ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.



مقاله رسیده: نگاهی به دو روز تاریک و سیاه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ / با بازخوانی شعر سیاووش میرزاده شاعر برابری و رهایی – امیرجواهری لنگرودی 

دی ماه ۱۴۰۴ امسال آوار عظیمی از کشتار و نفرت به جا مانده از جنایت آفریده شده حاکمیت اسلامی در دل اعتراضات و تجمعات خیابانی در جای جای کشور نشانی از خود به جای گذاشت که در حیات تمامیت نظام در برابر چشمان مردم، ولع سبعیت با وجود قطع اینترنت و شبکه‌های ارتباط در درون کشور با خارج و بالعکس تا اینجای کار که ثبت شده، نشان از نمایش سرزمین سوخته‌ای‌ست که داغ آن به درون بیشمار خانه‌ها راه یافته است.

ادامه مطلب را بخوانيد »

«آنسوی دیوارِ تردید»، شعر از حسین اکبری

بیا تا دیوارها را فرو ریزیم
تنها سلاح ما
خسته‌گانِ اردوی کار
حضور دستادست است
تا گاه خاموشیِ صداهای سود مَست!

ادامه مطلب را بخوانيد »

«برای مامِ میهن»، شعر از ی. صفایی

وطنم در گردابِ خون می‌تپد؛
خاک، سینه‌چاک و مجروح،
سرخ‌فام و پیوسته جاری.

ادامه مطلب را بخوانيد »

گزارش کانون نویسندگان ایران از مراسم بکتاش آبتین

یوسف انصاری، نویسنده و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، و مصطفی خسروی بابادی بازداشت شدند

ادامه مطلب را بخوانيد »

«درود بر آمریکا منجیِ فردای ما؟!» – شعر از فلزبان

مردمِ ونزوئلا
از غرق شدن در دریای نفت
نجات یافتند…

ادامه مطلب را بخوانيد »

داستان کوتاه: عبور – محمدزمان سیرت

این اولین عبور او از مرز ایران بود. او با گوش دادن به صحبت‌های پیرمردهای روستایش در مورد بافنده‌گی بزرگ شده بود – روسری‌های گلی دوخته شده در جاغوری، سوخت دیزلی که از تانکرها کشیده می‌شد، حتی سیگارهایی با برچسب‌های خارجی. اما حالا، بازی تغییر کرده بود. قاچاق دیگر برای تجملات نبود؛ برای بقا بود. بی‌کاری‌ها تشدید شده بود و چیزی که زمانی یک قمار سودآور بود، به یک ضرورت مبرم تبدیل شده بود.

ادامه مطلب را بخوانيد »

داستان کوتاه: آخرین طلوع آفتاب – محمدزمان سیرت

اولین خاطره آمینه، دویدن در خیابان‌های کوچه‌های باریک لیاری بود، در حالی که کیف مدرسه‌اش را حمل می‌کرد، در حالی که بچه‌های دیگر فریاد می‌زدند: «بامیانی، بامیانی!» او در آن سن، رنجش این کلمه را نمی‌شناخت، اما مادرش او را محکم در آغوش گرفته بود و با زمزمه می‌گفت: «آنها قصد آسیب رساندن ندارند. فقط به یاد داشته باشید، ما اینجا مهمان هستیم.»

ادامه مطلب را بخوانيد »

«نهِ» بزرگ – شعر از حسین اکبری

کاروانسرا یا تالار
کنسرت یا نمایشی از آن
ترانه و آواز با ساز یا بی ساز
پوشیده یا عریان
فرقی ندارد
مهم آن «نهِ» بزرگ است

ادامه مطلب را بخوانيد »

مقاله برگزیده: نویسنده مستقل و کار جمعی – حسین اکبری

نوشتن یعنی ثبت تراوشات ذهن آدمی به گونه ای که بیانگر آنچه در ضمیر او درارتباط با جهان خارج از ذهنش جریان دارد،بیان کند. به ویژه وقتی قرار است بی هیچ اجبار و تکلیفی از بیرون و محیط پیرامون آن تراوشات محتوایی را تولید کند که برخاسته از بیان زیست و تجربه زیسته‌ی فردی یا اجتماعی است که نویسنده آن را بازنمایی می کند. اگر معیار به همین سادگی باشد، که هست، اصل پذیرفته شده آنست که منعی برای نویسنده پیش، به‌هنگام و پس از نگارش وجود نداشته باشد. در اینصورت می توان گفت نویسنده آزاد عمل کرده است. اما آیا او مستقل است؟ چه ارتباطی بین آزادی بیان و استقلال نویسنده وجود دارد؟ برای اینکه حق مطلب در حدّ مقدورات یادداشتی کوتاه بیان شود ابتدا معنای استقلال و در ادامه رابطه آن را رفتار های جمعی و شکل های آن و سپس به کارجمعی و رابطه‌ی آن با استقلال خواهم پرداخت.

ادامه مطلب را بخوانيد »

گره از کار فروبسته به «نه» بگشودن – شغر از حسین اکبری

بیش از این  آرا
نیازِ گشودنِ دری است
که سالیانِ بسیار
لولایش  زنگ زده است!

