینترنتی بر پیکره جامعه ما تحمیل کردند. در چنین هنگامه نابسامانی، نوروز امسال با بُوی بهار و سنبل، ماهی در تُنگ آب بر سفره هفت سین جای نگرفت. هلهله کودکان با لباس نو بر تن، راهی کوچه ها نشدند، بلکه سالی اندوهگین در دل مردم مضطرب و پریشان حال با عمونوروزی سیه پوش و غمین بر پیکره جامعه ی خونین سراسر ایران ظاهر گردید.

روز شنبه اول فروردين ۱۴۰۵برابر با ۲۱ مارس ۲۰۲۶، در خیالم به فکر سال نو سرزمین مادری ام نشستم که تو گویی بهار نیامد. بلکه سال نو، پشت دیواره خونین جنگ مانده و صدای پُرشمارانی می گویند: این همه ویرانی و خرابی سرزمین مان نه حاصل یاری «بشردوستانه»به نشانه وصول «راه آزادی» و برابری نبوده، بلکه تنها خانه خرابی و مرگ آفرینی و به جا گذاشتن سرزمینی سوخته بر پهنه جغرافیای ایران را نشانه رفته است.!

امسال نوروز بی چلچله، بی سبزه و بنفشه، بلکه با غرش توفنده موشک های بالستیک، پهپادهای جنگنده و پرواز ریزگردها،خانه خرابی و ویرانی بر سر مردمان سراسرجامعه ما از راه رسید. نوروز با فریاد نه به جنگ، نه به هرگونه مداخله گری خارجی، نه به تمامیت نظام اسلامی ایران که برای بقای خویش همواره جنگ را نعمت می پندارد، خودنمایی کرد. این نظام در سایه سیاست جنگ طلبی از فردای پیروزی قیام بهمن تا امروز نفس کشیده و حل من مبارز طلبیده تا مردم را از زبان اعتراض در مقابل سیاست جنگ طلبی اش بازدارد و جنگ را بسان نعمت شکست ناپذیر به ترجیح بند فضای خفقان و به سکوت واداشتن مردمان معترض بنشاند.

چنانچه آماری که کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در ۱۲ مارس ۲۰۲۶ منتشر کرد آمده است: «… از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل دو هفته پیش بمباران‌های خود را در ایران آغازکرده‌اند، حدود ۳،۲ میلیون تن در داخل کشور آواره شده‌اند.

بر اساس ارزیابی‌های اولیه این گزارش، بین ۶۰۰ هزار تا یک میلیون خانواده ایرانی در نتیجه درگیری‌های جاری در داخل ایران به‌ طور موقت آواره شده‌اند که معادل حداکثر ۳،۲ میلیون نفر است. مردمی که همواره از طرف جمهوری اسلامی تحت فشار و سرکوب بوده و هستند، امروز نیز با آوارگی ناشی از بمباران شدید امریکا و اسرائیل همچنان دست به گریبانند.(۱) همچنین بر پایه آمار ارائه شده خبرگزاری هرانا از قول وزیر بهداشت آمده است: «در جنگ تحمیلی اخیر تا کنون حدود ۲۱۰ کودک به شهادت رسیده‌اند. تعداد مجروحان کمتر از ۱۸ تاکنون بالغ بر ۱۵۱۰ نفر بوده. به ۳۰۰ مرکز بهداشتی، درمانی و اورژانس از ابتدای جنگ تحمیلی آسیب وارد شده است» همینطور استاندار استان مرکزی گفت: «بیش از ۲۰ واحد صنعتی و ۹۰۰ منزل مسکونی در این استان تاکنون ‌دچار خسارت شده‌ است».(۲) دیگر اینکه بر پایه اظهارات رئیس مرکز اورژانس استان تهران اعلام کرد: «از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل تا این لحظه به ۴۳۰ نقطه در این استان حمله شده است‌.»

تخریب زندگی یک میلیون خانواده در کم‌تر از یک ماه، به نشانه سنگین ترین دستاورد «بشردوستانه»، ترامپ و نتانیاهو برای “کمک به آزادی” ایران است و این جنگ تجاوزکارانه هنوز ادامه دارد و صدای رسا و گسترده‌ای برای توقف فوری جنگ و حملات نظامی در سراسر جهان وجود ندارد…. در این میان آنانی که جاوید شاه گویان برای بمباران ایران هورا می‌کشند و در پای تجاوز به ایران با شعار “ترامپ بزن” پایکوبی می کنند، در برابر مردم و تاریخ رسوا و بی اعتبار خواهند شد. باید یک سؤال ساده را جواب بدهند:

