بیثباتی فقط یک مسئلهی اقتصادی نیست؛ تجربهای روزمره از ناامنی است. وقتی نمیدانی ماه آینده چه درآمدی خواهی داشت، چگونه میتوانی برای اجاره، پول لباس و غذا یا حتی یک هفته استراحت برنامهریزی کنی؟ سود به جیب سرمایهدار میرود؛ چه پلتفرم باشد چه انسانی واقعی. اما هزینهی بیماری، فرسودگی، استهلاک و بازنشستگی بر دوش کارگر، خانوادهاش و جامعه میافتد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در این مقطع، بهترین حالت ممکن کاهش فقر و فلاکت و فروکش کردن حس استیصال است. دشمن امید و آسودگی، هر نیرو و اقدامی است که تنش بیافریند و بخواهد وضعیت را دوباره به حالت جنگی درآورد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چرا اغلب جریانهای چپ تشکیلاتی مانند حزب چپ، حزب توده، سازمان فدائیان اکثریت، راه کارگر و سایر گروههای مشابه، نتوانستهاند از منطق فعالیت قبیلهای و تکرار ساختارهای قدیمی عبور کنند و حول چند مسئله مشخص و واقعی جامعه امروز ایران بازسازمان یابند؟ شاید این پرسش در نگاه اول انتزاعی به نظر بیاید، اما اگر از ذهنیت قبیلهای عبور کنیم، خواهیم دید که این یک واقعیت و ضرورت امروز چپ است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
چگونه تفویض اختیار به سرمایه، فاجعۀ جنگ را به فاجعه تورم و فلاکت اجتماعی گره میزند

ادامه مطلب را بخوانيد »
در فاصله چند روز، دو خبر منتشر شد. کنار هم گذاشتن این دو خبر شاید بیش از صدها ساعت سخنرانی و هزاران وعده رسمی بتواند واقعیت زندگی کارگران در ایران را نشان دهد.
در خبر اول، رئیسجمهور از حذف شرکتهای پیمانکاری سخن میگوید؛ همان شرکتهایی که برای میلیونها کارگر نام دیگری برای ناامنی شغلی، قراردادهای موقت، تبعیض مزدی و بیحقوقی بودهاند.
در خبر دوم، از ماهشهر و بندر امام خبر میرسد که همین شرکتهای پیمانکاری همچنان فعالاند؛ کارگران را بدون قرارداد و بهصورت روزمزد به کار میگیرند، مصوبات مربوط به ممنوعیت اخراج را نادیده میگیرند و پس از اخراج نیز راه دسترسی بسیاری از کارگران به بیمه بیکاری را میبندند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در سالهای اخیر، یکی از عجیبترین جابهجاییهای نظری در فضای چپ ایران، احضار دوبارهی صورتبندی «تضاد خلق ـ امپریالیسم» برای توجیه نوعی سیاستورزی بوده که نه فقط نسبتی با سنت چپ انقلابی دههی ۱۳۵۰ ندارد، بلکه در مواردی دقیقاً در نقطهی مقابل آن میایستد. این احضار، بیش از آنکه بازخوانی یک میراث باشد، نوعی تصاحب و دگرگونسازی آن است: جاییکه مفهومی که در بستر یک استراتژی انقلابی شکل گرفته بود، به ابزاری برای توجیه یک نظم مستقر بدل میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
یافتن کلمات مناسب در میان فاجعه، همیشه دشوار است. آنچه اکنون بر طبقهی کارگر میرود، شاید از دو جنگ و یک قتلعامی که به تازگی از سر گذرانده کم سر و صداتر باشد، اما بهمراتب مهلکتر است. موج سهمگین بیکاری به پایههای سُست معیشتمان میکوبد و مزد ناکافی و معوقه، دنیای کوچکمان را درست روبروی چشمانمان محو و ناپدید میکند. زندگی ما دارد مثل برف زیر آفتاب داغ آب میشود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بررسی دلایل ناکارآمدی تقلیلگرایی اخلاقی در برابر ماشین سودمحور اقتصاد

ادامه مطلب را بخوانيد »
اگر قلیچ چپ بود، پس شاید چپ بودن چیز ترسناکی نیست.
اگر قلیچ تا آخر چپ ماند، پس شاید چپ بودن الزاماً جوانیکردن و بعد پشیمان شدن نیست.
اگر قلیچ، با آن همه محبوبیت، با آن همه افتخار ملی، با آن همه امکان، راه مردم را انتخاب کرد، پس شاید راه شرافت از همانجایی میگذرد که راستها سالها کوشیدند لجنمالش کنند: راه چپها.

