آوریل 6, 2026
مقاله برگزیده: به «عصر حجر» برگشتن چطور چیزیست؟ نابودی زیرساختها چه تبعاتی دارد؟ نگران نباشیم، رژيم بره، بهترش رو برامون ظرف ۲ سال میسازن؟
در هر جنگی، اولین چیزی که نابود میشود فقط ساختمانها نیست، بلکه زمان است. سالها کار، تجربه، سرمایه، و زندگی که در دل یک آزمایشگاه، یک کارخانه یا یک مرکز درمانی انباشته شده، با چند موشک به گذشته پرتاب میشود. بعد، همیشه کسانی پیدا میشوند که با لحنی مطمئن میگویند: «نگران نباشید، همهچیز را دوباره میسازیم؛ حتی بهتر از قبل، فقط در چند سال.»

به «عصر حجر» برگشتن چطور چیزیست؟
✔️ نابودی زیرساختها چه تبعاتی دارد؟
✔️ نگران نباشیم، رژيم بره، بهترش رو برامون ظرف ۲ سال میسازن؟
چه چیزهایی را داریم از دست میدهیم؟
در هر جنگی، اولین چیزی که نابود میشود فقط ساختمانها نیست، بلکه زمان است. سالها کار، تجربه، سرمایه، و زندگی که در دل یک آزمایشگاه، یک کارخانه یا یک مرکز درمانی انباشته شده، با چند موشک به گذشته پرتاب میشود. بعد، همیشه کسانی پیدا میشوند که با لحنی مطمئن میگویند: «نگران نباشید، همهچیز را دوباره میسازیم؛ حتی بهتر از قبل، فقط در چند سال.»
این جمله، در ظاهر امیدوارکننده است؛ اما در واقع، یکی از خطرناکترین دروغهای فاشیستی ممکن است. چون آنچه امروز زیر بمباران میرود، از آزمایشگاههای پیشرفتهی دانشگاهی تا مراکز تولید دارو و مجتمعهای پتروشیمی، فقط «ساختمان» نیست که بتوان آن را با بتن و آهن جایگزین کرد. اینها شبکههایی زنده از دانش، نیروی انسانی، تجربه و اعتماد اجتماعی هستند. آزمایشگاهی که سالها طول کشیده تا تجهیزاتش جمع شود و تیمش شکل بگیرد، با پولِ صرف قابل بازسازی نیست. پژوهشگری که مهاجرت میکند یا کشته میشود، «جایگزین فوری» ندارد. صنعتی که زنجیرهاش قطع میشود، به این راحتی دوباره سرپا نمیشود.
از همه مهمتر، این وعدهها یک پیشفرض پنهان دارند؛ اینکه جامعه، در این فاصله، میتواند زنده بماند، دوام بیاورد، و منتظر بماند تا «دورهی بازسازی» از راه برسد. اما تجربهی واقعی کشورهایی که زیرساختهایشان در جنگ نابود شده، چیز دیگری میگوید: بازسازی نه دو ساله است، نه صرفاً فنی؛ بلکه دههها طول میکشد، و در این فاصله، هزینهاش را مردم با بیکاری، فقر، بیماری و مهاجرت میپردازند.
به همین دلیل، وقتی نیروهای جنگطلب با بیاعتنایی میگویند «بگذارید همهچیز خراب شود، بعد بهترش را میسازیم»، در واقع از موضعی حرف میزنند که هیچ نسبتی با زندگی واقعی مردم ندارد. این نگاه، بهجای دیدن جامعه بهعنوان یک موجود زنده، آن را به یک پروژه عمرانی تقلیل میدهد: چیزی که میشود خرابش کرد و بعد، روی کاغذ، نسخهی بهتری برایش کشید. باید رو به این دسته از فاشیستها گفت که جامعه، نقشهی معماری نیست، آینده، با وعده ساخته نمیشود، و آنچه امروز نابود میشود، فقط دیوار و دستگاه نیست؛ بلکه امکان ساختن همان آیندهای است که وعدهاش داده میشود.
باهم جایگاه بخشی از تأسیسات زیرساختی اخیرا ویرانشدهی کشور مرور کنیم:
🔔 آزمایشگاه فوتونیک دانشگاه شهید بهشتی
این آزمایشگاه شاید اسمش پیچیده به نظر برسد، اما کارش را میشود ساده گفت:
استفاده از نور (لیزر و فناوریهای نوری) برای دیدن چیزهایی که با چشم دیده نمیشوند، مثل فعالیتهای مغز.
در این مرکز، روی تصویربرداری پیشرفته از مغز کار میشد؛ یعنی فهمیدن بیماریهایی مثل آلزایمر، پارکینسون یا حتی اختلالات روانی بدون نیاز به روشهای تهاجمی یا پرهزینه.
💥 وقتی چنین جایی بمباران میشود، فقط یک ساختمان از بین نمیرود؛ بلکه سالها تحقیق، داده، و تجربه نابود میشود. دانشمندانی که میتوانستند پزشکان و فناوری آینده را بسازند، پراکنده میشوند یا مهاجرت میکنند.
یعنی در نهایت: درمان بیماریها سختتر، گرانتر و وابستهتر میشود.