ادامه مطلب را بخوانيد »

لغو مراسم بزرگداشت پرویز بابایی (مترجم و نویسنده) به دستور ماموران اطلاعات

در حالی‌که حاضران مدتی در سالن انتظار می‌کشیدند سرانجام مأموران وزارت اطلاعات این مراسم را لغو کردند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

روایت برآمدن دوباره‌ی نیکا – شعر از حسین اکبری

اینک پس از گذشت زمانی در انتظار
  نیکا
 با آن غرور و خشم به میدان در آمدست
این بی‌قرار
بار دگر آوار ترس را دلیرانه
پس زده است
نیکا برآمدست!

ادامه مطلب را بخوانيد »

«حکایت دیروز _ روایت فردا» شعر از حسین اکبری

نقاب‌داری از درون ارابه
پنجره را
از شکاف درجه
با نوک مَگَسَک نشانه رفته است!

ادامه مطلب را بخوانيد »

کانون نویسندگان ایران: گرامی باد یاد بکتاش آبتین، ستم‌کشته‌ی راه آزادی

بکتاش آبتین آزادی‌خواه و آزاد‌اندیش بود. در برابر سرکوب و ستم، سکوت و مصالحه نمی‌شناخت. کانون نویسندگان ایران را پرچم‌دار آزادی‌خواهی می‌دانست و عضو پایدار کانون بود. مبارزه را فضیلت می‌شناخت و از همین رو ایستاد و جان بر سر آرمان‌های ‌خود نهاد

ادامه مطلب را بخوانيد »

«خودکشی با مرگ»

«خودکشی با مرگ»

در همهمه‌ی بوق
کارخانه گم شد
ردِ سوت ممتد
از گوش‌هایش خالی شد
سکوت نهنگی تنها
بر پیشانی آسمان ماسیده بود
و کارگران چون ابر‌ها
پراکنده و بی‌حقوق
ناپدید می‌شدند.
هرگز اما کسی نپرسید
چگونه اندوه طناب‌ها
کفش‌هایی زابه‌راه را
یتیم می‌کند؟!

«بکتاش آبتین»


 

شعری برای آرمیتا دختر ایران

دخترکم
کُما بیش از آنکه ترا از ما بستاند
در رفیقانت
باور به آفتاب را می نشاند
خورشید پشت ابر نمی ماند
مثل تو که فراموش نخواهی شد!

ادامه مطلب را بخوانيد »

تشدید فشارها بر اصناف / چند کتاب‌فروشی دیگر پلمب شدند

در ادامه‌ی فشارهای دم افزون بر اصناف، حاکمیت به دلیل آنچه رعایت نکردن حجاب و عفاف می‌نامد، کتاب فروشی‌های «دی» و «کتاب‌خانه» را در تهران پلمب کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »

مقاله برگزیده: مگس و جولان در عرصه سیمرغ –  ناصر زرافشان

در مجله مهرنامه، مطلبی زیر عنوان «استالینیست مهربان یا چه گوارای داستان نویس، به قلم شخصی به نام مهدی یزدانی خرم درباره زنده یاد صمد بهرنگی منتشر شده است. «مجله نویسان» مهرنامه از آن قماش قلم بدستانی هستند که گمان می کنند، «هر چه دورتر تف بیندازند، بزرگ تر شده اند»، تصور می کنند هر چه بیشتر گنده گوئی کنند، خود نیز بزرگ تر می شوند: استالین، چه گوارا، چریک های فدایی خلق و سر آخر تخطئه بهرنگی با تحریفات ناشیانه و اطلاعات و اظهارنظرهای سطحی و آبکی. نوشته مدعی آنقدر بی سر و ته و مطالب او آنقدر فاقد چهارچوب و نظم و ارتباط درونی است که نقد منطقی آن غیر ممکن است.

ادامه مطلب را بخوانيد »

کاش این اژدها هزار سر می‌داشت – بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت سالمرگ صمد بهرنگی

صمد درباره‌ی کودکی خود می‌گفت: «من نمو کردم … مثل درخت سنجد، کج‌ومعوج و قانع به آبِ کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم می‌گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنند، از همین بیش‌تر نصیب تو نمی‌شود». اما حقیقت این است که او، هنوز به سی‌سالگی نرسیده، چندان در دل کودکان و میان جامعه‌ی روشنفکری معترض جا خوش کرده بود که مرگ نابهنگام‌اش تکان‌دهنده و باورنکردنی می‌نمود. از این رو هنگامی‌که جلال آل‌احمد در «صمد و افسانه‌ی عوام» قتل او را به عوامل ساواک نسبت داد بی هیچ تردیدی پذیرفته شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »

کانون نویسندگان ایران: آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت (۲۷ مرداد تا ۳ شهریور ۱۴۰۲)

بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همه‌ی عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حق همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچ‌کس را نمی‌توان از آن محروم کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت احمدرضا احمدی

کانون نویسندگان ایران درگذشت احمدرضا احمدی را به خانواده، دوستان او و جامعه‌ی فرهنگی مستقل کشور تسلیت می‌گوید.