چطور می‌شود ادعای «نجات ایران» داشت اما از کشته شدن مردم بی‌گناه خوشحال شد، زیر پرچم اسرائیل و آمریکا درخیابان های اروپا، کانادا و آمریکا به رقص و پایکوبی نشست؟ کسی که به حمله خارجی و ویرانی کشورش دل بسته، نه آزادی‌خواه است و نه ارجی به خاک وطن دارد. آتش سلاح های موشک ها و بمب ها، تنها ویرانه می آفریند و ایران را نجات نمی‌دهد بلکه خاکستر و خون بیشتری برای مردم به جا می‌گذارد. جنگ طلبان قدرت طلب و خود فروختگان کاسبان جنگ در داخل، و در خارج از کشور چهره هایی همچون مسیح علی نژاد در گفتگو با سی ان ان (SNN)، خطاب به ترامپ گفت: «الان وقت عمل است»، مجری برنامه از او می پرسد: «در باب کشته شدن دانش آموزان میناب چی می گویی؟» او گفت آن را باید بگوئیم و افزود: «هر مادر ایرانی در تماس با من گفته که اگر جمهوری اسلامی بچه‌های ما را بکشد، باید پول بدهیم ولی اگر با بمباران کشته شوند پول نمی‌دهیم و بچه هامون را می گیریم!»(۳)، یکی نیست از این خانم “خون شوی مرگ طلب” بپرسد، وقتی حاکمیت ارتباط تلفن داخل کشور را به صفر رسانده اند که خانوادههای درون کشور از همدیگر بی خبرند، چه شکلی این مادران از داخل ایران با تو ارتباط می گیرند؟ این نشان میده که سقوط این خانم ته ندارد، چرا که وقاحت هم باید حدی داشته باشد! بعبارتی مسیح علی نژاد با مرگ فروشی و تبلیغ مرگ مجانی توسط موشک های اسرائیل و آمریکا، او نوید مرگ مجانی را می دهد، نگران پول گلوله نباشید، می توانید هرچند کیلو خون بریزید و کشته و جسد به جاگذارید. به زبانی عطش به قدرت، می‌تواند فرد را چنان به فساد جعل خبر بکشاند که بدون هیچ شرمی پروپاگاندای کشتار شود. ببینید این پیام آوران مرگ از هر سو، چگونه دارند برای نتانیاهو و ترامپ دانه می پاشند و هر یک شان سعی می کنند که از دیگری برای نوکری و چاکرمنشی شان سبقت بگیرند. باید گفت: در برابر ساز ناچسب وتکراری “محورمقاومتی”ها، به هیچ شکل نباید فراموش کردکه جنگ، خصلت رژیم “خون، جنون، جنایت” ۴۷ ساله را ابدا عوض نکرده است، این همان رژیمی هست که پیشتر هم بوده و همچنان دستگیر و سرکوب و اعدام می کند و همچنان فضای رعب و وحشت را در کنار غرش هواپیماهای جنگی که مردم بی دفاع، زیر بمباران به گوش می شنوند، به جنایت خودش ادامه میدهد و با استفاده از موقعیت جنگی، آرام آرام معترضینی را که پیشتر شناسایی و نشان کرده، دستگیر و روانه سیاه چال ها میکند. لذا با صدای بلند اعلان می داریم: نباید در مخالفت با جنگ، مخالفت توامان ما با کلیت نظام اسلامی، ستیز و سازماندهی درون جامعه بر علیه آنان برای فروپاشی نظام به حاشیه رانده شود. جدال من و ما نه صرفا با امپریالیسم، بلکه همه بنیان های تثبیت شده سرمایه داری در برابر توده فقر و نابسامان جامعه ما نیز باید همچنان در دستور کار مبارزه و مقاومت مان باشد … همه آنچه که در ایران زیر چکمه حاکمیت اسلامی جانبدار جنگ له می گردد، چه در ایران و چه در تل آویو و چه ایالات متحده آمریکا، دارند سلاح های خود از جیب مردم خرج می کنند تا به نام “رهایی” همان مردم بی دفاع، برای خود و چرخش خون ریز سرمایه داری لجام گسیخته، حقانیت بطلبند.

نمیتوان با جنگ، تهاجم و موشک باران به همه زیرساخت های جامعه، به مردم ایران فهماند که با مرگ کودکان، دانش آموزان، زنان و مردان بی دفاع، اسباب رهایی ایران از یوغ حکومت دینی جنگ طلب که جنگ را نعمت رزق و روزی و پاشنه آشیل حکومت مداری خویش از زمان خمینی تا به امروز در برابر مردم و خواسته های آنان برُخ کشیدند و بعد از پذیرش قطعنامه پایان جنگ هشت ساله با عراق، جام زهر را سرکشید و به فرمان دستخط او، هزاران هزار زندانی سیاسی اعدام و راهی گُورهای جمعی خاوران های ایران گردیدند. اینگونه تهاجم جنگ طلبانه را دید و سود و زیان جامعه را در کوتاه مدت و دراز مدت آن در نیافت! طی هفته های گذشته به این سو، با اینکه بارها ازموشک باران «نقطه زنی» به سران سپاه و فرماندهان نظامی، زدن های «هوشمندانه» و پرهیز از تخریب زیرساخت های کشور به دفعات صحبت کردند، آنجاکه با حمله موشکی به صنعت گاز و پتروشیمی ایران در نوزدهمین روز جنگ در منطقه صنعتی عسلویه بنمایش گذاشته شد. عملا به ارکان زندگی توده کارگران تهاجم شد. این حمله هدف جنگ اسرائیل و آمریکا را در برابر جهانیان کاملاً آشکار نمود. آن اینکه هدف تنها نابودی سران رژیم در ایران نیست. بلکه آنها به دنبال ویرانی زیرساخت‌های اقتصادی و فروپاشی اجتماعی ایران و باقی گذاشتن سرزمین سوخته هستند. پارس جنوبی بزرگ‌ترین میدان گازجهان است و ۷۰ درصد از مصرف گاز داخلی ایران را تأمین می‌کند. ویران سازی جزیره خارک نیز به بهانه در هم شکستن محاصره تنگه هرمز در مقابل بالارفتن قیمت نفت و تاثیر آن در بازارهای نفتی جهان بوده است. عسلویه همچنین در دو دهه‌ی گذشته به قلب صنعت پتروشیمی ایران تبدیل شده و بیش از ۴۰ درصد از کل محصولات پتروشیمی کشور را تولید می‌کند. عسلویه محصول زحمات کارگرانی است که در سخت‌ترین شرایط، تأسیسات گاز و پتروشیمی را ساختند و در سال‌های گذشته بارها برای حقوق از دست داده خویش، به پای اعتصاب و اعتراض رفتند.

