آوریل 28, 2026
مقاله رسیده: جنگ، ویرانی و موقعیت کارگران در آستانه اول ماه مه ۱۴۰۵! (بخش دوم) – امیرجواهری لنگرودی
در آستانه ورود مان به روزجهانی کارگر و روز معلم در ایران، شرایطی که امروز طبقه کارگر و فرهنگیان و دیگر زحمتکشان جامعه ایران در آن به سرمی برند، هرچند که از آن به مثابه یک دوران آتشبس شکننده و متزلزل یاد می گردد، آنچنان خوشحالی مردم بی دفاع را فراهم آورده است که شب ها صدای موشک و بمبی نمیشنوند و سرشان را بی دغدغه تر بر بالین میگذارند. هر چند وخامت درگیریهای درون حاکمیت و حل من مبارزطلبی”کاسبان جنگ” لحظه ای نیست که زمزمههای شوم آغاز دو بارهی از سرگیری جنگ را به گوش مردم بی دفاع فراهم نیاورد.جانبداران جنگ آنانی که با هواکردن پرچم های اسرائیل و آمریکا در یک دست و دست دیگرشان، پرچم شیر و خورشید نشان، بسان سربازان نیروی زمینی ترامپ، دنبال فراهم سازی “عصرحجر” ادعایی ترامپ می گشتند، امروز لازم نیست سراغ ترامپ بگردیم، وزیر ارتباطات حکومت ایران از ۲۸ فوریه ارتباط بیش از ۹۰ میلیون نفر را با دنیای خارج قطع کردهاند و مانع از دسترسی آنها به اطلاعات ضروری و تماس با عزیزانشان در داخل و خارج از کشور شدهاند. بعبارتی همین وزیر قطع ارتباطات دولت پزشکیان با قطع اینترنت، این مرگ “عصرحجری” را در کف جامعه برای مردم ما فراهم ساخته است.

جنگ، ویرانی و موقعیت کارگران در آستانه اول ماه مه ۱۴۰۵! (بخش دوم)
امیرجواهری لنگرودی
چند روزی بیش نمانده است به اول ماه مه (یازده اردیبهشت)، روز همبستگی بین المللی کارگران جهان و (دوازدهم اردیبهشت)، روز معلم در ایران!
در بخش اول یادداشتم با همین عنوان آوردم: «طبقهی کارگر ایران نهتنها هیچ نفعی از جنگ ندارد، بلکه برآنند که این جنگ آفرینی ها مستقیماً زندگی و امنیت آنان را هدف قرار دادهاند. تداوم تحریمهای اقتصادی، تخصیص بودجههای کلان به امور نظامی، و محدودسازی آزادیها منجر به فقر گسترده تر، سرکوب وسیع تر، به زندان کشاندن و بازداشت های وسیع و راه انداختن چرخه اغدام ها همه و همه در دل گرسنگی، مرگ و آوارگی میلیونها نفر در پهنه جغرافیای ایران به وسیع ترین شکل در طول همه سال ها و امروز در دل همین وضعیت جنگی دهن بازکرده است.» (۱)
در آستانه ورود مان به روزجهانی کارگر و روز معلم در ایران، شرایطی که امروز طبقه کارگر و فرهنگیان و دیگر زحمتکشان جامعه ایران در آن به سرمی برند، هرچند که از آن به مثابه یک دوران آتشبس شکننده و متزلزل یاد می گردد، آنچنان خوشحالی مردم بی دفاع را فراهم آورده است که شب ها صدای موشک و بمبی نمیشنوند و سرشان را بی دغدغه تر بر بالین میگذارند. هر چند وخامت درگیریهای درون حاکمیت و حل من مبارزطلبی”کاسبان جنگ” لحظه ای نیست که زمزمههای شوم آغاز دو بارهی از سرگیری جنگ را به گوش مردم بی دفاع فراهم نیاورد.جانبداران جنگ آنانی که با هواکردن پرچم های اسرائیل و آمریکا در یک دست و دست دیگرشان، پرچم شیر و خورشید نشان، بسان سربازان نیروی زمینی ترامپ، دنبال فراهم سازی “عصرحجر” ادعایی ترامپ می گشتند، امروز لازم نیست سراغ ترامپ بگردیم، وزیر ارتباطات حکومت ایران از ۲۸ فوریه ارتباط بیش از ۹۰ میلیون نفر را با دنیای خارج قطع کردهاند و مانع از دسترسی آنها به اطلاعات ضروری و تماس با عزیزانشان در داخل و خارج از کشور شدهاند. بعبارتی همین وزیر قطع ارتباطات دولت پزشکیان با قطع اینترنت، این مرگ “عصرحجری” را در کف جامعه برای مردم ما فراهم ساخته است.