ادامه مطلب را بخوانيد »

«ننگت! طناب دار» – شعر از حسین اکبری

ننگت! طناب دار زچه خجلت نمی‌کشی؟
گردن فرازی مردم پر افتخار را

ادامه مطلب را بخوانيد »

ترانه «چشمات» با صدای روزبه بمانی

در رثای معترضان ماه‌های اخیر که چشم‌هایشان را از دست داده‌اند و جان عزیز خود را در راه آزادی فدا کرده اند


 

تصنیفی از زندان تهران بزرگ برای زندانیان سیاسی

آهنگ: هادی میرزایی، بر اساس روایتی از استاد مهرتاش
اشعار: علی اسداللهی


 

«دادگاه» تجدیدنظر حکم کیوان مهتدی را عینا تائید کرد

بدیهی است که این احکام ظالمانه باید بی‌درنگ و بی‌هیچ قیدوشرط لغو شود. جای آزادی‌خواهان و مدافعان مردم ستم‌زده و محروم زندان نیست.

ادامه مطلب را بخوانيد »

دیدار جمعی از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران با رضا خندان مهابادی

گرچه این دیدار صمیمانه و سرشار از روح رفاقت و هم نفسی در فضایی سرشار از سرور و شادمانی برگزار شد، فقدان آن روح آزادگی و تن نسپردن به ستم و آزادی کشی، آن یار ستم کشته ی زندانی ما، بکتاش آبتین، سخت احساس می شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »

کانون نویسندگان ایران: گرامی داشت یاد منصور کوشان نویسنده، شاعر، کارگردان تئاتر، پژوهش‌گر، روزنامه‌نگار و عضو کانون نویسندگان ایران

منصور کوشان نویسنده، شاعر، کارگردان تئاتر، پژوهش‌گر، روزنامه‌نگار و عضو کانون نویسندگان ایران در ۵ دی ۱۳۲۷ در اصفهان زاده شد و به‌تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ در اثر ابتلا به سرطان در نروژ چشم از جهان فروبست.

ادامه مطلب را بخوانيد »

مقاله رسیده: هنر مقاومت  اندیشه متعهد –  م. رهاورد

هنر و ادبیات مبارز هرگز در برابر تهاجمات پاسداران نظم مسلط سر خم نخواهد کرد، هنر و ادبیات مبارز کنشی است بر اساس اندیشه آزادیبخش که در حوزه فرهنگ مسلط و کارگزاران و مدافعان آن قابل تعریف نیست چراکه مبارزه و کنشگری در ذات هنر مقاومت است، برخلاف هنر مسلط که سکوت و سازش پذیری در ذات اش عرض اندام می کند.

ادامه مطلب را بخوانيد »

شمس لنگرودی برای شاعرِ شهید (ّبکتاش آبتین)


 

«صد روز رفت و باز…»، شعر از حسین اکبری

صد روز رفت و باز…
رج میزنیم هر روز رفته را
تا بوی گل بدمد باز در بهار

ادامه مطلب را بخوانيد »

سخني كوتاه با خوانندگان تارنماي راهكار سوسياليستي

 

ما گروهی از سوسیالیست‌های ایران، باورمند به دگرگونی‌های بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویه‌ی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیت‌ها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.

ما بر این باوریم که راه نجات بشری در درجه نخست در قدرت یابی مردم به ویژه کارگران و زحمتکشان و فرودستانی‌است که گام‌های پیشروی آنها برای نیل به عدالت، برابری و آزادی بر مبانی و ارزش‌های سوسیالیستی استوار است.

ما باور داریم که شیوه کارآمد بدیل سوسیالیستی با بهره مندی از آموزه های مارکس _لنین و همه پیشگامان انقلابی دوران گذشته تا کنون شکل می گیرد. و به رغم همه‌ی دشواری‌های انطباق خلاق این آموزه ها، با شرایط هردم تحول یابنده دوران ما، می تواند در فرایند تحولات عمیقِ اجتماعی به خلق انقلابات بی بازگشت انجامد و رهایی بشریت را رقم زند.

با اين باورها مي كوشيم ارتباط متقابل و احترام آميزي را با همه باورمندان سوسياليت برقرار كنيم و در اولين گام ها خود را ملزم به انتشار مقالات و ايده هاي رفقايي ميدانيم كه مي توانند در راستاي ايجاد بديل سوسياليستي در ميهن تاثير گذار باشند. به اعتبار اين كوشش بخشي از فضاي اين تارنما را به مقالات دريافتي و يا برگزيده اختصاص خواهيم داد.

با اين اميد كه در پربار شدن مطالب اين بخش ياريگرمان باشيد.

دسته‌ها


بایگانی‌ها


مقالات هیات تحریریه راهکار سوسیالیستی

































آرشیو کلیپ و ویدئو راهکار سوسیالیستی

html> Ny sida 1