ادامه مطلب را بخوانيد »
گزارش مرکز آمار نشان میدهد تورم نقطهای به ۷۳.۵ درصد رسیده است؛ رکوردی که از سالهای اشغال ایران در ۱۳۲۲ بیسابقه بوده

ادامه مطلب را بخوانيد »
علیحیدری در یادداشتی تفصیلی، با انتقاد از تداوم نگاه دولتی به سازمان تأمین اجتماعی به مثابه «حیات خلوت»، نسبت به اتمام تابآوری این سازمان در برابر شوکهای پیاپی جنگی و اقتصادی هشدار داد و ۲۵ مسیر برونرفت از این بنبست را ترسیم کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، آخرین گزارش ماهانه را با یک تجدیدنظر اساسی در پیشبینیهای قبلی خود، اواخر فروردین منتشر کرد [1]. بر اساس این گزارش، پیشبینی شده که تقاضای جهانی نفت برای سال ۲۰۲۶ نهتنها رشد نخواهد کرد، بلکه حدود ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش خواهد یافت. رقمی که ۷۳۰ هزار بشکه در روز پایینتر از برآورد یک ماه پیش این سازمان است. دلیل این تجدیدنظر، تغییرات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ اخیر و فروپاشی جریان انرژی از تنگۀ هرمز است. این گزارش تلاش میکند بر پایۀ دادههای گزارش آژانس بینالمللی انرژی، از جریان نفتکشها گرفته تا الگوهای مصرف منطقهای و تراز ذخایر جهانی، تصویری دقیق از آنچه اتفاق افتاده و آنچه ممکن است پیش بیاید ارائه دهد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
برخلاف افسانههای ساخته و پرداخته طیف راست که میگویند «نازیها سوسیالیست بودند»، فاشیستها از سوسیالیسم متنفرند و میخواهند سر به تن آن نباشد. این نوشته توضیح میدهد چرا چپ برای آنها تهدیدی جدیست

ادامه مطلب را بخوانيد »
دهۀ گذشته، ایران همواره با تورم درگیر بود و تحریمهای فزاینده، کسری بودجۀ ساختاری، رشد بی توقف نقدینگی و تکانههای ارزی پیدرپی حتی پیش از جنگ اخیر، همچون زنجیرهای عمل میکردند که هر موج تورمی پیش از آنکه فروکش کند، موج بعدی از راه میرسد. طبق آخرین گزارش شاخص قیمت مصرفکننده در فروردینماه ۱۴۰۵ که مرکز آمار منتشر کرد، شاخص قیمت مصرفکننده از مرز ۵۶۹ عبور کرده است. این عدد روی کاغذ یک شاخص آماری است، اما زمانی که رد آن را در زندگی واقعی دنبال میشود معنایش این است که خانواری که در سال پایه ۱۴۰۰ برای هزینه خدمت یا محصول فرضی، ۱۰۰هزار تومان میپرداخت، اکنون باید برای همان ۵۶۹ هزار تومان بپردازد. بدون آنکه لزوماً درآمدش به همان نسبت رشد کرده باشد. تورم نقطهبهنقطه به 73.5٪ رسیده -1.7 واحد بیشتر از ماه قبل- و نرخ تورم سالانه با ۳٪ افزایش نسبت به اسفند ۱۴۰۴، به 53.7 درصد رسیده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
رکورد تورمی سالیان اخیر در فروردین ماه سال ۱۴۰۵ ثبت شد. بر اساس تازهترین گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطه به نقطه و سالانه به به ۷۳.۵ درصد رسیده و سقف تاریخی خود از سال ۱۳۹۱ را شکسته است. در همین حال، تورم خوراکیها و غیرخوراکی و خدمات نیز به بالاترین میزان در ۱۵ ساله گذشته رسیده است. بررسیها نشان میدهد که فشار تورمی اقلام خوراکی موجب شده تا تورم دهکهای پایینتر و گروههای در معرض آسیب بیش از سایر گروهها باشد. حالا سبد معیشت کارگری که کمتر از ۱۰۰ دلار و به عبارت دقیقتر _با احتساب افزایش ۶۰ درصدی حداقل دستمزد و مزایا_ ۸۸ دلار حقوق میگیرد، خالیتر از همیشه است. گزارشهای منتشر شده و شواهد میدانی حاکی از آن است که گرانیها تنها مربوط به بخش خوراکیها در سبد معیشت نیست. مسکن، درمان، آموزش همگی در زمره سایر اقلام سبد معیشت خانوار ایرانی هستند که با افزایشهای بعضا نجومی در برخی بخشهای خود مواجه شدهاند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
روز جهانی کارگرِ این سال هیچ شوقی را در دلِ طبقه کارگر ایران دامن نزد و هیچ صدایی از این اردوی بیشمار کار پژواک نداشت. کارگاه و کارخانه و خیابان آرام و ماتم زده نه بهیاد این روز که نگران روزها و فرداهای کارگران افسرده مینمود و هیچ عاملیتی در ابراز خواستههای حق جویانه و صلحطلبانهی خود نداشت.