به گفته سیدستار هاشمی، وزیر ارتباطات آمده است: «حدود ۱۰ میلیون عمدتاً از طبقات متوسط و پایین جامعه بهطور مستقیم درگیر فعالیتهایی هستند که نیازمند ارتباطات پایدار دیجیتال است.» وی تصریح کرد: «تداوم ناپایداری اینترنت، بهمعنای تهدید مستقیم اشتغال این جمعیت گسترده است؛ موضوعی که میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عمیقی به همراه داشته باشد.»(۲)
نوشتم مرگ “عصرحجری” فی النفسه توسط وزیر خودی فراهم آمد، چرا که اینترنت دیگر یک ابزار ارتباطی صرف یا وسیله بازی پلی ایستیشن کودکان و جوانان خانه نیست. بلکه یکی از ارکان اصلی زندگی انسان در جهان مدرن است. در ایران از آموزش و پژوهش گرفته تا کسب و کار روزمره، وسیله برگزاری تورهای گردشگری و طبیعتگردی، اسنپ فوت، خدمات درمانی و ارتباطات اجتماعی، فروشندههای آنلاین شاپها، مجاری فروش کارهای خانگی، در یک عبارت ساده بیشتر از۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار فروشنده اینترنتی در شبکههای اجتماعی درحال ارائه کالا یا خدمات هستند و توانستند از این راه، کارآفرینی و کسب درآمد کنند. تاکسی سرویس و با پایان بخشی به خریدهای مجازی فروشگاههای بزرگ و کوچک، همه تعطیل شده اند بعبارتی بیش از ۹۰٪ فعالیتهای روزمره به اینترنت وابسته است. وقتی حاکمیتی این وسیله نان رسان به سفره مردم را قطع می کند، در اساس زیرساخت زندگی سی تا چهل میلیون از ۹۰ میلیون جمعیت را ویران می کند. این همان به “عصرحجر” بردن جامعه است. شرمتان باد که با مردم خود برای “نعمت” پنداشتن جنگ، و با عاریت گرفتن شعار “جنگ جنگ تا پیروزی” آب به آسیاب دشمنان خیالی تان میریزید و این چنین ناسازگاری و نابسامانی زجرآوری را بر کل جامعه ایران تحمیل می کنید.
امروز در آستانه ورودمان به روز جهانی کارگر و روز معلم در ایران، در دل تورم و گرانی وحشتناک، کارگران اکنون میان دو سنگ آسیاب در حال نبردند؛ تا دیروز از آسمان، بمبافکنها جانشان را تهدید می کرد و بر روی زمین، کارفرمایانی نشستهاند که بحران را به فرصتی برای انباشتِ بیشترِ سرمایه بدل می سازند. کارفرمایانی که بازار را تشنه میبینند، با چنگ انداختن به جانِ کارگران، تولید را به خدمت سودآوری بی حد و حساب خویش در می آورند. در این آشفتهبازار، صاحبان سرمایه یا برای حفظ حاشیه سود خود، درِ کارخانهها را میبندند و کارگران را بیهیچ پشتوانهای در خیابان رها میکنند، یا ماشین استثمار را به بالاترین دورِ موتورِ خود میرسانند. بدون تعارف باید نوشت: در روزهایی که صدای آژیر و خبر حمله، جای زنگ شروع شیفت را گرفته، قانون کار ایران هنوز در همان نقطهای ایستاده که برای روزهای آرام و شرایط غیرجنگی نوشته شده بود. برای شرایط جنگی، هیچ قاعده روشنی وجود ندارد؛ همین نعلیق، تصمیمگیری درباره تعطیلی یا ادامه کار را به اراده یکجانبه کارفرما گره میزند و کارگران را میان ترس از مرگ و هراس از بیکاری فرساینده بدون مزد دوران بیکاری معلق نگه میدارد.
زخمهای عمیق اقتصادی بیش از پیش سر باز کردهاند. با حملات امپریالیسم آمریکا و بازوی منطقهای آن اسرائیل صهیونیست، به مقتضای دید و درک شعار “جنگ، جنگ تا پیروزی” که از دل “کاسبان جنگ و تحریم” در درون نظام اسلامی نشانه میرود. آفت جنگ سه ضلعی قوای جنگ طلب، آسیب های جدی به زیرساختهای کلان اقتصادی کشور از جمله؛ صنایع پتروشیمی، فولاد و کارخانههای مادر، دومینوی تعطیلی و رکود در میان صنایع مادر به راه افتاده است. تنها طی دو روز ۱۶ و ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ لیستی اینگونه ای از تخریب واحدها کارگری فراهم آوردم:
تأسیسات جانبی صنایع پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس منجمله شرکتهای مبین و دماوند که برق، آب و اکسیژن پتروشیمیهای عسلویه را تامین میکردند و پتروشیمی جم، پالایشگاه شیراز، مجتمع پتروشیمی مرودشت، مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات یا مرکز محاسبات دانشگاه صنعتی شریف، فرودگاه های مهرآباد تهران، ارومیه، خوی، کاشان و کنارک، آزاد راه خرمآباد-بروجرد، شرکت کشتیسازی اروندان خرمشهر، کشتی سازی موسوی خرمشهر، منطقه آزاد و اسکله کلانتری چابهار، اسکله پسابندر شهرستان دشتیاری، کارگاههای صنعتی در منطقه سعیدآباد جاجرود، یک واحد صنعتی در شهر صنعتی البرز، یک دامداری در بویینزهرا، تمامی این صنایع را طی دو روز، رو به ویرانی و تعطیلی کشانده است.
در جهان معاصر، جنگ دیگر صرفاً رویارویی نظامی میان نیروها نیست؛ بلکه مکانیزمی سازمانیافته برای بازتولید و تعمیق ویرانی در تمامی سطوح حیات انسانی و وضعیت طبیعی زیستی انواع جانوران و آبزیان است. نکته مرکزی اینستکه؛ آن چه در روایتهای رسمی به حاشیه رانده میشود، نقش محیط زیست به عنوان قربانیای خاموش که تخریب آن مستقیماً به نابودی زندگی انسانی گره خورده، فراموش می شود. امروز تنها در حاشیههای کارگرینشین تهران، مثلا شهرکهای صنعتی قلعه حسنخان، شهرک های اسماعیل آباد و زاگرس، آنگاه که سود حاصل از کارکرد کارگران همواره در خدمت خصوصی سازی معنی می یابد، امروز آواری که در همین مناطق بر سر طبقه کارگر فرو ریخته، تنها از جنس خشت و آهن نیست، بلکه از جنس نان، زیر گرفته شدن امنیت شغلی و آینده بلاتکلیف میلیون ها زن سرپرست خانواده، زن دستفروش، زنان خیابانی که با فروش خود زندگی می کنند در کنار میلیون ها نیروی بیکار شده انواع صنایع ویران شده و به تعطیلی رفته چرخه تولید کشور است که تا به امروز هیچکس خود را در برابر این خانه خرابی مسئول نمی شناسد و پاسخگو نمی داند.
کارل فون کلازویتس درباره جنگ می گوید: «جنگ چیزی جز ادامه سیاست با ابزارهای دیگر، آنهم بشکل ویرانگر نیست” به زبان ساده، جنگ خودِ هدف نیست، بلکه وسیلهای برای پیشبرد اهداف سیاسی یک کشور است. اگرسیاست عوض شود، جنگ هم باید تغییر کند. به تعبیر دیگر به چه کسی شلیک کنی مهم نیست بلکه برای چه هدفی داری شلیک میکنی مهم است. مصداق واقعی این تعبیر برای “کاسبان جنگ و تحریم” در ایران که همواره جنگ را برای بقای خویش “نعمت” می پندارند. زندگی را نه برای خودی ها یعنی بورژوازی بلکه سازندگان همین زیرساخت ها ناممکن می سازند. نظامی که دزد سالاری را در سطح کلان عادی سازی نموده و جامعه را با غارتگری سازمانیافته روبرو ساخت، همواره به چانه زنی بر سر شعار “جنگ جنگ تا پیروزی” پای می کوبد و لشکرکشی را برای خویشتن و اقتدار و بقای خویش “نعمت” می پندارد.
خلاصه کلام اینکه: ایران در چنین شرایطی به آستانه یازدهم اردیبهشت روز جهانی کارگر برابر اول ماه مه، و دوازدهم اردیبهشت، روز معلم در ایران ره سپاریم.خواسته های بی پاسخ مانده کارگران و معلمان طی تمامی سال های مبارزه متشکل آنها بر سر جای خود است. باید با صراحت نوشت: همه سردمداران نظام اسلامی و دولت ها یکی پس از دیگری، در تمام ۴۷ سال حاکمیت اسلامی، هیچوقت با مردم ما آتش بس نکردند. بلکه همواره جنگ، بازداشت، زندان، شکنجه، اعدام و تبعید را بر پیکره عمومی جامعه ما درجغرافیای سراسر ایران تحمیل کردند. امروزتورم لحظه به لحظه و رشد صددرصدی در میان بخش وسیع کالاهای مصرفی و گرانی کمرشکن مایحتاج زندگی، افزایش وحشتناک قیمت انرژی، هزینههای بالای درمان و دارو، تحصیل و اجارهخانههایی که بخش عمده دستمزد زحمتکشان ایران را به انبان سیری ناپذیرخویش میبلعند، توده کارگران و معلمان کشور با شغل های چند شیفتی نفس می کشند. این شرایط وظایف بسیار سنگینی بر دوش کارگران آگاه و معلمان نیک اندیش، نیروهای انقلابی و آزادی خواه و مخالف جنگ می گذارد. آن هم تحقق شعار “نه به جنگ و نه به مداخله خارجی و قطع فوری جنگ” و فراهم سازی صلحی پایدار، باید شعار اصلی ما در این لحظه تاریخی باشد.
زحمتکشان امروز باید از کف مطالبات شان حرکت کنند. دریافت حقوق به موقع در برابر سبد هزینه زندگی، برخورداری از حق بیمه بیکاری مناسب و حق برابر تامین زندگی شان. با تاکید به تحقق پایان بخشیدن جنگ و صلح پایدار. باید به حاکمیت جنگ طلب فهماند. این شما بودید که این جنگ را به کارگران ما تحمیل کردید. ما پیاده نظام شما نبوده و نیستیم شما باید آنرا پایان بدهید. صلح و همین الان صلحی که مردم کوچه و خیابان با فهم شان آنرا صلح بدانند چرا که این جنگ، جنگ کارگران و زحمتکشان جامعه ما نبوده و نیست و آنها از جنگ هیچ نفعی نمی برند. از اینرو امروز اولویت فوری جامعه ایران باید کنترل تورم، ثبات ارزی، تأمین کالاهای اساسی، بازسازی زیرساختها و جلوگیری از تشدید فشارهای اجتماعی و پایان بخشیدن به زندان و اعدام و تامین معاش توده چند ده میلیونی بیکار در سراسر ایران و پایان بخشیدن به جنگ و به سامان بردن صلحی پایداربر فضای جنگی کشور مان باشد.
دوشنبه ۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ آوريل ۲۰۲۶
————————————————————-
(۱)- (امیرجواهری لنگرودی،وبلاگ مرکز فرهنگ وکتاب اندیشه-گوتنبرگ )
http://andishegbg.blogspot.com/2026/04/blog-post_22.html
(۲)- (سایت خبرآنلاین، وزیر ارتباطات: دسترسی پایدار به اینترنت یک «حق عمومی» است، ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵)