🔔 پژوهشکده لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی
این یکی از پایهایترین مراکز علمی است؛ اما اثرش خیلی عملی است. در اینجا روی لیزرهای پیشرفته، فناوریهای پلاسما (حالت چهارم ماده)، کاربردهای صنعتی، پزشکی و حتی انرژی کار میشود. مثلاً: برش دقیق در صنعت، درمانهای پزشکی با لیزر و فناوریهایی که در آینده انرژی پاک تولید میکنند.
💥 تخریب این مرکز یعنی عقبافتادن کشور در فناوریهای کلیدی، وابستگی بیشتر به واردات و از دست رفتن توان رقابت علمی.
یعنی: کشوری که میتوانست تولیدکننده باشد، مصرفکننده باقی میماند.
🔔 پتروشیمی ماهشهر و بندر امام
پتروشیمیها چه میکنند؟ مواد اولیه برای پلاستیک، دارو، کود کشاورزی، سوخت، و هزاران محصول دیگر تولید میکنند. آنها یکی از مهمترین منابع درآمد کشور هستند.
💥 وقتی اینها بمباران میشوند، تولید داخلی مختل میشود، قیمت کالاها بالا میرود، بیکاری افزایش پیدا میکند و آلودگی زیستمحیطی شدید ایجاد میشود. این یعنی تورم، بیکاری و بحران معیشت مستقیم. دقت کنیم که بهسبب سرمایهگذاری تأمین اجتماعی در این تأسیسات، بخش مهمی از تأمین مستمریهای بازنشستگان، در گروی سودآوری این تأسیسات است.
منطقهی ماهشهر (شامل بندر امام) فقط یک پتروشیمی نیست، بلکه بزرگترین هاب پتروشیمی ایران است. اینجا یکی از قدیمیترین و بزرگترین مجتمعهای پتروشیمی خاورمیانه است که سهم قابل توجهی از صادرات غیرنفتی ایران از همین منطقه میآید. دهها مجتمع صنعتی بههمپیوسته در این منطقه فعالاند. این منطقه مثل یک «مغز صنعتی» عمل میکند. یعنی مواد پایهای تولید میکند که بقیه صنایع به آن وابستهاند. اگر اینجا آسیب ببیند، زنجیرهای از صنایع پاییندستی هم فلج میشوند.
🔔 انستیتو پاستور ایران
انستیتو پاستور، یکی از حیاتیترین مراکز بهداشت و سلامت است. در اینجا واکسن تولید و عرضه میشود، بیماریهای عفونی بررسی میشود و اپیدمیها کنترل میشوند؛ مثلاً در بحرانهایی مثل کرونا، چنین مراکزی بسیار حیاتی و تاثیرگذار بودند.
💥 آسیب به این مرکز یعنی کاهش توان مقابله با بیماریها، وابستگی به واردات دارو و واکسن و افزایش خطر بحرانهای بهداشتی. یعنی جان مردم مستقیماً در خطر قرار میگیرد.
🔔 فولاد خوزستان؛ موتور صادراتی فولاد ایران
فولاد خوزستان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد خام در ایران و از اصلیترین صادرکنندگان فولاد کشور و به همین دلیل، بازیگری مهم در بازار منطقهای، بهویژه در خاورمیانه و شمال آفریقا است. این مرکز، فولاد خام (مثل بیلت و اسلب) تولید میکند، یعنی ماده اولیهای که بعداً تبدیل میشود به میلگرد برای ساختمان، ورق برای خودرو و قطعات صنعتی. یعنی این کارخانه در ابتدای زنجیرهای قرار دارد که بخش بزرگی از اقتصاد به آن وابسته است.
💥 اگر آسیب ببیند چه میشود؟ صادرات کاهش پیدا میکند و این یعنی کاهش درآمد ارزی؛ صنایع پاییندستی دچار کمبود مواد اولیه میشوند و قیمت مسکن، خودرو و پروژههای عمرانی بالا میرود. در نتیجه، همزمان به اقتصاد کلان و زندگی روزمره ضربهی جدی وارد میشود.
🔔 فولاد مبارکه اصفهان؛ ستون فقرات صنعت ایران
فولاد مبارکه، بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت در خاورمیانه، یکی از مهمترین شرکتهای صنعتی ایران و تأمینکنندهی اصلی برای صنایع کلیدی کشور است. فولاد مبارکه، فولاد را به شکل نهاییتر تولید میکند که در صنایع خودروسازی، لوازم خانگی (یخچال، ماشین لباسشویی)، نفت و گاز و ساختوساز پیشرفته استفاده میشوند. یعنی اگر فولاد خوزستان «مواد اولیه» است، فولاد مبارکه بخش حیاتی تولید صنعتی نهایی است.
💥 اگر آسیب ببیند چه میشود؟ تولید خودرو بیش از پیش میشود، صنایع لوازم خانگی ضربه میخورند و پروژههای صنعتی و زیرساختی متوقف میشوند. این یعنی فلج شدن زنجیرهی تولید در کشور.
این همان لحظهی واقعی «عصر حجر» است؛ لاشخوری است که سایهی شومش روز به روز به ما نزدیکتر میشود و برخی آدمها، از طرفداران حکومت گرفته تا سلطنتطلبان، به آسمان چشم دوختهاند و صدایش میکنند و فرا میخوانندش: به نام نعمت، به نام مقاومت، و به نام آزادی.
——————————————-
منبع: صفحه تلگرام سرخط