ادامه مطلب را بخوانيد »
برسد به دست کارگران و هر کس که حالش از ایلان ماسک، ترامپ، بابک زنجانی، سپاه پاسداران و رضا پهلوی بهم میخوره همین چند روز پیش سالروز تولدش بود. تولد همون پسر جوونی که مَرد ریشوی گندهی معروفی شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
«چپِ محور مقاومتی» اصطلاحی است رساتر از «چپِ ضدامپریالیستی» برای توصیف مجموعههای ناهمگنی چون «گروه ۱۰ مهر» و «تلویزیون اینترنتی جدال» و «مجلۀ دانش و امید» و «تدارک کمونیستی» و امثالهم. چرا؟ چون بسیاری از چپها منتقد امپریالیسماند اما لزوماً به معنای سیاسی و عملی در صفبندی موسوم به محور مقاومت قرار نمیگیرند. آنچه چپ محور مقاومتی را متمایز میکند نه صرفاً مخالفت با امپریالیسم بلکه نحوۀ خاصی از پیونددادن این مخالفت با یک آرایش ژئوپولیتیکِ معین است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
ایالات متحده و اسرائیل در عملیاتی مشترک ۹ اسفند جنگی غیرقانونی علیه ایران را با حمله به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی آغاز کردند. دامنهی حملهها در ایران اکنون به زیرساختها، کارخانهها، کارگاههای صنعتی، واحدهای تجاری و واحدهای مسکونی کشیده و تاکنون جان دهها کارگر را گرفته است. اما این خشونت مستقیم تنها تأثیری نیست که جنگ بر کارگران گذاشته است. بسیاری از کارگران، بهویژه کارگران دارای قراردادهای متزلزل یا روزمزد، با بحران بیکاری هم روبرو هستند؛ بحرانی که پیش از جنگ و در وضعیت بحران اقتصادی و قطع اینترنت به دلیل اعتراضهای دیماه رو به افزایش بود.
در این گزارش پس از پرداختن به وضعیت بیکاری پیش و پس از آغاز جنگ، وعدههای دولت برای رسیدگی به وضع کارگران و نیز امکانهای موجود در قانون کار و دیگر قوانین را مرور خواهیم کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در پیآمد تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران، برخی تحلیلها از شکلگیری یک آرایش تازه در قدرت سیاسی و اقتصادی خبر میدهند؛ آرایشی که در آن نهادهای ولایی و بهویژه سپاه پاسداران، نهتنها تضعیف نشدهاند بلکه بهگفته برخی اقتصاددانان، از این جنگ سود بردهاند. مهرداد وهابی، استاد اقتصاد، در گفتوگو با رادیو زمانه به کالبدشکافی مفهوم «انفال» در اقتصاد سیاسی ایران میپردازد. او معتقد است برخلاف تصور عمومی، تنشهای نظامی اخیر نهتنها هسته سخت قدرت را تضعیف نکرده، بلکه با ایجاد یک «مدار مستقل اقتصادی»، باعث فربهتر شدن نهادهای ولایی و سپاه پاسداران در مقابل دولت رسمی و رو به افولِ مسعود پزشکیان شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
می گفت: نمیخواهم تهران را ترک کنم. کجا بروم؟ نمیخواهم دوباره “جنگزده” باشم. نمیخواهم دیگران برایم تصمیم بگیرند که در خانه یا شهرمان بمانیم یا برویم. جنگ ۱۲ روزه هم از تهران هیچ کجا نرفتم. نه این بار هم هیچ کجا نمیروم. یک بار سال ۵۹، وقت جنگ ایران و عراق تجربه کردیم، آواره شدیم. آن موقع دختر نوجوانی بودم. چقدر سخت بود زندگی در شهر غریب، مدرسه جدید، بچههایی که با ما فرق داشتند، رنگ پوستشان، لهجهشان. مرا به راحتی نپذیرفتند. حتا معلمها هم. نه دیگر نمیخواهم “جنگزده” باشم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
صلح که میآید، آرامش نمیآورد؛ شکل دیگری از له شدن است؛ اینبار نه زیر آوار، بلکه زیر عددها، زیر بدهی، زیر چیزی که هر ماه سنگینتر میشود. همزمان، آنچه قبلاً عمومی بود، از دسترس خارج میشود. خدماتی که قرار بود حداقلی از زندگی را تضمین کنند، یا حذف میشوند یا آنقدر گران میشوند که عملاً برای همان طبقهای که به آن نیاز دارد، غیرقابل استفاده میشوند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
موضع دقیق و منسجم چپ انقلابی باید چنین باشد: نه به تجاوز امپریالیستی، نه به اتحاد ملی زیر پرچم رژیم؛ نه به تخریب زیرساختها و زندگی مردم، نه به تعلیق مبارزه علیه دولت سرکوبگر؛ دفاع از مردم، نه دفاع از دولت؛ حفظ استقلال سازمانی و سیاسیِ طبقه، حتی و بهویژه…

