دی ماه ۱۴۰۴ امسال آوار عظیمی از کشتار و نفرت به جا مانده از جنایت آفریده شده حاکمیت اسلامی در دل اعتراضات و تجمعات خیابانی در جای جای کشور نشانی از خود به جای گذاشت که در حیات تمامیت نظام در برابر چشمان مردم، ولع سبعیت با وجود قطع اینترنت و شبکههای ارتباط در درون کشور با خارج و بالعکس تا اینجای کار که ثبت شده، نشان از نمایش سرزمین سوختهایست که داغ آن به درون بیشمار خانهها راه یافته است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بیا تا دیوارها را فرو ریزیم
تنها سلاح ما
خستهگانِ اردوی کار
حضور دستادست است
تا گاه خاموشیِ صداهای سود مَست!

ادامه مطلب را بخوانيد »
وطنم در گردابِ خون میتپد؛
خاک، سینهچاک و مجروح،
سرخفام و پیوسته جاری.

ادامه مطلب را بخوانيد »
صبح ۱۲ آبان ماموران امنیتی به خانههای پرویز صداقت و محمد مالجو یورش بردهاند

ادامه مطلب را بخوانيد »
اولین خاطره آمینه، دویدن در خیابانهای کوچههای باریک لیاری بود، در حالی که کیف مدرسهاش را حمل میکرد، در حالی که بچههای دیگر فریاد میزدند: «بامیانی، بامیانی!» او در آن سن، رنجش این کلمه را نمیشناخت، اما مادرش او را محکم در آغوش گرفته بود و با زمزمه میگفت: «آنها قصد آسیب رساندن ندارند. فقط به یاد داشته باشید، ما اینجا مهمان هستیم.»

ادامه مطلب را بخوانيد »
از ژنو تا کن
از سکوت تا سخن
از بمب تا مرگ

ادامه مطلب را بخوانيد »
مقاله نگاه مختصری به تاریخ ترجمه ماشینی دارد و با بررسی چند نمونه از ترجمههای ماشینی، ضمن استقبال از این ابزار جدید، در کنار ابزار قدیمی مانند لغتنامه، در مورد خوشبینی بیش از حد به ترجمههای ماشینی جدید هشدار میدهد و سعی میکند به طور خلاصه مشکلات جدیدی که هوش مصنوعی آفریده است را معرفی نماید.

ادامه مطلب را بخوانيد »
ای کارگر!
مشتت را بالا بگیر
همان مشتی که چرخ را میچرخاند،
فردا را هم خواهد ساخت

ادامه مطلب را بخوانيد »
کاروانسرا یا تالار
کنسرت یا نمایشی از آن
ترانه و آواز با ساز یا بی ساز
پوشیده یا عریان
فرقی ندارد
مهم آن «نهِ» بزرگ است

ادامه مطلب را بخوانيد »
در تاریخ چهارشنبه ۱۴ آذر۱۴۰۳ از سوی آقای مهرداد خامنهای به بهانه ی نقدِ بیانیه صادره از سوی کانون نویسندگان به مناسبت ۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور؛ یادداشتی در اخبار روز تحت عنوان «دیاسپورای کانون نویسندگان» منتشر شد. پس از مطالعه یادداشت به عنوان یکی از علاقمندان و دوستدارن و همراهان کانون نویسندگان ایران برخود فرض میدانم که در حدّ بازنمایی حقیقت کانون به عنوان تنها سازمان مدافع حق آزادی بیان و اندیشه، به این نقد پاسخ گویم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
حسین شنبهزاده، ویراستار، مترجم و فعال شبکههای اجتماعی، روز ۱۵ خرداد در شهر اردبیل بازداشت شد. مدتی پیش، انتشار نظری از او حاوی یک «نقطه» در واکنش به مطلبی در صفحهی رهبر جمهوری اسلامی در شبکهی اجتماعی ایکس، مورد توجه کاربران قرار گرفت.

ادامه مطلب را بخوانيد »
کانون نویسندگان ایران همواره بر حق آزادی بیان بیهیچ حصر و استثنا برای همگان پای فشرده است. اکنون نیز به حکم همین اصل بنیادین منشور خود، ضمن حمایت از خواستههای زنان، سرکوب آزادی بیان از سوی حکومت را محکوم میکند و تمامی نویسندگان، روزنامهنگاران و هنرمندان آزادیخواه را فرامیخواند تا هرچه بیشتر پژواک صدای مردم معترض و تحت سرکوب باشند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مستند ضمیمه به نام «قلبی اینچنین عاشق» که درباره دکتر فریبرز رییس دانا، توسط کامران طاهباز، مونا محمدزاده، میلاد جنت و نگار آذر تهیه و تدوین شده است پس از درگذشتش منتشر شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در حالیکه حاضران مدتی در سالن انتظار میکشیدند سرانجام مأموران وزارت اطلاعات این مراسم را لغو کردند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
اینک پس از گذشت زمانی در انتظار
نیکا
با آن غرور و خشم به میدان در آمدست
این بیقرار
بار دگر آوار ترس را دلیرانه
پس زده است
نیکا برآمدست!

ادامه مطلب را بخوانيد »
نقابداری از درون ارابه
پنجره را
از شکاف درجه
با نوک مَگَسَک نشانه رفته است!

ادامه مطلب را بخوانيد »
بکتاش آبتین آزادیخواه و آزاداندیش بود. در برابر سرکوب و ستم، سکوت و مصالحه نمیشناخت. کانون نویسندگان ایران را پرچمدار آزادیخواهی میدانست و عضو پایدار کانون بود. مبارزه را فضیلت میشناخت و از همین رو ایستاد و جان بر سر آرمانهای خود نهاد

ادامه مطلب را بخوانيد »

«خودکشی با مرگ»
در همهمهی بوق
کارخانه گم شد
ردِ سوت ممتد
از گوشهایش خالی شد
سکوت نهنگی تنها
بر پیشانی آسمان ماسیده بود
و کارگران چون ابرها
پراکنده و بیحقوق
ناپدید میشدند.
هرگز اما کسی نپرسید
چگونه اندوه طنابها
کفشهایی زابهراه را
یتیم میکند؟!
«بکتاش آبتین»
کانون نویسندگان ایران که در جریان قتلهای سیاسی زنجیرهای چهار تن از اعضای خود را از دست داد بخشی از جنبش دادخواهی است و بیش از آنکه بخواهد در دادگاهی نمایشی حقی بستاند، در پیشگاه مردم و تاریخ به دادخواهی نشسته است تا این بیداد را در دفتر ایام ثبت کند و مردم آگاه را به شهادت بطلبد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این طرحها و «سامانهها» جز ایجاد مزاحمت بیشتر برای اهل کتاب راه به جایی نخواهد برد به این دلیل که جامعه بیش از هر زمان دیگر خواستار آزادی اندیشه و بیان است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
دخترکم
کُما بیش از آنکه ترا از ما بستاند
در رفیقانت
باور به آفتاب را می نشاند
خورشید پشت ابر نمی ماند
مثل تو که فراموش نخواهی شد!

ادامه مطلب را بخوانيد »
بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حق همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
حاکمیت که یدطولایی در تعقیب و آزار و حتی قتل نویسندگان و هنرمندان آزادیخواه دارد در جنایت اخیر نیز از پاسخگویی به ابهامات و شرح چگونگی آنچه بر داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر رفته، تن میزند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در ادامهی فشارهای دم افزون بر اصناف، حاکمیت به دلیل آنچه رعایت نکردن حجاب و عفاف مینامد، کتاب فروشیهای «دی» و «کتابخانه» را در تهران پلمب کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در مجله مهرنامه، مطلبی زیر عنوان «استالینیست مهربان یا چه گوارای داستان نویس، به قلم شخصی به نام مهدی یزدانی خرم درباره زنده یاد صمد بهرنگی منتشر شده است. «مجله نویسان» مهرنامه از آن قماش قلم بدستانی هستند که گمان می کنند، «هر چه دورتر تف بیندازند، بزرگ تر شده اند»، تصور می کنند هر چه بیشتر گنده گوئی کنند، خود نیز بزرگ تر می شوند: استالین، چه گوارا، چریک های فدایی خلق و سر آخر تخطئه بهرنگی با تحریفات ناشیانه و اطلاعات و اظهارنظرهای سطحی و آبکی. نوشته مدعی آنقدر بی سر و ته و مطالب او آنقدر فاقد چهارچوب و نظم و ارتباط درونی است که نقد منطقی آن غیر ممکن است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
صمد دربارهی کودکی خود میگفت: «من نمو کردم … مثل درخت سنجد، کجومعوج و قانع به آبِ کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم میگوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنند، از همین بیشتر نصیب تو نمیشود». اما حقیقت این است که او، هنوز به سیسالگی نرسیده، چندان در دل کودکان و میان جامعهی روشنفکری معترض جا خوش کرده بود که مرگ نابهنگاماش تکاندهنده و باورنکردنی مینمود. از این رو هنگامیکه جلال آلاحمد در «صمد و افسانهی عوام» قتل او را به عوامل ساواک نسبت داد بی هیچ تردیدی پذیرفته شد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
متاسفانه علیرغم گذشت نزدیک به ۹ ماه از نقض حکم اسماعیل عبدی در دیوان عالی او به طور غیرقانونی علیرغم تاکید این امر توسط اجرای احکام همچنان در زندان کچویی کرج زندانی است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حق همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این واقعه برگی مهم از تاریخ سانسور و سرکوب در ایران معاصر است که همواره با شکستن قلمها، بستن روزنامهها، ممنوعالقلم کردن نویسندگان، ممانعت از انتشار کتاب، حذف کلمات، ارعاب، تهدید، بازداشت، زندان، شکنجه، اعدام، قتل و حذف فیزیکیِ نویسندگان مستقل و آزادیخواه همراه بوده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در بیست و سومین سالگرد درگذشت احمد شاملو، نیروهای امنیتی گور احمد شاملو را زیر مقوا پنهان و گورستان امامزاده طاهر را قرق کردند.

ادامه مطلب را بخوانيد »