ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



مقاله برگزیده: دفاع ایدئولوژیک از جنگ، جفا به کارگران جهان است! – حسین اکبری

سال هاست  این امیدواری که مدعیان چپ بر خطاهای فاحشِ سیاسیِ گذشته خود بازنگری کنند، دیگر میرود تا به آرزو بدل شود. جهان امروز درگیر پیچیده ترین مناسبات امپریالیستی است و شعار “کارگران جهان متحد شوید” جز با تسلیح به آگاهی و دانش طبقاتی که مبتنی بر نفی هر گونه استثمار و ستم طبقاتی باشد و جز با خاموشاندن انواع جنگهای مرئی و نامرئی علیه کارگران و زحمتکشان همراه با کسب آزادی و دموکراسی برای طبقه‌ی کارگر در جهان میسر نمی‌گردد. آنان‌که با دفاع ایدئولوژیک جنگ و استثمار را بر جهان روا می‌دارند؛ بطور حتم دوست کارگران و زحمتکشان نخواهند بود.

 


 

 

دفاع ایدئولوژیک از جنگ، جفا به کارگران جهان است!

آقای مسعود امیدی در تاریخ پنجم اسفند 1400 دست به انتشار ترجمه ای از رهبر حزب کمونیست شوروی زد که با مقدمه‌ی “نگاه مترجم” مواضع خود را نیز نسبت به مواضع روسیه در حمله به اوکراین اعلام کرده است و در عین حال کوشیده است پبشاپیش هر مخالفتی با مواضع خود و یا مواضع حزب کمونیست روسیه فدراتیو را با عناوین «چپ پشیمان» و «شیفته‌ی دموکراسی و توسعه‌ی کشورهای غربی» هدف قرار دهد و با این آدرس نادرست و حکم قطعی هر کسی را که مخالف تجاوز آشکار روسیه به خاک اوکراین است؛ سرکوب کند و با چسبیدن به دوگانه‌ی امپریالیسم و ضدامپریالیسم جریانات ضدتجاوز و جنگ روسیه علیه اوکراین را شیفته‌گان غرب که: «در ادبیات آن‌ها نشانی از واژه‌ها و مفاهیمی چون امپریالیسم یافته نمی‌شود»؛ معرفی کند!

 این حد از پیشداوری از آن‌گونه‌ی ادبیاتی و سیاستی است که سالها مارا گرفتار مرزبندی‌های نادرست کرد تا آنجا که دموکراسی را در دورانی که می‌توانست تضمینی برای حفظ و ادامه‌ی یک انقلابِ رهایی‌بخشِ ضدِامپریالیست باشد؛ قربانی تمایلات قرون وسطایی مشتی مرتجع مستبد به ظاهر ضدامپریالیست شد و هنوز پس از سال ها حاملان آن نوع اندیشه؛ بدون هیچ احساس مسوولیت اجتماعی در برابر کارگران و زحمتکشان کشورِ خود و جهان باز هم به خطای فاحش سیاسی دیگری تن می دهند و با همان آگاهی کاذب از امپریالیسم؛ جنگ و تجاوز را توجیه می‌کنند.

در “نگاه مترجم” تنها چیزی که کمترین اعتباری ندارد دفاع از کارگران و زحمتکشان در برابر جنگی است که از هر سو علیه آنان تدارک شده است و پیشقراول آن روسیه ی پوتین است که در همین سه روز بمباران و شلیک هوایی و توپخانه صدها کشته و هزاران زخمی به جای گذاشته و ویرانی های بسیاری ببار آورده است.

مترجم چنین شروع می‌کند: «بی‌شک یکی از اهداف مهم امپریالیسم در دوران جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، یافتن فرصت و فضای لازم برای اعمال سلطه‌ی خود بر کل جهان و به‌ویژه شرق اروپا بوده‌ است. بر این اساس، علی رغم وعده‌ی عدم توسعه‌ی ناتو در شرق اروپا‌، طی ۳ دهه‌ی گذشته در موج‌های پی‌درپی به توسعه‌ی ناتو در این منطقه اقدام کرده است. بدیهی است که این وضعیت آشکارا در تعارض با امنیت روسیه قرار گرفته و این کشور را به اقدامات متقابل برای دفاع از امنیت خود سوق دهد.»

آقای امیدی با این تصویر اولیه ای که از میدان تعارضات امپریالیستی نمایش می دهد؛ یک ” این‌همانی” را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که گویاجمهوری فدراتیو روسیه همان اتحاد جماهیرسوسیالیستی شوروی است! قاعدتا ایشان باید به این پرسش صراحتا پاسخ دهد که به لحاظ صورتبندی اجتماعی _ اقتصادی کشور روسیه چه ماهیتی دارد؛ آیا در دوران سرمایه داری جهانی شده‌ی‌ نئولیبرال در اقمار امپریالیسم جهانی است یا ماهیتی دیگر دارد؟ امنیت روسیه در صورت بندی پس از فروپاشی تا چه میزان اهمیت دارد که باید برای حفظ آن کارگران و زحمتکشان کشورهایی چون اوکراین و قزاقستان به پای آن قربانی شوند؟

اما ظاهرا آقای امیدی کمی عاقل تر از آنند که رژیم سرمایه داری روسیه را همان شوروی سابق بدانند چرا که بانشانه ای هر چند رقیق و آبکی کوشش می کند برای رفع این سوءتفاهم دو موضوع متفاوت را پیش روی مخاطب قرار دهد او می نویسد:

«تغییر و تحولات اجتماعی-طبقاتی و رویکردهای دولت‌ها در روسیه در این ارتباط یک موضوع است و زوایای ژئو پالیتیک چالش‌ها و رقابت‌های غرب در منطقه‌ی شرق اروپا به ویژه در جمهوری‌های جدا شده از شوروی سابق، بحثی دیگر، که اگر چه بی ارتباط با هم نیستند، اما بر اساس تجربه دو حوزه‌ی متفاوتند که شناخت هر یک از آن‌ها مستلزم برخورداربودن از اطلاعات لازم و کافی و در عین حال توان پردازش و تحلیل علمی بر اساس روش‌شناسی های شناخته‌شده در علوم اجتماعی است».

جدای از اینکه آقای امیدی رابطه این حوزه را هم به درستی نمی تواند توضیح دهد و آن را مستلزم شناخت هر یک بر اساس داده های لازم و کافی میداند که تحلیل آن هم به روش شناسی آکادمیک حواله داده میشود؛ اما آیا نباید رویکرد دولت‌ها را با تقدم بر تغییر و تحولات اجتماعی_طبقاتی به سود کارکران و زحمتکشان دموکراسی و صلح سنجید؟ جایگاه چنین تقدمی در ذهن و نگاه مترجم کجاست؟ اگر آقای امیدی خود در جرگه ی چپ انقلابی می داند! این چپ انقلابی چه رابطه ای بین تجاوز و جنگی که پوتین به راه انداخته است و ناتو که آنهم قطعا با فریبکاری در دفاع از استقلال و دموکراسی اوکراین به سود توسعه و گسترش نفوذ امپریالیستی از آن سود می برد؛ می بیند؟

درست همین جاست که آقای امیدی به خود اجازه می دهد همپای تعیین تکلیف همه‌ی آنچه که از سوی نهادهای آکادمیک و نظریه‌پردازی و رسانه های مسلط غربی تشخیص داده است را با مخالفان جنگ و تجاوز روسیه مترادف بداند.

این ارزیابی اولیه از نگاه مترجم یعنی دیدگاه های متوهمانه ی آقای امیدی به این خاطر لازم است تا بدانیم سنگ بنای چنین دیدگاهی بر چه استدلال های بی پایه ای استوار است. دیدگاهی که ضمن عدم شناخت در حوزه های مورد نظرش و بلاموضوع بودن اهم و فی الاهم کردن درباره موضوعات اساسی بشریت یعنی صلح و دموکراسی و برابری اجتماعی (سوسیالیزم) در تحلیل رویدادهای اخیر در جهان سرمایه داری جانب بخش امپریالیستی شرقی را در مقابل سلطه طلبی و استیلای امپریالیست غرب تا به آن اندازه مهم می داند که جنگ را توجیه می‌کند و حاضر است خرابی و ویرانی و کشتار مردم کشوری را که در بین گازانبر امپریالیستی در دو سوی جهان قرار گرفته است را به خاطر نوستالژی شوروی سابق و گرایش به برتری‌طلبی منطقه ای و جهانی پوتین نادیده گیرد!

آقای امیدی به این هم بسنده نمی کند و با عاریت گرفتن عباراتی از موضع گیری اخیر زیگانف در مورد دفاع از صلح (با اینکه بی شک یک رویکرد استراتژیک درست است) به جنگ با مدافعان صلح میرود او چنین می نویسد:

« تکرار صرف لفاظانه‌ی کلی‌گویی‌هایی  چون «نه به‌ جنگ» و «دفاع از صلح» (با اینکه بی شک یک رویکرد استراتژیک درست است) و همزمان بی‌توجهی به فضا و شرایط واقعی و روندهای بسیار خطرناک عملاَ موجود، کمکی به شناخت و تحلیل درست وضعیت و تعریف وظیفه‌ی چپ در برابر آن نمی‌کند»

صحبت بر سر تحلیل درست وضعیت و تعریف وظیفه چپ در برابر آن را می توان از ادامه ی نگاه مترجم دریافت و یا در مواضع اعلام شده ی حزب کمونیست روسیه دید. این وضعیت کدامست که «نه به جنگ» و « دفاع از صلح » در برابر آن؛ لفاظانه و کلی گویی است؟

  • احتمال نسل کشی روس ها و بلا روس ها توسط گروه‌های فاشیست کنونی در اوکراین
  • عملاَ تغییر توازن قوای ژئوپالیتیک و سهم هژمونیک نیروها و بازیگران منطقه‌ای
  • اقدام روسیه  برای تحکیم امنیت ملی خود در مقابله با پذیرش این تغییر به نفع دشمنان و رقبای جهانی و منطقه‌ای خود
  • مقابله با تنگ تر شدن حلقه ی محاصره ناتو : رهبران روسیه اعم از کمونیست و غیر کمونیست آن به خوبی دریافته‌اند که نباید اجازه‌دهند حلقه‌ی محاصره‌ی ناتو تنگ‌تر شود.
  • چپ نمی تواند چشم خود را بر روی روند و جهت تحولات و چشم‌اندازهای محتمل پیش رو بسته و ژست ناظر بی طرف را به خود بگیرد! (تاکید از من است)
  • مواضع همسویی حزب کمونیست روسیه با ولادیمر پوتین در ارتباط با منافع ملی و مسایل اوکراین به رغم  مخالفت حزب کمونیست روسیه و رهبر آن زیوگانف با جهت‌گیری و برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی رئیس جمهور

در تمامی عمده ترین محور های مورد نظر آقای امیدی منافع ملی دیگر خلق های جهان در کجا قرار دارد؟ آیا تحرکات ناتو در منطقه ما در ارتباط با عراق و افغانستان باعت تنگ تر شدن حلقه ی محاصره ناتو نگردیده است؟ روسها و حزب کمونیست روسیه در قبال کارگران و زحمتکشان سایر مناطق چه اقدامات انترناسیونالیستی را انجام داده اند که حالا کارگران و زحمتکشان و چپ انقلابی وظیفه دارند به بهای آنچه روسیه را تهدید می کند اقدامات جنگ طلبانه و تجاوز کارانه‌ی روسیه را تایید کنند؟ و شعار لفاظانه و کلی گویی های «نه به جنگ» و «دفاع از صلح» سر ندهند؟ منافع ملی ما چه خطری برای روسیه داشته است که سیاست تحریم اقتصادی علیه کارگران و زحمتکشان را  همان امپریالیست ها را روس ها و چینی ها وتو نکردند؟

البته که نسل کشی نژادی روس ها و بلاروس ها اگر چنانچه از جانب هر کشوری صورت گیرد؛ وظیفه مردم و احزاب مترقی همان کشورهاست که در برابر آن مقابله کنند و احزاب و مردم کشورهای دیگر نیز باید در مقابل آن نسل کشی بی طرف نباشند و نیروها و کشورهایی را که اقدام به نسل کشی کرده اند محکوم کنند اما کجای اندیشه‌ی نظریه پردازان کمونیست و سوسیالیست در جهان؛ پیشاپیش به اتکای احتمالات و چشم اندازهای محتمل این  تکلیف و وظیفه را به عهده‌ی چپ می گذارد تا برای رفع این احتمال ­_قصاص قبل از جنایت کرده_ و با متجاوزان و جنگ طلبان همسو گردند؟

سال هاست  این امیدواری که مدعیان چپ بر خطاهای فاحشِ سیاسیِ گذشته خود بازنگری کنند، دیگر میرود تا به آرزو بدل شود. جهان امروز درگیر پیچیده ترین مناسبات امپریالیستی است و شعار “کارگران جهان متحد شوید” جز با تسلیح به آگاهی و دانش طبقاتی که مبتنی بر نفی هر گونه استثمار و ستم طبقاتی باشد و جز با خاموشاندن انواع جنگهای مرئی و نامرئی علیه کارگران و زحمتکشان همراه با کسب آزادی و دموکراسی برای طبقه‌ی کارگر در جهان میسر نمی‌گردد. آنان‌که با دفاع ایدئولوژیک جنگ و استثمار را بر جهان روا می‌دارند؛ بطور حتم دوست کارگران و زحمتکشان نخواهند بود.

—————————–

منبع: وبلاگ کار در ایران


دسته : بین المللی, مقالات برگزيده

برچسب :

مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی






















آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1