ادامه مطلب را بخوانيد »
تاثیرات مخرب جنگ و پس از جنگ بیش از همه بر بخش بیثباتکار طبقهی کارگر از جمله کارگران روزمزد، دستفروشها، کسبوکارهای آنلاین و کارگران مراقبتی، خدماتی و نظافتی غیررسمی فرود میآید. جنگ صرفاً در میدانهای نبرد رخ نمیدهد. جنگ بهطور عمیق به زندگی روزمره نفوذ میکند، روابط اقتصادی را دگرگون میکند، الگوهای مصرف را تغییر میدهد و ناامنی را در سراسر ساختار اجتماعی بازتوزیع میکند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بیش از یک ماه از آغاز حملههای غیرقانونی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران میگذرد. حملههای دو کشور آغازگر جنگ تا کنون، بنا به آمار جمعیت هلال احمر ایران، بیش از ۱۱۵ هزار واحد غیرنظامی ــ مسکونی و تجاری و درمانی و آموزشی ــ را هدف قرار داده است. زیرساختهای حیاتی پرشماری نیز در ایران هدف قرار گرفتهاند: از پلها و جادهها و خطوط راهآهن گرفته تا کارخانهها و شهرکهای صنعتی و نیروگاهها و فرودگاهها.

تصاویر هوایی از بمباران فولاد مبارکه اصفهان
ادامه مطلب را بخوانيد »
نام بردن از «بمباران اتمی» نه یک تحلیل سیاسی است و نه یک راهکار؛ بلکه نمایش عریان سقوط اخلاقی و ضدیت با موجودیت یک ملت است. جنایت علیه بشریت، آن هم اینچنین بیپروا، شاخ و دم ندارد!
مسخشدگان امروز تاریخ، در دادگاههای دادخواه فردا محاکمه و رسوا خواهند شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در هر جنگی، اولین چیزی که نابود میشود فقط ساختمانها نیست، بلکه زمان است. سالها کار، تجربه، سرمایه، و زندگی که در دل یک آزمایشگاه، یک کارخانه یا یک مرکز درمانی انباشته شده، با چند موشک به گذشته پرتاب میشود. بعد، همیشه کسانی پیدا میشوند که با لحنی مطمئن میگویند: «نگران نباشید، همهچیز را دوباره میسازیم؛ حتی بهتر از قبل، فقط در چند سال.»

ادامه مطلب را بخوانيد »
دلیلِ ادامهٔ دفاع از تهاجم خارجی را میتوان سادهتر دید: برای این گروهها جنگ هنوز ابزاری برای تغییر موازنهٔ قدرت است، حتی اگر هزینههایش سنگین باشد. آنان رنجهای موجود را نه انکار بلکه در چارچوبِ یک هدفِ بزرگتر معنا میکنند: تغییر بنیادین موازنهٔ قوا که میاندیشند بدون این فشار رخ نخواهد داد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این وضعیت، نشان از پدیده مهمی دارد که امروز در جامعه ما اوج گرفتهاست: شکاف در فهم واقعیت. امروز، بیش از هر زمانی، دیگر نمیشود «مردم ایران» را یک کل واحد دانست. جامعه در این بزنگاه تاریخی به چندین صورتبندی متفاوت تقسیم شده است؛ هر کدام با درک متفاوتی از دشمن، راهحل، هزینه و حتی اخلاق.

ادامه مطلب را بخوانيد »
واقعیتِ اصلیِ جنگهای امروز، چند سال دیگر کاملاً روشن خواهد شد و آنوقت خواهیم گفت که همهچیز بر سر مهار و کند کردن قدرت نوظهور سیاسی، اقتصادی و انرژیِ چین بوده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »