اکنون که «اسنپبک» فعال شده، فشارهای بینالمللی از هر سو تنگتر و خفهکنندهتر خواهد شد و کفۀ تقابلگرایانِ درون حاکمیت نیز از همیشه سنگینتر. سایۀ جنگ و انزوای عمیقتر همچون طوفانی سیاه بر فراز کشور گسترده شده و صدای تعاملگرایان چهبسا هر روز کمجانتر شود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
جامعهشناسی و فلسفهی اخراج مهاجران افغانستان از ایران و پاکستان، این عمل را چیزی فراتر از یک عمل سیاسی یا حقوقی آشکار میکند: این یک فرآیند عمیق اجتماعی و اخلاقی است. از نظر جامعهشناسی، این امر برجسته میکند که چگونه دولتها مرزها را میسازند، بیعدالتی را بازتولید میکنند و از گروههای آسیبپذیر استفادهی ابزاری میکنند. از نظر فلسفی، این امر آسیبپذیری تعلق، اخلاق مهماننوازی و تقلیل غیرانسانی انسانها به موجودات یکبار مصرف را به ما نشان میدهد. اخراج مهاجران یادآوری میکند که تبعید و طرد، دغدغههای فرعی نیستند، بلکه در قلب چگونگی درک جامعهی مدرن از اجتماع و حاکمیت قرار دارند. اینکه آیا میتوانیم به سمت اشکال فراگیرتر و انسانیتر تعلق حرکت کنیم یا خیر، همچنان یکی از چالشهای تعیینکنندهی دوران ماست.

ادامه مطلب را بخوانيد »
هر ساله کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری (ITUC) گزارشی جامع با عنوان شاخص جهانی حقوق کارگران منتشر میکند؛ سندی که بهعنوان تنها ابزار منظم و جهانی برای پایش وضعیت حقوق بنیادین کار شناخته میشود. این شاخص از سال ۲۰۱۴ تاکنون با اتکا به شبکهای از اتحادیههای عضو، پرسشنامههای میدانی، نشستهای کارشناسی منطقهای و همچنین تحلیلهای حقوقی مستقل تهیه میشود. بر پایه این روش، وضعیت کارگران در ۱۵۱ کشور بر اساس ۹۷ شاخص برگرفته از مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار ارزیابی و رتبهبندی میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در این یادداشت، و به بهانه واگذاری دالان زنگزور به ایالات متحده به مدت ۹۹ سال، ابتدا به شرح مختصر از ویژگیهای این کریدور و ۲ مسیر تقریبا مشابه ترانزیتی انتقال کالا و انرژی در دیگر نقاط ایران خواهیم پرداخت تا مشخص شود دقیقا با چه مسالهای در سطح کلان منطقهای مواجه هستیم. سپس به معنای واقعی آنچه در حال وقوع است نگاهی خواهیم انداخت و نهایتا نیز نتیجه میگیریم که چه سناریوهایی از پس این تغییرات محتمل است و نقش طبقات زحمتکش و کارگران در این میانه چیست.
ادامه مطلب را بخوانيد »
در این نوشته ضمن پاسخ به برخی از پرسشها، به مسائل مهم دیگری از جمله تفاوت میان علل و ماهیت جنگ، رابطه جنگ و سیاست، اهمیت مبارزات ضدجنگ در شرایط امروز، اختلاف میان ائتلاف و اتحاد، بررسی دو بیانیه اخیر در مورد جنگ و «تفکیک قطعی صفها» و مسائل خرد و ریز دیگری حول جنگ… پرداخته شده است.

https://www.deviantart.com/milesland/art/Politics-and
ادامه مطلب را بخوانيد »
واقعیت این است که برای حرکت بسوی سوسیالیسم در این مقطع زمانی به راهکارهای متنوع استراتژیک و گروهی نیاز است. جایگاه طبقاتی و درجه شدت استثمار و ستمهای سیاسی و اجتماعی بخودی خود کافی نیستند و ارزشها و رهنمود های آکنده از تجربیات و یادگیریهای اجتماعی که طی سالیان زیاد در میان توده های زحمتکش ذخیره شده باشند برای سازندگی سوسیالیسم لازم میباشند. واقعیتهای کنونی در زندگی بشری و سطح وجود شالوده های مادی و موازین ارزشی حاکم، وجود دولت، قانون و سازماندهی اجتماعی سراسری و در عین حال محلی را، حداقل برای یک دوران معین تاریخی جهت برپائی مناسبات مدرن دمکراتیک در راستای مناسبات بدور از استثمار و ستمهای اجتماعی، ضروری نموده است. سوال این است که در دوران کنونی نگاه جنبش چپ به انقلاب و پدیده دولت در مرحله دوران گذار و دمکراتیک چگونه باید باشد؟ مگر نه این است که توده های مردم و جنبشهای اجتماعی حاضر در ایران به انسجام و سازمانیابی کنش گرانه نیازمند هستند و آیا ترویج آمال سوسیالیستی بخودی خود کافی است؟
ادامه مطلب را بخوانيد »
جنگ دوازده (۱۲) روزه به نشانهی تخریب همهی زیر ساختهای بنانهاده شدهی مردم که طی سالها تلاش و زحمت، فداکاری و تأمین هزینه و داراییهای زندگیشان و با مالیات آنان فراهم آمده، فرو ریخت و به ویرانهای بدل ساخت و از میان برد تا به آتش بسی بسیار شکننده فرو کاست! در چنین شرایطی شرم و ننگ بر آن روشنفکران مدعی ایران دوستی و چه چهها… که نتانیاهوی کودک کُش منجی آنان باشد.

تابلوی نقاشی خلاقانه پیکاسو از ویرانی جنگ شهر کوچک گرنیکای باسک (اسپانیا)
ادامه مطلب را بخوانيد »

کارگران و زحمتکشان نیک میدانند که راه رفع ستمهای نزدیک به نیم قرن جمهوری اسلامی نه با جنگ و تجاوز علیه میهن هموار شدنی است و نه با تکیه به نیروی متجاوز خارجی ایجاد میشود. تنها در سایه صلح و آزادی که ثمره پیکار و مبارزه همبسته و آگاهانه ملی میتوان از این شرایط خفقانآلودی که جمهوری اسلامی رقم زده است گذشت و زندگی سعادتمندانه و شرافتمندانه را در این کشور استبداد زده فراهم ساخت.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در جنگ با جمهوری اسلامی ایران، که با حملهی نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی و نطامی ایران در روز جمعه ۱۳ زوئن ۲۰۲۵ (23 خرداد 1404) آغاز شد – و با ورود احتمالی ایالات متحده آمریکا به صحنه میتواند ابعاد گستردهتری به خود گیرد – جمهوریخواهانِ آزادیخواه، دموکرات، لائیک و رهاییخواه، که در درازای 46 سال دیکتاتوریِ تئوکراتیک اسلامی در ایران همواره خواهان سرنگونی این نظام در تمامیت آن بوده و هستند، چه موضعی را باید در پیش گیرند؟ در این شرایط تاریخی و بحران جنگی، مردمان ایران را به چه اقدامی باید فرا بخوانند؟
ما در 10 نکته به بیان و توضیح این موضع میپردازیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
حمله اسرائیل به ایران را باید فقط در چارچوب یک استراتژی عمومی در شکل دادن به فرماسیون قدرت در سطح جهان به طور عمومی و به طور خاص فرماسیون قدرت در سطح آسیای غربی و طرح «خاورمیانهی نوین» تحلیل کرد! این جنگ یک پدیدهی فرادا نیست و ادامه یک سلسله وقایع است که پس از فروپاشی بلوک شرق صورت گرفتهاند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در حالیکه چهارمین روز از بمبارانهای اسرائیل علیه ایران در جریان است و آمار رسمی وزارت بهداشت ایران از ۲۲۴ کشته و بیش از هزار زخمی حکایت دارد، رهبران گروه هفت در شهر کوهستانی «کَنَنَسکیس» کانادا گرد هم آمدند تا دربارهٔ این حملات موضعگیری کنند. در پایان نشست، بیشتر قدرتهای غربی آشکارا از سیاست «جنگ پیشگیرانه» اسرائیل دفاع کردند و به تلآویو در ادعای «حق دفاع مشروع» علیه ایران مشروعیت دادند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در ایرانِ جمهوری اسلامی، بیش از آنکه یک فریاد جهانی برای عدالت باشد، به یک «کالای سیاسی» بدل شده است—ابزاری برای ایجاد مشروعیت، سرکوب داخلی و انسداد افقهای نقد

ادامه مطلب را بخوانيد »
مقاله نگاه مختصری به تاریخ ترجمه ماشینی دارد و با بررسی چند نمونه از ترجمههای ماشینی، ضمن استقبال از این ابزار جدید، در کنار ابزار قدیمی مانند لغتنامه، در مورد خوشبینی بیش از حد به ترجمههای ماشینی جدید هشدار میدهد و سعی میکند به طور خلاصه مشکلات جدیدی که هوش مصنوعی آفریده است را معرفی نماید.

ادامه مطلب را بخوانيد »
با قطعیت میتوان گفت: قراردادی که بین آمریکا و اوکراین بسته شده است، یک قرارداد نئوکلونیال است که علاوه بر تضمین منافع اقتصادی آمریکا در اوکراین به حاکمیت ملی این کشور خدشه وارد میکند و آن را محدود مینماید. در این مقاله با رجوع به جزئیات قرارداد این امر نشان داده خواهد شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بحران جنگی میان ایران و آمریکا خود را امروزه در جدال ترامپیسم با جمهوری اسلامی بر سر برنامه اتمی و سیادتطلبی رژیم ایران در خاورمیانه نشان میدهد. چنانچه این بحران راه حل سیاسی پیدا ننماید، احتمال بمباران تأسیسات اتمی و نظامی ایران مطرح میشود. در این صورت، چگونگیِ موضعگیریِ اپوزیسیونِ خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی اهمیت عمده سیاسی پیدا میکند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
استیو ویتکاف با حضور در برنامه پادکست تاکر کارلسون گفت که فشار زیادی روی دولت ترامپ برای درگیری نظامی با ایران وجود داشت، اما اولویت رئیسجمهور وقت، راهحل دیپلماتیک بود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در ادامه بررسی نقش و میزان نفوذ بازیگران اصلی تاثیرگذار در تحولات سوریه، در این یادداشت کوتاه به سراغ کشور قطر رفتهایم. اگر در مورد مثال اسرائیل، رابطه خصمانه و مبتنی بر منطق اشغال و نظامیگری حرف اول و آخر را میزد و تمام موارد دیگر تحت الشعاع این مساله تعریف میشد، در مورد قطر ماجرا متفاوت است. با نگاهی موشکافانه به میزان دخالت قطر در سوریه و نسبت هیئت حاکمه قطر با خاندانِ اسد و حزب بعث در سوریه، به خوبی متوجه اهمیت بُعد استراتژیک و ژئوپولیتیکی روابط منطقه ای خواهیم شد؛ به نحوی که پس از پایان بررسیِ داده محور خود، چرایی و چگونگی حضور قطر در سوریه از حیث استراتژیک نمایان خواهد شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
طی بیش از دو دهه، من و معدود افرادی نظیرِ شلدون ولین، نوآم چامسکی، چالمرز جانسون، باربارا ارنرایک و رالف نیدر، در ارتباط با اینکه افزایشِ نابرابریهای اجتماعی و استهلاکِ مستمرِ نهادهای دموکراتیک، از جمله رسانهها، کنگره، اتحادیههای کارگری، دانشگاهها و دادگاهها، لاجرم به یک ظهورِ حکومتی اقتدارگرا یا فاشیسمِ مسیحی منجر خواهد شد، هشدار دادیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
جنگ غزه ظاهراً رو به پایان است. آنچه در غزه گذشت بازنمای وضعیت جهان ماست. از این جنگ و تحول در منطقه چه میآموزیم؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
چرا زمانی که اکثر چپگرایان در مورد محکوم کردن اسرائیل اختلافی ندارند، اعلامیهها، دادخواستها، بیانیههای مختلفی صادر و در کارزارهای متفاوتی برعلیه جنگ اسرائیل شرکت میکنند، و در عین حال به بیانیهها و اعلامیههای دیگران در همین عرصه میتازند؟ این نوشته تأملی بر پیامدهای بعدی بیانیه جمعی «نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی» (بیانیهی جمعی، ۱۴۰۳) و فراخوان جمعی «علیه نظم “نوین” تحمیلی بر خاورمیانه» (فراخوان جمعی، ۱۴۰۳) دارد. در واقع، قصد این نوشته، قبل از هرچیز پرداختن به پدیدهی بیانیهنویسیهای اینترنتی و پیامدهای مختلف آن است، اما بدون پرداختن به حوادث جنگ اخیر، ورود به این موضوع انتزاعی خواهد بود. مسلماً اکنون سقوط رژیم اسد بر موضوع فلسطین سایه انداخته است و طرح برخی از مسائل را از دستور روز خارج کرده، اما هدف این مقاله بههیچوجه پرداختن به مسئلهی فلسطین نیست، بلکه نشان دادن این پدیده است که چرا در موضوعی که ظاهراً اختلافی نیست، همچنان اختلاف وجود دارد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
به مناسبت باز انتشار «دگردیسیها، مهاجرت»، اثر اَدونیس، شاعر پرآوازه سوری، گفتگویی با او در محل اقامتش در پاریس انجام گرفت. این مصاحبه توسط والِریمارَن لامِسله تنظیم و در مجله فرانسوی لوپوئن در 25 دسامبر 2024 منتشر شد. در زیر، پس از مقدمه مترجم، ترجمهی مقدمه لوپوئن و متن مصاحبه را در اختیار خواننده قرار میدهیم.

اَدونیس در نگارشخانه اش: «این جا، مکان هر آن چیزی است که فقط به من تعلق دارد»
ادامه مطلب را بخوانيد »
در این بخش تلاش خواهیم کرد تا مختصری از تاریخچه روابط پر تب و تاب اسرائیل و سوریه را بیان کنیم تا شاید از خلال آن بتوانیم پرتو نوری بر آنچه اکنون بین این دو کشور در حال رقم خوردن است انداخته باشیم. توجه به این نکته ضروری است که سرنوشت روابط میان سوریه و اسرائیل، به حزب بعث و چگونگی تعریف سوریه به عنوان یکی از بازوهای محور موسوم به مقاومت، گره خورده.

ادامه مطلب را بخوانيد »
🔸ما وظیفه داریم با شور و حرارتی یکسان با امپریالیسم ایالات متحده و با جهادیهایی که این امپریالیسم از طریق وحشیگریاش آنها را تقویت کرد، مخالفت کنیم.
🔸برای مبارزه با امپریالیسم و پیروزی در درازمدت، ما باید قلب و ذهن مردم را به دست آوریم. ما نمیتوانیم این کار را با حمایت از جبارانی انجام دهیم که مردم از آنها نفرت دارند، آن هم فقط به این دلیل که آنها دشمنِ دشمنان ما هستند.
🔸نباید صدام، قذافی یا اسد را بهعنوان «راهحل»، و پادزهر امپریالیسم تلقی کنیم. این رژیمهای جبار مردمشان را از خود بیگانه میکنند و سرانجام فرومیپاشند – بنابراین ثابت میکنند که ظرفیت مقاومت در برابر امپریالیسم را ندارند.
🔸ضدامپریالیسم تنها زمانی موفق میشود که ضدامپریالیستها حداقلِ معیارهای اخلاقی را رعایت کنند؛ بزرگترین سلاح ما این است، نه کلاشینکف خودکار یا موشک ضد هوایی. زیرا اگر به حداقل معیارهای اخلاقی پایبند باشیم، میتوانیم تودههای سراسر جهان را که در نهایت قدردانِ مواضع انسانگرایانهی اصولی هستند، جلب کنیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
انتخابات اخیر امریکا چه برای رژیم حاکم بر ایران و به ویژه روسیه هم جای امیدواری و هم جای نگرانی داشت. مهره اصلی چنین رویکردی ترامپ بود. واکاوی های اخیر بخش بزرگی از رسانه ها و عقاید گوناگون را بخود اختصاص داده بود، مخالفان و طرفدارانی را به میدان گفت و شنود آورده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
نویسندهگان و امضاءکنندهگان این بیانیه تفاوتهای دیدگاه (به تبعیت از خاستگاه و خصلتهای طبقاتی متمایز) دارند، طبعا مازاد و انعکاس خود را در بیانیه برجای خواهد گذاشت، لکن ما نه تنها این تفاوتها و گرایشات و علل همبستگی این و آن در امضای فراخوان؛ بلکه محتوای آن را که حاوی موضوعات انتقادی جدی است مورد بررسی نقادانه قرار میدهیم و از این بابت سرنوشت نقد را تنها به تعارضات درونی این امضاء کنندهگان و گرایشات متفاوت و سوگیریهای طبقاتی متضاد آنها گره نمیزنیم. اما پرهیز بیانیه از پرداختن به مسائل داخلی و مبارزهی طبقاتی در ایران، و نیز اجتناب بیانیه از وضع کردن صریح طبقه و اقتصاد-سیاسی به عنوان نقطهی عزیمت، مسئلهای است که پاسخ خود را در میان سوژههای نگارنده، یا همآوایان و امضاکنندگان بیانیه مییابد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
توگبا سِوینچ: من در این مقاله ضمن ارائهی برخی انتقادات آرنت از مارکس، درستیِ این انتقادات را بررسی میکنم. ادعای من این است که آرنت مارکس را اشتباه میخواند و حداقل در برخی موارد منجر به ناکامی او در درک شباهتهای مشخص بین مارکس و خودش میشود. ذکر این نکته ضروری است که علاقهی آرنت به مارکس بخشی از پروژهی گستردهتری است که او دنبال میکند. او معتقد است نظریهی مارکس امکان دارد این فرصت را به ما بدهد تا بین بلشویسم و تاریخ اندیشهی غرب پیوندی برقرار کنیم. تصور مارکس از تاریخ و پیشرفت، آرنت را قادر میسازد تا از ادعای خود مبنی بر اینکه نظریهی مارکس شامل عناصر توتالیتر است، حمایت کند. من از طریق تصحیح برداشت نادرست آرنت از مارکس، درکِ بهتر نظریههای مارکس و آرنت و همچنین فهم دیدگاههای متناقض آنها در مورد ماهیت فعالیت انسانی و آزادی را دنبال میکنم. آرنت مارکس را متهم میکند که مهمترین فعالیت انسانی، یعنی کنش (action) را نادیده میگیرد و آزادی و موجودیتِ سیاسی حقیقی انسان را انکار میکند. علاوه بر این، به عقیدهی آرنت، مارکس زحمت (labor) را متعالیترین فعالیت انسان میداند و اهمیت دو فعالیت دیگر، یعنی کار (work) و کنش را نادیده میگیرد. در تحلیل نهایی، مارکس و آرنت فعالیتهای متفاوت انسانی (به ترتیب کار و کنش) را به عنوان اساسیترین فعالیتهای انسانی اولویتبندی میکنند و در نتیجه، دو دیدگاه آشتیناپذیر از سیاست، تاریخ و آزادی را به ما ارائه میدهند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
نفوذ دونالد ترامپ در میان اقشار مردمی، به ویژه در ایالتهای حساس غرب میانه، حزب دموکرات را وادار کرد تا روابط خود را با جنبش کارگری تقویت کند. همزمان اتحادیهها نیز فعالیتهای میدانی خود را افزایش دادند. بهویژه از آنرو که اعتصابکنندگان اغلب به خواستههای خود دست یافتند.

ادامه مطلب را بخوانيد »