در پی حمله اخیر در شرایطی که کارگران عسلویه در فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ میدان گازی پارس جنوبی، و واحدهای صنعتی مشغول کار بودند با آتشِ بمباران و گازهای سمی روبه‌رو شدند و ساکنان این منطقه تا سال‌ها باید با عواقب زیست‌محیطی این جنگ زندگی کنند. باید گفت:حمله به عسلویه در کوتاه مدت، عواقب مرگ‌باری دارد. چراکه با اقدام متقابل ایران،جنگ وارد مرحله‌ ی جدیدی می شود و چرخه‌ی خشونت با هدف قراردادن صنایع نفتی گسترده تر خواهد شد.

حاصل کلام طرح این پرسش اساسی است: آیا بمب های آمریکائی- اسرائیلی با فروریختن بر سر کودکان دبستانی، بمباران مردم بی دفاع و نابودی آثار تاریخی بی بدیل کشور، دمکراسی و تکثرگرائی برای کشور به ارمغان خواهند آورد یا نه؟ فاز جدید حمله و تهاجم به زیرساخت‌های انرژی در عسلویه توسط اسرائیل که آمریکا خود را به نوعی بی خبر از این تهاجم معرفی کرد، نشانه‌ای آشکار از عزم مداخله گران جنگ طلب برای نابودی همه‌جانبه ایران است. این تجاوز، ضربه‌ای سنگین به مبارزه مردم ایران علیه دیکتاتوری وارد کرده است. بمب‌های آنان نه تنها نتوانسته‌اند تغییری در ساختار سیاسی رژیم ایجاد کنند، بلکه با کشتن تعدادی از مهره‌های آن، تنها هنرشان سلب عاملیت از جنبش‌های دادخواهی و مدفون کردن جنایات رژیم در زیر آوار بمباران‌ها بوده است. اکنون، با به خطر انداختن جان کارگران پالایشگاه‌ها، تحمیل گرسنگی و قحطی به مردم و فرو پاشاندن اقتصاد بحران‌زده، از ناتوانی خود در تغییر رژیم انتقام می‌گیرند. مردم گرسنه و بی سرپناه را همچنان خانه خراب تر از گذشته نموده اند. فشار حداکثری به روزنامه نگاران، معلمان، فعالان جنبش دانشجویی و تهدیدات مکرر آنها، موج دستگیری ها را افزایش داده و نمونه های اعدام های روزهای جنگ در سطح شبکه های اجتماعی گزارش شده است. بر فراز این فضا، خانم ها و آقایان سلطنت طلب حتی نمی توانند “سرزمین سوخته” را هم تحویل بگیرند.

باری مردم ما در این هنگامه ناساز، روزگار پر تب خود را در نوروزی دیگر آغاز کردند. باشد که سبزه و خرمی بهار با پایان یافتن جنگ و اعلان آتش بس، عرصه فعال مبارزه همه جانبه جنبش های اجتماعی را در هیکل سازماندهی نظم پذیرخویش برای رهایی از قید حاکمیت اسلامی و تسلط مردم بر زندگی خویش برای آزادی و برابری و رهایی همه زندانیان سیاسی، با گشایش درب های زندان های سراسر کشور هموار سازد.

چهارشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۵برابر با ۲۵ مارس ۲۰۲۶

————————————————————–

منابع:

(۱)- وبسایت مهاجرنیوز

https://www.infomigrants.net/prs/post/70480

(۲)- خبرگزاری هرانا،ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشردرایران،۱۴۰۵/۰۱/۰۳

https://www.hra-news.org/2026/hranews/a-58047

(۳) – گفتگوی سی ان ان با مسیح علینژاد

https://www.instagram.com/reels/DWEXIu6iBpa

 

 

 

 

 

دسته : اجتماعي, بین المللی, سياسي, مقالات رسیده

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی

































آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1